خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها
گفتگو با دکتر سهیل عمر رییس اقبال اکادمی

انسانیت محور عمده اشعار علامه اقبال است

دکتر سهیل عمر رییس اقبال آکادمی گفت: جهانبینی اقبال بر محور اسلام، عدالت و حقوق بشر و انسانیت محورفکری است که اندیشه شاعرانه اقبال بر مدار آن می چرخد .


دکتر سهیل عمر رئیس آکادمی اقبال شناسی چندی پیش به ایران سفر کرده بود این مشروح گفتگوی اختصاصی سایت هنر اسلامی با ایشان است.

 لطفا درباره علت سفرخود  به ایران برای ما بگویید ،هدف شما از این سفر چیست؟

 اقبال آکادمی به عنوان مهم ترین و بزرگترین آکادمی اقبال شناسی در جهان از بدو تاسیس مشغول مطالعه و گسترش  شعر و اندیشه اقبال لاهوری بوده است و در حال حاضر نیز  در حال ساخت سریالی درباره زندگی اقبال لاهوری با همکاری دولت نروژ است  و در حال حاضر من  برای ساخت این سریال به کشورهای مختلف سفر می کنم و با اقبال شناسان مطرح  به گفتگو می پردازم و در این راستا قرار شد با اقبال شناسان ایرانی نیز گفتگو داشته باشم که از جمله این افراد دکتر حداد عادل ،نصر الله پور جوادی ، دکتر محمد بقایی ماکان و بعد از آن به امریکا و هند سفر می کنم که امیدوارم بعد از اتمام این مصاحبه ها و تنظیم و تکمیل آنها کار این سریالتا پایان سال جاری به اتمام برسد در واقع  علت سفر من به ایران انجام این گفتگوها و شرکت در یک کنفرانس  است.

 به نظر شما فعالیتهای اقبال شناسی در ایران چگونه است آیا ما در ایران در حوزه اقبال شناسی فعالیتهای متمرکزی داریم  یا خیر؟

 بله ، فعالیت های اقبال شناسی در ایران تا حد زیادی تمرکز دارد مثلا گروه زبان و ادبیات اردو دانشگاه تهران در این زمینه فعالیت می کنند و همچنین در دانشگاه علامه نیز یک کرسی اقبال شناسی مشغول فعالیت است همچنین یک مرکز اقبال شناسی در ایران در دست تهیه است که مدیریت آن با دکتر محمد بقایی ماکان اقبال شناس پر کار و برجسته ایران خواهد بود  همچنین  انجمن حکمت و فلسفه نیز در راستای فعالیتهای اقبال پژوهی قرار است  کلیات دیوان اقبال لاهوری را  با چاپ وزین منتشر کند  بنا براین می توان گفت در حال حاضر در حوزه اقبال شناسی فعالیتهای  خوب و منظمی صورت گرفته است  به عبارتی فعالیتهای اقبال شناسی در ایران فعالیتهای متمرکزی است  اما امیدوارم در آینده این فعالیتها از تمرکز و گستردگی بیشتری برخوردار شود .

جریان اقبال شناسی در ایران در مقایسه با دیگر کشورها چگونه است ؟

 جریان اقبال شناسی در ایران به دلیل علاقه ای که ایرانیان به اقبال دارند بسیار بهتر و مورد استقبال تر از سایر کشورها است و این علاقه شاید به دلیل این باشد که اقبال نیز به ایرانیان و فرهنگ ایرانی علاقه بسیاری نشان می داد و توجه خاصی  به شاعران و عارفان پارسی زبان داشت و از آثار آنها تاثیرات بسیاری پذیرفته است که این تاثیر گذاری در لابه لای آثار وی در دیوان علامه به خوبی نمود دارد  بنا براین اگر بخواهیم جریان اقبال شناسی را در ایران در مقایسه با دیگر کشورها مقایسه کنیم به این نتیجه میرسیم که این جریان در ایران شدت و حدت بیشتری  نسبت به دیگر کشورها دارد .

 

 به نظر شما دلایل علاقه مندی ایرانیان به اقبال و شعر و اندیشه اش را در چه نکاتی می توان جستجو کرد؟

 علت علاقه مندی ایرانیان را به اقبال می توان در چند دلیل برجسته جستجو کرد نخست اینکه حدود 55 درصد دیوان شعر علامه اقبال به زبان فارسی سروده شده است و این لطف سخن زبان ، فارسی روان ، زیبا و خالی از گرانی معزلات سبک هندی باعث شده شعر اقبال مورد قبول طبع ایرانیان واقع شود ، دوم اینکه علامه اقبال جزآخرین شکوفه های درخت حکمت و معرفت شاعرانی  ایرانی و پارسی گوی مانند سعدی و حافظ و مولانا است که روح آثار این افراد را می توان در دیوان علامه اقبال جستجو کرد و همین امر باعث کشش ایرانیان که علاقه وافری به شاعران اندیشمند خود دارند به اقبال است . همچنین اقبال اراتمند حضرت مولانا و مولوی دوم است که محتوای شعر وی بیشتر خود شناسی  اعتماد به نفس  و بلند نظری است  که جامعه ایرانی که جامعه ای غیور و خود دار و انقلابی است چنین روحیه ای را می پسندد و به آن گرایش دارد  به عبارتی درباره علامه اقبال لاهوری می توان گفت که وی فردوسی برون مرزی  است  و همان روحیات حماسی و ظلم ستیزی و شهامت و بلند نظری فردوسی را می توان در آثار اقبال نیز جستجو کرد . نکته دیگر که به علاقه مندی ایرانیان به اقبال می افزاید این است که معرفی کنندگان  اقبال به ایران خود افراد محبوبی بودند همچنین دلیل دیگر علاقه مندی ایرانیان به این شاعر و اندیشمند شبه قاره را در این نکته می توان جست  که ما در شعر  اقبال با این نکته و این سوال فلسفی و انسانی روبه رو می شویم که من کیستم و ربط ما به این جهان چیست  آیا من فقط آبو گل هستم و عاقبت انسان  سرانجام به کجا ختم می شود  سوالی که

جهانبینی اقبال بر محور اسلام، عدالت و حقوق بشر است از طرف دیگر اقبال اهمیت و ارزش بسیاری برای انسان و مقام این شاهکار آفرینش قایل است چنانکه

هر زمان انسان به نوعی با آن روبه رو است و آن را از خودش می پرسد و از این رو می توان گفت شعر اقبال شعر حکمت است و هر کس که به وسیله شعر خواننده را به این سوالات  اساسی آگاهی بدهد  کلامش بیش تر از دیگران مورد قبول می شود و این در حالی است که جهان امروز جهان برخی از سوالات خصوصی شده است  که آن سوالات جهان امروز را گرفتار کرده است و حال آنکه اقبال به این سوالات که بیماری شعر و اندیشه امروز است به خوبی پاسخ می گوید .

 جهانبینی اقبال و محور اندیشه های این شاعر متفکر بر چه اساس و مبنایی شکل گرفته است ؟

اقبال نه تنها شاعر همه مکانها بلکه شاعر همه افکار نیز هست و این راز بزرگ وی به عنوان یک شاعر است  وی نه تنها خود را از بند زمان و مکان رهایی بخشید ، بلکه با برگزیدن انسانیت به عنوان محور فکری شعر خود شاعری را به یکی از بزرگترین سرچشمه های الهام تبدیل نمود  ظاهرا آهنگ و روال شعر وی شبیه شعر عرفای بزرگ ایرانی است و نفوذ مولوی و حافظ و سعدی و سایر شعرای بزرگ عارف اسلامی برای تاکید این نظر بسیار آشکار است  اما اختلاف اساسی در این است که شعر اقبال فریاد عاشق دلتنگ از یاد رفته نیست و هم چنان وی به زیبایی  اندام بشری  چندان توجهی ندارد  کلیه اندیشه ها و تصورات و تخیلات شعری وی مقدمه مربوطند به اعتقاد وی بر این دو هدف خلقت الهی ایجاد مرد حق  است در وسیع ترین معنی کلمه و اینکه مردان حق البته نه به معنای محدود آن کسانی که در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده و مراسم معینی را همه روزه انجام می دهند ، می باید نقش برجسته دنیای پر تحرکی را ایفا کنند اقبال پس از آنکه به این نتیجه رسید که از همه مذاهب اسلام برای پایه گذاری چنان جامعه ای مناسب تر است ، شعر خود را وسیله ای برای به وجود آوردن فهم جدیدی در مسلمانان از این هدف غایی قرار داد بنا براین جهانبینی اقبال بر محور اسلام، عدالت و حقوق بشر است از طرف دیگر اقبال  اهمیت و ارزش بسیاری برای انسان و مقام این شاهکار آفرینش قایل است  چنانکه خود در شعری می گوید: حرف بد بر لب آوردن خطاست / کافر و مومن همه خلق خداست / آدمیت احترام آدمی / باخبر شو از مقام آدمی / بنده عشق از خدا گیرد طریق / می شود بر کافر و مومن شفیق. و این همان جهانبینی  و پیام  اقبال است که می گوید باید به جایگاه انسان که از همه موجودات والاتر و برتر است توجه شود و انسان اگر جایگاه خود را بشناسد فریفته ظواهر و رنگها نخواهد شد .

 

 در پایان باید بگویم  که  بسیاری اقبال را عارف می دانند و برخی با مطالعه اشعار وی به این  باورند که نظریات اقبال  در باب عرفان متناقض است نظر شما در این باره چیست؟

علامه محمد اقبال متفکر ، شاعر ، مصلح اجتماعی و سیاستمدار نامدار پاکستان است  اما فضیلتی که بر همه کمالات وی پرتو افکنده است و بلکه پایه و مایه همه آنهاست ذوق عرفانی و صمیمیتش در مسلمانی است که جلوه های آن در آثار نظم ونثرش پیداست  اما اگر از میان ابعاد گوناگون شخصیت اقبال بخواهیم به درباره بعد عرفانی وی سخن بگوییم باید نخست درباره عقیده وی در حوزه تصوف آگاهی هایی پیدا کنیم  که البته در این باره تا حدی سخنانش متناقض به نظر می رسد زیرا از یک سو مولوی را به عنوان پیر و الهام بخش خود انتخاب می کند و در ابیاتی صریح از او به بزرگی یاد می کند  اما در موضوعاتی ماننداصالت بخشیدن و حقیقی شمردن جهان مادی  غیر از او می اندیشد .

 اقبال در عین اینکه مثنوی «گلشن راز جدید »را به اقتفای شیخ محمود شبستری  می سراید ، در مسئله جبر و اختیار با وی و بلکه با بسیاری از صوفیان دیگر مخالف است . توجه به جامعه و بدبختی هایی که گریبانگیر مسلمانان شده است و چاره اندیشی برای نجات آنها و مبارزه با استعمار انگلیس در شبه قاره هند و فعالیتهای اجتماعی از این دست نیز با درون گرایی و گوشه نشینی و حالت مراقبه  صوفیانه چندان سازگار نیست . بدین جهت است که برخی از دانشمندان نظریات اقبال را درباره عرفان متناقض  شمرده اند ، اما بنا بر آنچه که من دریافته ام بهتر است آرای وی را در این باره به نقادی و ارزیابی  عرفان منسوب کنیم نه تناقض گویی زیرا او مبانی نظری و عملی  تصوف را در ترازوی خرد و تجربه می سنجد و به محک قرآن  می زند و سپس اظهار عقیده می کند  و این نیست جز روش تحقیق علمی در مسایل اسلامی .

نظر: 0 /

عدم نمایش نظرات

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |