خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

اسطوره‌های صهیونیستی(بخش نهم)

پدیدآورنده: محمدحسین فرج‌نژاد 1390 .20 اردیبهشت

دلیل اصلی هم­سویی كنونی سیاست خارجی، فرهنگی و سینمایی انگلیس و آمریكا را باید از قرن16 میلادی و در ظهور پروتستانتیسم و فرقه­های گوناگونش بازبینی كرد. دكتر رفعت سعید در مقاله‌ای، مارتین لوتر را بنیان‌گذار مسیحیت صهیونیستی می­داند.
آخرالزمان‌سازی اونجلیستی

دلیل اصلی هم­سویی كنونی سیاست خارجی، فرهنگی و سینمایی انگلیس و آمریكا را باید از قرن16 میلادی و در ظهور پروتستانتیسم و فرقه­های گوناگونش بازبینی كرد. دكتر رفعت سعید در مقاله‌ای، مارتین لوتر را بنیان‌گذار مسیحیت صهیونیستی می­داند.[1] این دیدگاه وی هم‌سو با نظرات افرادی چون هارون یحیی (عدنان‌ اكتار) اندیشمند ترك[2] و عبدالله شهبازی مورخ نامدار ایرانی[3] و دیگر نویسندگان محقق است.[4]

بنیادهای دین‌شناختی صهیونیسم مسیحی ـ كه تعبیر مسیحیت صهیونیستی برای ایشان بهتر است ـ در تداوم اندیشه­های منحرف پولس، لوتر، كالون و پیوریتان­ها و البته اندیشه­های مسیحیایی كابالیست‌هاست. این بنیادها اكنون در هالیوود دست‌مایۀ ساخت آثار بسیار زیادی اعم از مستند، فیلم، انیمیشن، كلیپ و بازی رایانه­ای و... شده است و نیاز دارد هر كدام به طور جداگانه به مثابه یك بن‌مایه و اسطورۀ جعلی صهیونیستی بررسی شوند. تنها با اشاره­ای گذرا كلیات آن را در این‌جا می­آورم.

مسیحیان صهیونیست در ادامۀ حرف‌های پروتستان‌ها و پیوریتان‌ها، مكتب پروتستانتیسم بنیادگرا یا اونجلیسم‌ را بنیان نهادند. اونجلیسم در لغت به معنای بازگشت مسیح است كه نخستین بار برای لوتر و یارانش به كار رفت، ولی امروزه به مسیحیان محافظه­كار و بنیادگرا ـ غالباً در آمریكا ـ گفته می­شود.[5] اینان كه بر عهد عتیق بیش از عهد جدید تأكید می­كنند، حتی انجیل را با تفاسیر عهد عتیقی می­فهمند؛ گرچه انجیل از نظر زمانی متأخر از تورات بود و باید با انجیل،‌ تورات را تفسیر كرد ـ و عقیدۀ سنتی مسیحیان هم این بود ـ ولی با نفوذ اندیشه­های پروتستان و یهودیزه شدن بیشتر مسیحیت، دست از این حالت عقلایی برمی­دارند و انجیل را با عهد عتیق تفسیر می­كنند.

در اواخر قرن نوزدهم، یكی از مفسران معروف آمریكایی به نام سایروس اسكوفیلد[6] بر اساس افكار جان‌ داربی انگلیسی، انجیل را تفسیر كرد كه امروزه از مهم­ترین منابع مسیحیت صهیونیستی شمرده می­شود و معتبرترین تفسیر انجیل برای پروتستان­های سراسر جهان به شمار می­آید.[7]

این جریان، خود را به نام­های دیگری هم معرفی می­كنند؛ مانند بخشوده شدگان. چون قائلند که به‌ وسیلۀ خدا از درد و رنجِ ناشی از نبرد بزرگ پایان دوران یا همان آرماگدون، دور نگه داشته می­شوند. اینان خود را مسیحیان از نو زاده شده[8]‌ نیز می­نامند؛ زیرا معتقدند در زمان وقوع نبرد آرماگدون به آسمان برده می­شوند و در انتهای آن جنگ وحشتناك، با مسیح به زمین می­آیند و نبرد به اتمام می­رسد و مسیح بر جهان حاكم می­شود. هم‌چنین خود را بنیادگرایان پروتستان،‌ مسیحیان محافظه­كار، جریان عملی نمودن خواسته­های مسیح، جریان عملی نمودن پیشگویی‌های انجیل و مسیحیان دست‌راستی‌ هم می­نامند. افزون بر این‌ها، ایشان را هزاره‌گرایان‌ می‌نامند؛ چون قائلند مسیح برای قیام دومش پس از هزارۀ دوم برانگیخته می­شود و جنگ آرماگدون در ابتدای هزارۀ سوم رخ می­دهد. پس از آن مسیح می­آید و سلطنت هزار سالۀ خود را برپا می­كند. هم‌چنین نام دیگر آنان مشیت­گرا/ تقدیرگرا[9] است؛ زیرا بر این باورند كه بر اساس مشیت و تقدیر قطعی خداوند، آخرالزمان اجرا می­شود و از طرح مسیح‌ گریزی نیست.

حقیقتاً حرف­های مسیحیان صهیونیست پر از اسطوره­های گوناگون معطوف به قدرت و منعطف از قدرت است و اساساً خود این تفكر، یك اسطورۀ جعلی مادر به ‌شمار می‌رود؛ زیرا حرف­هایی كه از یك سو به قدرت‌طلبی عده­ای ماده­گرا بازمی­گردد و از سوی دیگر از كتاب مقدس و آسمان با تفاسیر مادی، صهیونیستی و عهد عتیقی نشانه­هایی دارند، اسطوره‌ساز می­شوند؛ اسطوره، موجودی نیمه‌خیالی ـ نیمه‌انسانی و الگو برای یك ملت است كه انتقال فرهنگ، با آن صورت می­گیرد.[10] تركیبی از واقعیت و خیال، حقیقت و افسانه.

هفت مشیت الهی ـ اسطوره ای

هفت مشیت الهی‌ كه به قرائت اینان در كتاب مقدس پیشگویی شده و در آخرالزمان باید اتفاق بیفتند تا طرح مسیح برای واپسین دوران تحقق پذیرد، بدین قرار است:

1. لزوم بازگشت یهودیان به سرزمین­های میانه یا همان سرزمین موعود یا فلسطین پس از این‌كه بر اساس طرح خدا، اینان در همۀ جهان پراكنده شده بودند.

2. ایجاد دولت یهودی در فلسطین، كه حتی از یهودیان صهیونیست، این گروهند كه مایل به حفظ و تثبیت حكومت عِبری در كنعان هستند.

3. وعظ انجیل به همۀ مردم جهان و بنی­اسرائیل؛ البته با قرائت­های خاص عهد عتیقی و تفسیر اسكوفیلدی از انجیل.

4. حصول مرحلۀ وجه[11] و سرخوشی مؤمنان به مسیحیت (صهیونیستی) و رفتن به بهشت به همراه مسیح؛

در این راستا اكنون ایستگاه فضایی مجهزی، برای دور شدن از زمین به هنگام نیاز در حال ساخت و تجهیز است.

5. دوران رنج و فلاكت هفت سالۀ[12] مؤمنان باقی‌مانده در زمین و یهودیان كه در نهایت صالحان با یاران دجال یا شیطان[13] به مبارزه برخواهند خاست.

6. در واپسین سال دوران فلاكت، جنگ آرماگدون ‌در صحرای مجیدون یا مگیدو در فلسطین رخ خواهد داد و شمار زیادی از افراد در این نبرد كه احتمالاً نبردی هسته­ای است، كشته خواهند شد.

7. بازگشت مسیح و مؤمنان به مسیح و شكست لشگریان دجال و استقرار پادشاهی‌ای سرشار از صلح مسیح به پایتختی بیت­المقدس (اورشلیم).

این پادشاهی به وسیلۀ مسیحیان صهیونیست یا یهودیانی اداره خواهد شد كه به مسیح ایمان آورده­اند یا به مسیح می­پیوندند. دربارۀ سرانجام یهودیان در پایان دوران، بین فرقه­های گوناگون مسیحیت صهیونیستی اختلاف وجود دارد. برخی می­گویند آن‌ها از بین می­روند، برخی می­گویند به مسیح ایمان می­آورند و برخی هم بر این باورند كه هم‌پیمان مسیح خواهند شد.

 

 

سینمای صهیونیسم مسیحی

آرمان‌های آخرالزمانی را که زمانی یهودیان با کنایه در فیلم‌های­شان می‌آوردند، مانند پادشاهی جهانی یهود در سرزمین موعود، نبرد بزرگ یهود و اسلام، کشته شدن افراد زیادی در این نبرد حق علیه شیطان و ... را صهیونیست‌های مسیحی، در این روزگار واژگونه، به تصریح و کنایه و با خرج میلیون‌ها دلار پول در سینما فریاد می‌زنند و این توده­های مستضعف فکری مسیحی هستند که هر روز بیش از پیش، در استعمار فرا نوین یهودی ـ صهیونیستی فرو می‌روند.

بشمار تا آرماگدون[14]  

در فیلم بشمار تا آرماگدون كه تولید اونجلیست­ها با كمك هال لیندسی از كشیشان صهیونیست مسیحی است، ابتدا مجری، علایم ضد‌مسیح یا دجال و فتنۀ او را بیان می­كند. سپس از نشانه‌های هیولا می­گوید و متن عبارت یك پیشگویی را كه بر صفحه نقش بسته است می‌خواند.[15] سپس ضدمسیح را نشان می­دهد كه از طریق دموكراسیِ فریبنده به قدرت رسیده و سپس مردم را گول می­زند و به دیكتاتوری وحشتناك تبدیل می­شود. پس از آن یك‌یك پیشگویی­های مسیح دربارۀ آخرالزمان را برمی­شمرد: قحطی، سیل، بیماری­های عجیب و غریب و جنگ. در این بلاها میلیون­ها از نفوس بشر كشته می­شوند. پس از دوران 42 ماهه (5/3 ساله، 1260 روزه)، دولتِ دجال را توصیف می­كند و شرایط سخت مؤمنان مسیحی را نشان می­دهد كه در مخفی‌گاه­ها، دین خود را حفظ و برای بازگشت مسیح و نابودی ضدمسیح، دعا می­كنند. سپس پیشگویی دیگری از متی را می­خواند.[16] روی فتنه­های آخرالزمانی مانور فراوان بصری می­دهد و سرانجام با دوبار دمیدن در شیپور، قیام دوم مسیح صورت می­گیرد.[17] سپس ارواح شهدا رجعت كرده و با سلحشوران مسیحی زنده، در یك لحظه با آسانسورهایی از نور به آسمان عروج می­كنند و در بزمی آسمانی گرد مسیح می­آیند و شراب سرخوشی می­نوشند[18] و پس از آن با مسیح باز‌می‌گردند و نبرد بزرگ آرماگدون[19] صورت می­گیرد. یاران مسیح به هیئت صلیبیون و با شمشیر و زره و سلاح­های جدید به جنگ پیروان دجال می­روند. سپس نقشۀ خاورمیانه و صحرای مگیدو در شمال غرب بیت‌المقدس و جنوب غرب دریاچۀ جلیل نشان داده می­شود. پس از شكست ضدمسیح، بهشت زمینی درست مانند رؤیاهای فیلم وسترن در زمین شكل می­گیرد كه درشكه، گاری و خانه­های قدیمی وسترنی مشخصۀ اصلی آن است.

اُمگا کد2: مگیدو

فیلم مهم دیگر صهیونیست­های مسیحی، فیلم اُمگا کد2: مگیدو[20] است. این فیلم محصول شبكه T.B.N است كه از مهم‌ترین رسانه‌های مسیحیت صهیونیستی است. وجه تسمیۀ فیلم به یكی از سخنان مسیح باز می­گردد كه می­گوید:‌

من از آلفا تا امگا هستم. من همۀ نشانه­های خدا هستم.

آلفا اولین و اُمگا آخرین حرف از حروف یونانی است؛ یعنی من اول و آخر هستم.

اهمیت این فیلم به صحنه­های پرخرجی است كه نبرد عظیم آرماگدون را نشان می‌دهد. سپاه شیطان یا ضدمسیح شامل 12 لشگر از اعراب مسلمان، چینی­ها و آسیایی­هاست و رهبر سپاهیان مسیح، رییس‌جمهور آمریكا و برادر ضدمسیح است. سربازان آمریكایی با لباس فعلی ارتش آمریكا و برخی اعراب و یهودیان هم در سپاه مسیح حضور دارند. هر كس كه بتواند منطقۀ آرماگدون را در روز نبرد در دست داشته باشد، همان پیروز میدان است. در انتهای فیلم كه نبرد اوج گرفته اژدها یا شیطان از پوستۀ دجال بیرون می­آید و شیطان به خدا نیشخند می­زند و همۀ نیروهای شر را به كمك می­طلبد:

Rise up for ces of evil! I summon the powers of dark ness. Rise up and destroy all who stand against you. Arise!

سپس شیطان خود را سرور همه خدایان[21] قلمداد كرده و به خورشید اشاره می­كند. خورشید تیره می­شود و سپس در ناامیدی سیاه، مسیح از آسمان می­آید و با معجزه­ای، همۀ سپاهیان تاریكی را در یك آن نابود می­كند و دجال یا شیطان كه در این فیلم یكی هستند، را به زندان می­فرستد و به زنجیر می­كشد. مانند صحنۀ آخر فیلم ارباب حلقه­ها‌، این زندان، دریاچه­ای از مواد مذاب درون گودال عمیقی است كه در كتاب مكاشفات یوحنا (سفر رؤیا) آمده است:

سپس شیطان كه ایشان را فریب داده بود به دریاچۀ آتش افكنده خواهد شد. دریاچۀ آتش همان جایی است كه با گوگرد می­سوزد و آن جاندار خبیث و پیامبر دروغین او شبانه‌روز، تا به ابد در آن‌جا عذاب می­كشند.[22]

سپس رییس‌جمهور آمریكا (دیوید الكساندر) در هاله­ای از نور غرق می­شود و بهشت زمینی (معاد جسمانی) بر روی زمین برقرار می­شود. روی تصویر این بهشت در انتهای این نما این فقرات مقدس به انگلیسی نقش می­بندد:

 The KINGDOMS of this world hare become the kingdoms of our LORD and of HIS CHRIST and HE shall REIGN for ever and ever

پادشاهی این دنیا آغاز خواهد شد، پادشاهی آقای ما و مسیح؛ او و او باید بر همه و همه سلطنت كنند.‌[23]

پس از پایان فیلم، هال لیندسی می­گوید این فیلم كاملاً مورد تأیید ماست و فیلم را تحلیل و بررسی می­كند.

ارباب حلقه‌ها

فیلم دیگری كه كاملاً فضایی این‌چنینی دارد، سه‌گانۀ ارباب حلقه­ها[24] است. در این فیلم، سایرون یعنی شیطان اصلی با سارومان پیامبر شیطانی در فكر تجهیز لشگر بزرگ شیطانی هستند. در این فیلم، نبرد خیر و شر با ادبیات غالباً انجیلی نشان داده می­شود. دعوا بر سر حاكمیت سرزمین­های میانه است كه هر بیننده­ای را به یاد خاورمیانه می­اندازد. در سكانس­های جذاب و پرخرجی كه نبردی سنگین برای گرفتن شهر روهان میان اقوام متحد و لشگریان وحشی­ها و شیاطین در می­گیرد، می­بینیم كه لشگریان شیطان از فیل‌سواران بهره ­می­گیرند كه در فیلم­های تاریخی هالیوود مانند اسكندر و 300 نماد لشگر­های آسیایی است و از سویی بر سپر جنگجویان شجاع روهان و گندور علامت صلیب و ستاره دیده می­شود كه یادآور سپاهیان مسیحی و داوودی(یهودی) در نبرد آخرالزمان است. گاندولف هم در این فیلم با هیبت مسیحایی و نجات‌بخش خود و با لباس سفید و عصای در دست، یادآور منجیان بنی‌اسرائیلی در فیلم­هایی چون ده فرمان‌ و پرنس مصر است.

گاندولف كه راهنما و رهبر همۀ اقوام مبارز در برابر شیطان است در اواسط فیلم به درون آتش سیاه سقوط می­كند و در ظاهر می­میرد، ولی باز به زمین باز می­گردد و قصد دارد قیام دوم را آغاز كند. او سوار اسب سپید با لباس سپید و بلند و عصای جادویی­اش به یاری مبارزان شهر روهان می­­شتابد و از حاكمیت لشگریان شیطان بر روهان ـ شهری زیبا در كناره كوه ـ جلوگیری می‌كند.

در این نبرد كه كشته­های فراوانی از دو طرف گرفته می­شود، سپاهیان به رهبری آراگون به سمت موردور‌ مقر اصلی یاران شیطان می­روند تا آن‌ها را در واپسین نبرد سرنوشت­ساز یاری كنند، ولی موجوداتی كوتاه‌قد شبیه انسان، با پای بزرگ‌تر به نام هابیت­ در این فیلم هستند كه بالاخره در انتهای فیلم یکی از آن‌ها به نام فرودو، حلقۀ قدرت‌ را در كوه نابودی یا همان كوه موردور به درون دریاچۀ آتش می­افكند و بی‌درنگ مانند یك معجزۀ مسیحایی مانند انتهای فیلم اُمگا کد2: مگیدو، همۀ كاخ‌های شیطان و یارانش از میان ­می­روند و پادشاه بزرگ آخرالزمان با تاجگذاری آراگون در شهر روهان‌، به سلطنت می­رسد و بهشت زمینی ایجاد می­شود.

 این فیلم را كمپانی نیولاین سینما به كارگردانی پیتر جكسون نیوزلندی ساخته است و به دلیل فیلم‌نامۀ خوب، اسطوره­ای بودن مضمون، ساخت، كارگردانی قوی، موسیقی جذاب، با فروشی فوق­العاده روبه­رو شد و تأثیر بسیاری بر مخاطبان خود داشت تا آنان نسبت به نزدیك بودن آخرین نبرد و آمدن ماشیح (مسیحا و منجی) یقین داشته باشند. یکی از اصلی‌ترین دلایل ما که این فیلم را اثری در راستای تولیدات مسیحیان صهیونیسم ارزیابی کردیم، این بود که از آخرین سفر عهد جدید ـ مکاشفات یوحنا یا رؤیا ـ که به ظاهر از سوی یهودیان پذیرفته شده نیست، در این فیلم، استفاده فراوانی شده است.

مكاشفات یوحنا در كنار كتاب پیشگویی­های دانیال و قسمت­هایی از حزقیال و اشعیا از منابع مهم ادبیات مسیحیان صهیونیست است. در این سفر از اسفار کتاب مقدس،‌ تقابل آخرالزمانی كلمۀ خدا كه سوار بر اسب سپید به همراه لشگری آسمانی كه لباس­های كتان سفید و پاك بر تن داشتند و قوم­های بی­ایمان تصویر شده است.[25] و چنین نوشته­اند كه:

او با عصای آهنین بر آنان حكمرانی خواهد كرد و با پاهای خود، شراب خشم خدای توانا را در چرخشت[26] خواهد فشرد.[27]

در انتهای مكاشفات یوحنا در دو باب 21 و 22، شاهد توصیف شهر محبوب اورشلیم و زیبایی‌های آن هستیم كه در كنارۀ تپه صهیون و كوه موریا صورت می­گیرد. بنا به قولی معبد سلیمان بر روی آن بنا شده بوده است.[28] در فیلم هم بر زیبایی فوق­العادۀ شهر روهان مانور فراوان داده می­شود؛ این‌كه این شهر در حملۀ شریران تخریب شده و دوباره بازسازی می­شود و باز در فیلم، این شهر در كنارۀ كوهی در سرزمین میانه بنا شده است كه دعوای فراوانی بین ارتش صلیبی و ارتش آسیایی، بر سر آن رخ می­دهد.

 
اسطورۀ هولوکاست

شاید هولوكاست، مهم‌ترین اسطوره‌ای است که فیلم‌های بی‌شماری برای تثبیت آن ساخته‌اند؛ البته بیشترین حساسیت صهیونیست‌ها نسبت به نقد نشدن یک اسطوره، نسبت به همین گزینه بوده است؛ تا اندازه‌ای که بسیاری از منتقدان هولوکاست، به تبعید، زندان و جریمۀ مالی محکوم شده‌اند و قوانین بسیاری در کشورهای مختلف اجازۀ اندیشیدن دربارۀ آن را از دانشمندان هم گرفته است. در سال‌های اخیر، در کشور ما در فضایی آزادانه‌، بحث­های زیادی از دلایل موافقان و مخالفان این بحث مطرح شده است.
1390 .20 اردیبهشت / نویسنده: محمدحسین فرج‌نژاد / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |