خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

هنر براي هنر

در این مقاله نظریات کانت، هگل و تئوفیل گوتیه به طور مختصر مورد بررسی قرار می‌گیرد. تئوفیل گوتیه معتقد بودند که تنها چیزی زیباست که به درد هیچ کاری نمی‌خورد، و هر چیز سودآور و مفیدی زشت است زیرا دنباله‌رو نیازمندیهای انسان بوده و نیازهای انسان حقیر و پست و نفرت‌انگیز هستند.

در این مقاله نظریات کانت، هگل و تئوفیل گوتیه به طور مختصر مورد بررسی قرار می‌گیرد. تئوفیل گوتیه معتقد بودند که تنها چیزی زیباست که به درد هیچ کاری نمی‌خورد، و هر چیز سودآور و مفیدی زشت است زیرا دنباله‌رو نیازمندیهای انسان بوده و نیازهای انسان حقیر و پست و نفرت‌انگیز هستند. نویسندگان این دوره با نگرش ابزاری به آثار هنری مخالف بوده و تفکرات کانت را دربارة زیبایی هنری و این که غایت هنر نفس هنر می‌باشد را می‌پذیرند اما تفسیر آثار هنری مورد تأیید آنها قرار نمی‌گرفت و آنان بر این باور بودند که ارزش هنر از درون هنر سرچشمه می‌گیرد.
زيبايي‌شناسي افراطي كانتي در پديدارشناسي روان هگل مورد انتقاد شديد اوست. او نظر كانتيان و نحله‌ي رمانتيك را  كه بر رهايي في‌نفسه هنر و گريز از ارتباط با ساير حوزه‌هاي علوم اصرار مي‌ورزيد، و نظر كانت را كه به شعار هنر براي هنر رسيده بود، ناموجه و بي‌معنا تلقي مي‌كرد.
شعار هنر براي هنر در اوايل قرن نوزدهم در فرانسه رايج گرديد. تئوفيل گوتيه نخستين بار در رأس جماعتي بود كه چنين شعاري را سر دادند. به اعتقاد وي «تنها چيزي زيباست كه به درد هيچ‌كاري نمي‌خورد. هر چيزي كه سودي دارد زشت است، چون يكي از نيازمندي‌ها را دنبال مي‌كند و نيازمندي‌هاي انسان همه پست و نفرت‌انگيزند.» در نظر گوتيه زيبايي در خالص‌ترين جلوه‌ي خود، يعني در هنر، پيش از قرن هجدهم هنوز قابل تصوّر نبود.تفكّر نويسندگان اين عصر كه نحله‌ي پارناس و هنر براي هنر را به‌وجود آوردند، نوعي واكنش افراطي در مقابل نظريه‌هاي سودانگارانه و ماترياليستي حاكم بر آن دوران، از خود نشان دادند، كه هنر را از عالم واقع و انضمامي دور مي‌كرد و صرفاً ارزش زيبايي‌شناسانه‌ي آثار هنري، صرف‌نظر از موردِ استفاده‌ي اصلي آن‌ها، ملاك اعتبار قرار مي‌گرفت. آن‌ها با تفسير ابزاري آثار هنري مخالفت مي‌كردند و به اين باور داشتند كه ارزش هنر از درون هنر مي‌تراود، چنانكه ارزش دين و اخلاق از درون دين و اخلاق ظهور و بروز مي‌كند. مي‌توان گفت ريشه اين نظر در انديشه‌ي كانت و وجهه‌نظر او درباره‌ي زيبايي هنري است. او كه غايت هنر را در نفس هنر تلقي مي‌كرد و حكم ذوقي بشر را از هر سود و غرضي مبرا و رها مي‌دانست. به هرحال حكم زيبايي‌شناسي در مورد هنر و زيباييِ اثر هنري از هرگونه منفعت و بهره‌اي به دو است. بنابراين زيبايي غايتي است، بدون غايت و اين اساس شعار «هنر براي هنر» است....

نظر: 0 /

عدم نمایش نظرات

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |