خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

بازخوانی آراء و نظریات موافقان و مخالفان تغییر خط فارسی‎ - قسمت اول

دوره نخست؛ پیشگامان تغییر خط فارسی

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده ـ نویسنده: عباس نصرتی‌نیا 1396 .23 مرداد

موضوع تغییر خط فارسی بیش از 160 سال است که در بین روشنفکران و تجددخواهان ِایرانی رواج دارد، از سال 1271 هجری قمری تا امروز، گفت و گوها و جدال‌های گوناگونی بین موافقان و مخالفان خط فارسی مطرح بوده است.

موضوع تغییر خط فارسی بیش از 160 سال است که در بین روشنفکران و تجددخواهان ِایرانی رواج دارد، از سال 1271 هجری قمری که میرزا فتحعلی آخوند زاده الفبای پیشنهادی خود را «رسم الخط جدید اسلام» نامید، تا امروز که کوروش صفوی (استاد زبان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی و نایب رییس انجمن زبان شناسی) بار دیگر این پیشنهاد را عنوان کرده‌، گفت و گوها و جدال‌های گوناگونی بین موافقان و مخالفان خط فارسی مطرح بوده است.


صدها سال قبل نیز کسانی چون ابوریحان بیرونی در آثار خود از مشکلات خط عربی شکایت کرده‌اند. همچنین در مقدمه «فرهنگ جهانگیری» در اوایل قرن یازدهم، پیشنهاداتی در مورد رسم الخط فارسی ارائه شده شده است، اما از اواخر دوران قاجار و به ویژه از زمان مشروطیت به دلایل مختلف، از جمله آشنایی با زبان فرانسه و انگلیسی و نیز جلوه های تمدن غرب و پیشرفت‌های این کشورها، موضوع تغییر خط برای تسهیل در آموزش و نزدیکی به نوشتاری جهانی، جدی شد. پیوند خط عربی با باورها و متون مذهبی اسلام در ابتدا پیشنهاددهنگان تغییر خط را بر آن داشت که با تحقیقات تاریخی نشان دهند که این خط برگرفته از خط آرامی است که بیش از 2000 سال قدمت دارد و بعد از تبدیل به خط نبطی، خط «سینایی نو» به خط «عربی» تبدیل شده است. به همین دلیل آخوند زاده در سال 1280 در گفتاری که برای اقناع روحانیت عثمانی نوشته، بر این نکته تأکید می‌کند که «خط و زبان عربی از سالیان دراز و البته پیش از ظهور اسلام، خط و زبان مردمان گوناگون و گروهی از بت پرستان بوده است.»

در این مجال به بهانه مطرح شدن این مبحث در مجامع علمی و ادبی در سه بخش به بازخوانی آراء و نظریات موافقان و مخالفان تغییر خطّ فارسی می‌پردازیم، و در آخر چند نمونه از پیشنهادات الفباهای خط فارسی را از نظر می‌گذرانیم.

برخی با سنجش‌های خود پنداشته‌اند که نخستین کسی که دربارة کمی‌ها و آکهای الفبا و خط عربی سخن گفته و رساله‌هایی نوشته میرزا فتحعلی آخوندزاده بوده است. اما صحیح تر آن است که اولین فعالیتِ تغییر خط در دو قرن اخیر را، پس از برخی از اعضای انجمن دانش عثمانی، به مسیو هنریک بارب، ناظر مدرسه السنه شرفیه وین، نسبت دهیم.

جناب کاظم استادی در نوشتاری تیپ شناسی موافقان خط فارسی را انجام داده‌اند و هشت مورد را مشترکات موافقان تغییر خط می‌دانند که به مختصر به ذکر آنها می‌پردازیم؛
1. روحانی بودن: اگر به شرح حال بیش از صد و بیست نفر از موافقان تغییر خط مراجعه نمایید، خواهید دید که آنها اکثراً روحانی و تحصیل کرده علوم دینی بوده‌اند یا روحانی زاده و پرورش یافته خانواده اهل علم و مذهب می‌باشند.
2. زبان دوم: اکثر مروجان اصلاح و تغییر خط فارسی به غیر از زبان فارسی و عربی، به یک زبان دیگر مثل فرانسه و در برخی موارد انگلیسی مسلط بوده بوده‌اند.
3. مقیم خارج یا فارغ التحصیل از خارج: مروجان تغییر خط در دورة اول در خارج از ایران به سر می‌بردند و در دورة بعدی نیز قریب به اتفاق تحصیل کرده‌های خارج از کشور بوده‌اند.
4. ادیب و دانشمند و معلم: تمام افرادی که در حدود این 120 سال پیرامون تغییر یا اصلاح خط فارسی سخنی گفته اند، از ادبای مسلم و غالباً مشهور بوده‌اند.
5. تحصیل در مدارس جدید: به غیر از مروجان ابتدایی خط فارسی، در دوره‌های بعدی افراد اکثراً از شاگردان مدارس تحصیلی جدید مانند دارالفنون بوده‌اند.
6. ارتباط فکری و کاری: اکثراً شاگرد و استاد و یا همکلاسی با هم بوده‌اند. و این ارتباط و هماهنگی در ایجاد و ترویج موضوع خط بسیار چشم گیر است.
7. ترقی خواهی: بارزترین شاخصه موافقان تغییر خط فارسی، ترقی خواهی آنهاست.
8. نبود منفعت شخصی: آنچه مسلم است هیچ کدام از مروجان تغییر خط منافعی شخصی از اجرای این طرح نداشتند.

حال به بازخوانی سیر آراء و نظریات مطرح شده می پردازیم.

شاید جزو اولین اشخاصی که در این باب آراء و نظریاتی داشتند، آخوندزاده(نمایشنامه نویس آزادی‌خواه ایرانی تبارِ دوره قاجار) بوده است، آخوند زاده به فرمایش صدراعظم عثمانی، به تاریخ 31 تیر 1342 در مجلس مجموعه فنون شرکت می‌کند و شرح و توضیح پیرامون الفباء برای شش نفر از ارباب معرفت می‌دهد و نیز درخواست بررسی خط جدید خود را در انجمن علمیه عثمانیه می‌دهد.

در آن مجلس، برخی از اعضای مجلس مجموعه فنون، می‌گویند که به سال 1224 ش، الفبایی بر اسلوب اهل فرنگستان با حروف مقطعه ابداع نموده است.

آخوندزاده در دفترخانه «پیشکار کل قفقاز» بنام ترجمان زبانهای اسلامی (فارسی، عربی، ترکی) کار می‌کرده زبان روس را هم به‌خوبی یاد می‌گیرد و از این راه با فرهنگ و دانش‌های اروپایی به ویژه نویسندگان و فرزانگان سده هجدهم آشنا می‌گردد و پس از این آشنایی به پیشرفت‌های اروپاییان است که میرزا فتحعلی به گفته خود یکی از شوندهای بدبختی و نادانی شرقیان را بویژه ایرانیان را همین الفبای کنونی شناخت و از این رو در اندیشه ساختن الفبای نو می‌افتد.

آنچه پیداست وی از همان ابتدا می‌خواسته الفبای عربی را از بیخ کنار بگذارد و الفبای تازه‌ای به لاتین بسازد. از این‌رو نخست دو الفبا می‌سازد (در سال 1271 یا 1273)، یکی از آنها با واتهای پیوسته و بی‌نقطه دیگری با واتهای جدا جدا و بی‌نقطه و پس از اینها الفبای سوم که با واتهای لاتین بوده.

آخوندزاده درباره الفبا و پیشرفت اندیشه خود با میرزا ملکم خان نامه نویسی داشته و از همدیگر پشتیبانی می نموده‌اند. اما میرزا ملکم خان(روزنامه نگار، سیاستمدار) نیز فعالیت‌های پر ارجی را پیرامون پیراستن الفبا انجام داده است. ایشان نیز از پیشگامان این راه شناخته می‌شوند.

ملکم خان برای پیشرفت اندیشه‌های خود درباره الفبا کتابچه‌های چندی بنام «مبدء ترقی» و گفتگوی «شیخ و وزیر» پدید آورد، و سپس با الفبای تازه‌ای که خود پدید آورده بوده چند کتاب از جمله «گلستان سعدی» و «اقوال علی» و «خطوط آدمیت» و «ضروب امثال» را در سال 1303 قمری در لندن چاپ و پراکنده و سالها برای پیشرفت آرزو و آرمان خود کوشیده است. ملکم خان معایب خط چنین می‌خواند:

معایب خط ما را نمی‌خواهیم در اینجا یک به یک شرح بدهیم خلاصه مطلب این است که در این خط حاضر سی قسم عیب در کتابچه‌های مخصوص مفصلاً بیان شده. بعضی از این معایب در خطوط فرنگستان نیز یافت میشوند اما در فرنگستان هیچ خطی نیست که مثل خط حاضر ما همه این سی عیب را جمع کرده باشد.

نیست که با خطوط حالیه اسلام یک شخص ذهین میتواند بزور اجتهاد خود را به مقامات عالیه علوم برساند اما با چنان خطوط شیوع علوم در میان عامه خلق محال است و چون حصول آن ترقیات که در فرنگستان مشاهده می کنیم بدون تعمیم علوم ممکن نیست پس باقتضای اصول فوق میتوانیم حکم بکنیم که طوایف اسلام با خطوط حالیه خود هرگز قادر نخواهند بود که در اوضاع دنیوی بقدر ملل فرنگستان ترقی نمایند.

ملکم خان در ادامه می‌نویسد: به جهت حصول این مقصود خیال اولی این شد که یک خط تازه وضع نماییم. وضع خط تازه هیچ اشکالی ندارد از روی دویست قسم الفبا که در نیا هست می توان در یک ساعت چنان خطی ترتبی داد که از هر جهت اکمل باشد. حرف در رواج آن است. یک الفبای تازه هر قدر هم کامل باشد هرگز در میان ملل اسلام رواج نخواهد یافت.

بزرگان قوم که الفبای قدیم را را به هزار زحمت یاد گرفته اند دیگر نمی آیند در آخر عمر یک الفبای تازه که ثمر نقد ندارد تحصیل نمایند و جوانان مبتدی چون می‌بینند الف بای تازه در میان بزرگان معمول نیست تحصیل آن را بی فاید می شمارند.

اختراع خط تازه در صورتی مفید میشد که دول اسلام مدتها به مخارج زیاد اطفال مدرسه را مجبور به تحصیل آن بکنند چون دول حالیه ما فرصت چنان تدابیر ندارند اختراع خط جدید در این عهد از جمله مجاهدات بی ثمر خواهد بود.

چه بکنیم که آن سی قسم معایب تماماً از خط ما رفع شوند و در آن ضمن ترکیب و اصول حالیه خط ما طوری محفوظ بمانند که ارباب سواد بدون درس تازه بتوانند بخوانند.

بر سر این مسئله بیش از 25 سال معطل شدم. هیچ خیال و هیچ ترتیبی نماند که امتحان نکرده باشم البته پنجاه قسم ترکیبات مختلف در حضور و با مواظبت شبانه روزی من حکاکی و چاپ شد. پس از هر نوع امتحانات نتیجه عمل همان نمونه ایست که در آخر این اوراق به نظر خواهد رسید.

تا اینجا آراء آخوند زاده و ملکم خان را از سرگذارندیم، اینکه آنان تغییر خط را مساوی رشد و بالندگی در دیگر علوم میدانستند، درواقع آنان نسل اولی بودند که نه تنها ایده تغییر خط را مطرح کردند، بلکه پیشنهاداتی نیز ارائه دادند، در ادامه نیز یوسف خان مسشتار الدوله که رنج بسیاری کشید نیز دلایلی برای تغییر خط آورد و بعدها نمونه ای را ارائه کرد، مستشار الدوله برای رفع شبهه از منتقدان دین مدار، به سمت استفتاء رفت، او از علمای آن زمان استفتاء کرد، و عموم علما، فعالیت‌های این چنینی را بلا اشکال دانستند.

ملا احمد حسین زاده(شیخ الاسلام قفقاز)، در همراهی و پشتیبانی آخوند زاده دیگران بسیار کوشا بوده است.

رضا خان ارفع الدوله، یا میرزا رضا خان در روزهای جوانی الفبایی که وات های آن آمیخته از وات های لاتین و روسی بود، پدید آورد، و در کتابچه ای به نام «رساله رشیدیه» در استانبول به چاپ رسانید. او در مقدمه بر الفبای خود نوشته و در آن از دشواری آموزش الفبا به کودکان و از «تحریف و تصحیف» هایی که در خط کنونی پیش می‌آید نام برده است.

لطفعلی مجتهد دانش تبریزی، او کتابی پیرامون خط، الفبا دارد. همچنین در الذریعه، کتاب: کشف الغمام عن شمس الاسلام را برای وی دانسته است. او چند کتاب دیگر راجع به خط دارد.

تا سالهای بعد پیشنهادات و بررسی های بسیاری برای تغییر خط از علما و ادیبان به چاپ رسید اما این مهم، با توجه به کم اهمیت بودن در چشم حاکمین، فروکش کرد. زیرا تحولات اجتماعی و سیاسی موجب شد که سالها مسئله تغییر خط و تغییر آن تنها در بعضی از نوشته های پراکنده در نشریات دیده شد. تا اینکه در سال 1338 انجمنی به نام انجمن اصلاح خط به ریاست استاد سعید نفیسی در تهران تشکیل شد.

بازخوانی موج دوم، و در نهایت موج سوم فعالان خط فارسی و در نهایت به بازخوانی آراء مخالفان در مقالات آتی به سمع و نظر مخاطبین خواهد رسید.

***
آخوند زاده و تغییر خط، کاظم استادی.
ملکم‌خان و تغییر خط، کاظم استادی.
تاریخچه تغییر خط در ایران، کاظم استادی، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1391.
مقاله تغییر خط فارسی، کورش کمالی سروستانی، نشریه کتاب ادبیات، شماره 72(پیاپی186) سال 1392 .
فعالان اصلاح الفبا و تغییر خط در زبان فارسی، کاظم استادی، نشر علم.

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |