خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها
نگاه دینی به سیمرغ سی و چهارم

روایتی پُر نقص از جوانان آسیب پذیر/ نقد فیلم "مالاریا"

پدیدآورنده: خبرگزاری ابنا / سرویس هنر اسلامی - به قلم: سوده موحدی 1394 .22 بهمن

کارگردان مالاریا می خواهد از کلان شهری بی رحم و پرهرج و مرج سخن بگوید؛ اما در خلق واقعیت های اجتماع و شخصیت های داستان توفیق چندانی نداشته است.
سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر از ابتدای دهه مبارک فجر 1394 در تهران آغاز شده است. فیلم سینمایی "مالاریا" از جمله فیلمهایی است که در بخش "سودای سیمرغ (سینمای ایران)" نمایش داده شد.
آنچه در پی می آید نقدی بر این فیلم است:

* مشخصات فیلم مالاریا
کارگردان: پرویز شهبازى ــ نویسنده: پرویز شهبازى ــ تهیه کننده: مسعود ردایى ــ فیلمبردار: هومن بهمنش ــ صدابردار: منصور شهبازى ــ صداگذار: محمدرضا کشفى ــ طراح گریم: محمد قومى ــ تدوین: پرویز شهبازى ــ عکس: امید صالحى ــ بازیگران: ساعد سهیلى، ساغر قناعت، آذرخش فراهانى، آزاده نامدارى و ...

* داستان فیلم مالاریا
دختر و پسری شهرستانی، فرار از خانه را تنها راه رهایی خود می پندارند. آنها راهی پایتخت می شوند و در تهران گردی‌های خود با شخصی برخورد می‌کنند که مشکلى دارد. آن‌ها سعى مى کنند راه حلى برای این مشکل پیدا کنند و ...

* نقد فیلم مالاریا
مالاریا، نام یک بیماری شناخته شده است و از ترکیب واژگان ایتالیایی "مالا ــ اریا" (mala-aria) گرفته شده که به معنی "هوای بد" است. اهمیت این بیماری به خاطر شیوع زیاد و مرگ و میر قابل توجه  آناست. در زمان های دور تصور می کردند که عامل این بیماری، هوای بد و باتلاق ها هستند.

فیلم سینمایی "مالاریا" ششمین تجربه کاری «پرویز شهبازی» در جایگاه کارگردانی است. همانطور که از نام فیلم بر می آید وی در فیلم جدیدش تأکید دارد که شخصیت های داستانش در هوای بد و مسموم نفس می کشند و در جستجوی هوایی تازه برای نفس کشیدن، چاره را در فرار از شهر و دیار خود می یابند. او مبارزه حداقلی با "مالاریا" را که به دلایل گوناگونی از جمله محدودیت منابع مالی و ... در سطح جهانی نیز قابل ریشه کنی نیست؛ کنترل این بیماری ویرانگر می داند.

گر چه مهار بیماری مالاریا و به موازات آن نظارت و رسیدگی به معضلات جوانان به خودی خود، صحیح و منطقی به نظر می رسد؛ اما وقتی در کنار هجمه ای از دیالوگ های سطحی و شعارگونه هیچ روزنه امیدی در فیلم برای درمان این بیماری یافت نمی گردد و صرفاً با نگاهی تلخ و سیاه درمان حداقلی مطالبه می شود؛ فاصله "مالاریا" از حقیقت و انصاف آشکارا رخ می نماید. حتی انتخاب نام "مالاریا" برای داستانی با مضمونی اجتماعی، نشان از قصه ای تلخ دارد.

شروع فیلم ذهن بیننده را برای وقوع یک سری اتفاقات و تنش ها آماده می کند، اما متأسفانه نکته در خور توجهی ارائه نمی شود. با آنکه کارگردان در "مالاریا" می خواهد از کلان شهری بی رحم و پرهرج و مرج سخن بگوید؛ اما در خلق واقعیت های اجتماع و شخصیت های داستان توفیق چندانی نداشته است. البته فیلم با نمایش پلان بی رحمانه رنگ کردن جوجه های ماشینی و در جایی دیگر در سکانس خودنمایی شیر درنده در سطح شهر، یک جامعه ناامن و پر هرج و مرج را به درستی به تصویر کشید.

صحنه های مربوط به جشن خیابانی توافق هسته ای بیش از آنکه روزنه ای برای امید به آینده را نشان بدهد؛ طعنه ای به الکی خوش بودن جوانان امروزی محسوب می شود. دیالوگ "آذرخش" با این مضمون که « توافق هسته ای باعث بشه صاحب خونه با ما توافق کنه؛ خوبه» خود مهر تأییدی بر مورد مذکور است.

"مالاریا" از جوانان آسیب پذیر می گوید؛ از والدینی که فقط به آبروی خود می اندیشند و اساساً حرفی برای گفتن ندارند. هدف فیلم از به تصویر کشیدن صحنه اجرای اجباری موسیقی زنده خیابانی نیز تأکید بر عدم امکانات و بی پولی اغلب جوانان است. در سکانسی دیگر از "مالاریا" وقتی پای مشکلات گرفتن وام بانکی به میان می آید از اعتبار بیشتر قصاب و مرغ فروش نسبت به هنرمند و موزیسین صحبت می شود؛ اما در قالبی شعاری و سطحی که قطعاً نمی تواند تأثیر گذاری لازم را داشته باشد.

"مالاریا" یک فیلم پر لوکیشن و جاده ای با فیلمنامه ای پر عیب و نقص است که از منطق روایی قابل قبولی نیز برخوردار نیست. به طور مثال عکس العمل "حنا" که خانواده خود در شهرستان را رها کرده و تنها به پشتوانه "مرتضی" روانه کلان شهر تهران شده، در برابر ناپدید شدن "مرتضی" بیشتر به بی تفاوتی شباهت دارد تا نگرانی. در صحنه ای دیگر هم بعد از اینکه "حنا" با دشواری و استرس فراوان با مخفی شدن در جعبه Sound Box از خانه "آذرخش" خارج می شود، که از قضا این سکانس یکی از صحنه های نفس گیر و هیجان انگیز فیلم نیز محسوب می شود؛ به آرایشگاه می رود و با رضایت و خوشحالی مدل عروس می شود !!! و مواردی دیگر از این قبیل ...

بازی بازیگران فیلم ــ به جز «آزاده نامداری» ــ در حدی قابل قبول است. "ساعد سهیلی" و "سحر قناعت" بازی نسبتاً خوبی را انجام داده اند. اما حضور آزاده نامداری همچون نقشی که ایفاء کرده، بی رمق و قابل حذف است. همچنین پوشش و نوع رفتار "حنا" و "مرتضی" دختر و پسر شهرستانی که از دیار خود گریخته اند؛ کاراکترهای باورپذیری برای مخاطب ایجاد نمی کند. به نظر می رسد دامن زدن به موضوع شهرستانی بودن آن دو صرفاً جهت برداشت سکانس منصرف شدن "مرتضی" از تصمیمش در بازگشت به شهرستان بود.

کارگردان ایده روایی و بصری هوشمندانه ای را برای فیلمش انتخاب کرده است. مخاطب با دیدن فیلم های ضبط شده موبایلی به روایتی از هم جدا و منقطع از واقعیت دست پیدا کرده که "شهبازی" این گسستگی را با ظرافتی زیبا به یک پیوستگی تبدیل می کند. همچنین فیلمبرداری متفاوت "مالاریا" هر چند که در سطحی متوسط باقی ماند؛ اما جزء نقاط قوت فیلم است.

در مجموع "مالاریا" یک فیلم نسبتاً ضعیف است که به واسطه دیالوگ های سطحی و شعارگونه نتوانست با مخاطبانش که اغلب جوان نیز هستند؛ ارتباط خوبی برقرار کند. کارگردان به بیان صرف معضلات اجتماعی پرداخته است و به صورت اغراق آمیزی فلاکت و دردمندی را به تصویر کشیده است. همچنانکه شخصیت های "مالاریا" برای بهتر شدن شرایط دست و پا می زنند؛ اما در نهایت اوضاع بهبود نمی یابد. امروزه در اکثر آثار سینمایی با طرح معضلات جامعه روبرو هستیم؛ اما متأسفانه اغلب فیلمسازان نسبت به این امر مهم که به اندازه معقول روی تلخی ها و مشکلات موجود در جامعه مانور دهند و در کنار این تلخی ها از امید و اتفاقات خوش آیند نیز حرفی به میان بیاورند؛ غافل اند. گر چه این حقیقت که اتفاقات تلخ و معضلات از درون همین جامعه بیرون می آید صحیح است؛ اما در نحوه پرداختن به مشکلات جامعه که بسیار ضروری نیز هست؛ حتماً باید چاره جویی کرد. نحوه نگارش و نشان دادن تلخی های موجود در جامعه از دل فیلمسازان بیرون می آید و این بر عهده آنان است که اجازه ندهند روایت داستانشان با سیاه نمایی همراه باشد. افراط در بیان اتفاقات ناگوار، قدم گذاشتن در مسیری دور از انصاف و عدل است و عدم توجه به این مهم جامعه را دچار افسردگی و بی اعتمادی می کند.
................................

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |