خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

ابنیه اسلامی در تقابل با جغرافیا

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده - نشریه هنر و تمدن شرق؛ احسان دیزانی کارشناس ارشد مرمت 1394 .16 شهریور

آثار معماری در طول تاریخ، هر کدام نشانگر روح زمانه خود بوده‌اند. بنا و ساختمان‌هایی که در هر دوره ای از تاریخ زندگی بشر ساخته شده‌اند.

آثار معماری در طول تاریخ، هر کدام نشانگر روح زمانه خود بوده‌اند. بنا و ساختمان‌هایی که در هر دوره ای از تاریخ زندگی بشر ساخته شده‌اند، به نیت و مقصودی مشخص یا نا مشخص، بعدها کاربردهایی ویژه پیدا کرده و تا به روزگار ما شکلی منحصر به‌فرد به خود گرفته‌اند. بررسی این آثار جدای از ابنیه‌ای که ویران شده و یا نامی از آنها نمانده‌است، می‌تواند نتایج جالبی در هر زمینه تحقیقی و مطالعاتی برای ما داشته‌باشد.

یکی از گذرگاه‌هایی که در طول تاریخ آثار معماری را به دسته‌ها و گونه‌های مختلف و متنوع تقسیم می‌کند، مسئله‌ی دین و مذهب است. با نگاهی گذرا نیز می‌توان این را فهمید که در دوره‌های مختلف که دین قدرت و جایگاه متفاوتی نسبت به دیگر دوره‌ها داشته‌است، شکل و ساختار ساختمان‌ها چه آنهایی که به مکان‌هایی عمومی شهره بوده‌اند و چه ختی خانه‌های شخصی افراد دچار تغییرات شگرفی می‌شود. پرداختن معماران به‌نام در هر بخش از تاریخ نگاشته، به موضوعات مختلف و رنگ‌ها و اشکال و ساختار مختلف موید این نکته است که دین گرچه موضوعی آسمانی است اما در جایگاه زمینی‌اش نیز سعی بر آن دارد که فضای شخصی و آسمانی خود را حفظ نماید.

اما اینکه چگونه و از راه کدام دستور ابنیه هر کدام از ادیان آسمانی شکل و ساختار منحصر به‌فردی یافته و نماینده همان تفکر و نگاه به موضوع انسان و خدا هستند، خود فرصتی جداگانه برای بحث و تحقیق لازم‌دارد. سوال دیگری که به ذهن می‌رسد، چگونگی شکل‌گیری معماری با پسوند ادیان الهی است. معماری اسلامی چگونه به سیستم و نظامی منظم تبدیل شد و توانست آثار تاریخی را در هر کجای دنیا که با اصول و ساختاری مشخص ساخته می‌شوند به زیر لوای خود آورده و نام بنای اسلامی را بر آن بگذارد؟
این سوال‌ها و بسیاری دیگر را در رابطه با موضوع دین و معماری می‌توان مطرح کرد که همانطور که گفته شد، فرصتی مناسب برای پاسخ می‌طلبد.

اما موضوعی که می‌توان در این بحث آن را به صورتی کلی و صرفا برای آشنایی واکاوید، موضوع یک دسته خاص از معماری در مکان‌های مشخص جغرافیایی است. اینکه یک دسته از آثار معماری با اصول و سیستم ساخت مشخص، چطور در نقاط مختلف جغرافیایی با توجه به فرهنگ و بوم آن منطقه دستخوش تغییر و دگرگونی می‌شوند؟ و اینکه آیا تغییری که در ساخت یک بنا با اصول مشخص دینی اتفاق می‌افتد می‌تواند آن بنا را از دسته‌ای به دسته‌ای دیگر از انواع معماری منتقل کند؟

صحبت از معماری اسلامی و بناهایی با قواعد ساخت یک بنای اسلامی در نقاط مختلفی از دنیاست که بر اساس بوم آن منطقه دچار دگرگونی‌های عجیب شده اما هنوز می‌توان بدانجا بنایی اسلامی گفت. بسیاری از این آثار که مکان‌هایی عمومی و پر کاربرد مثل مسجد هستند، با آنکه نسبت به بنای نمونه اصلی مسجد تفاوت بسیاری دارند، باز می‌توان در آنجا به عبادت و رازونیاز پرداخت. این به این معنی‌است که با وجود تغییرات ساختاری در نوع ساخت بنا هنور روحی آسمانی در آنها جریان دارد. این جمله بازخورد رفت و آمد افراد مسلمان و حتی غیر مسلمان و نتیجه گیری یکسان هر روی آنهاست. اینطور مکان‌ها در محیط‌های مختلف رنگ بومی به خود گرفته ولی کارکرد دینی و آسمانی خود را از دست نمی‌دهند. در پایان این مقدمه می‌توان اینطور گفت که شاید هوش و ذکاوت بالای ابنیه اسلامی در وفق دادن خود با محیط باعث می‌شود مردم هر منطقه به راحتی پذیرای این ساختار پیچیده شده و بتوانند نیازهای روحی و آسمانی خود را با حضور در این مکان‌ها مرتفع نمایند.

«احسان دیزانی» کارشناس ارشد مرمت و احیای بناها و بافت‌های تاریخی در مقاله‌ای با عنوان «ساختار شکل در ابنیه آیینی اسلام» به بررسی تاثیرات بوم‌های مختلف در ساختار بناهای اسلامی می‌پردازد. این مقاله که در نشریه «هنر و تمدن شرق» به چاپ رسیده، به مقایسه ساختار سه مسجد تاریخی در سه نقطه‌ی مختلف جغرافیایی یعنی مسجد جامع اصفهان از فلات ایران، مسجد جامع شاه جهان از شبه قاره هند و مسجد جامع شیان از چین پرداخته و تلاش می‌کند با این پیش‌فرض که «تنوع ساختار در شکل بناهای آیینی اسلام (مساجد) حاصل تنوع بوم هاست» ساختار این آثار را بررسی کند. این نوشتار را با هم مرور می‌کنیم:

چکیده

سرچشمه های ساختار شکل در ابنیه آیینی متنوع  است که ریشه در فرهنگ، جغرافیا، اقلیم، معماری بومی و... دارد. با ثبات ساختار شکل این ابنیه در هر آیین، تکرار آن جزو لاینفکی از آن شده و به نمادی از آیین تبدیل می شود. به دیگر سخن شکل در ابنیه آیینی به عنوان امری مقدس قلمداد می شود. با چنین پشتوانه ای، ساختار شکل دیگر وابسته به جغرافیا، اقلیم، بوم و... نبوده و به صورت تحمیلی تداوم پیدا می کند. هریک از ادیان هندو، بودایی و مسیحی فارغ از جغرافیای قرارگیری دارای ساختار شکلی مشابه در بناهای مذهبی هستند. درحالی که ابنیه آیینی اسلامی دارای ساختار شکلی متنوعند. از این رو مفهوم تقدس شکل در معماری آیینی اسلام جایگاهی ندارد. هدف از این تحقیق، کشف ریشه های وجود تنوع ساختار شکل در ابنیه آیینی اسلام است. روش تحقیق، مطالعه موردی و استنتاج از ویژگی های نمونه های مساجد در جغرافیای مختلف اند؛ مسجد جامع اصفهان از فلات ایران، مسجد جامع شاه جهان از شبه قاره هند و مسجد جامع شیان از چین انتخاب شده اند. تنوع بومی و جغرافیایی اماکن ذکرشده امری بدیهی است؛ از این رو هدف این مقاله کشف ویژگی هایی در اثبات الگوگیری ساختار شکل مساجد از عوامل بومی و جغرافیایی است. با بررسی ساختار شکل در نمونه های مذکور در زمینه های ساماندهی فضا، فن آوری ساخت، تزئینات، رنگ و ساخت مایه مشخص شد که این ویژگی های شکلی برگرفته از بومهمان ِجغرافیاست. در نتیجه عامل بوم در هر جغرافیا تأثیر مستقیم بر ساختار شکل ابنیه آیینی اسلام داشته است.

مقدمه

از آیین های باستانی تا به امروز ابنیه آیینی، مقدس شمرده می شوند. شکل این بناها همواره یادآور آیین ها و به دیگر سخن نمادی برای آیین ها بوده اند. از این روست که جاودانه ساختن آیین های بشری با تکرار ساختار شکلی آنها تحقق یافته است. همین تکرار شکل ابنیه آیینی، آن را به نماد آیین ها تبدیل کرده و خود جزو لاینفکی از آیین شده است. از این رو ساختار شکل ابنیه آیینی، مقدس تلقی می شود. با این طرز تلقی از ساختار شکل در این گونه بناها، تداوم شکل ها در آنها امری مبرهن است چراکه استفاده از ساختار شکل معین هر آیین، خود جزوی از آن است. به دیگر سخن به کارگیری شکل مشخص و یا عدم به کارگیری آن به معنای رعایت و عدم رعایت آیین است. جایگاه این شکل معین  نامید. »مقدس« که جنبه آیینی یافته است را به تحقیق می توان اهمیت این شکل مقدس تا جایی است که تغییرات جغرافیایی نیز در آن تأثیرگذار نیستند. ساختار شکل در معماری زاییده فرهنگ، بوم، اقلیم و ... است ولی در مواجه با آیین ها تسلیم شده و از ساختار شکلی تحمیلی تبعیت می کند. نمونه های فراوان از بناهای آیینی در آیین های مختلف با جغرافیای متنوع و گسترده ای وجود دارد که ساختار شکلی ثابت دارند. برای نمونه در گسترة پهناور جغرافیایی آیین هندو، بودا و یا مسیحیت، هرکدام از ابنیه آیینی آنها از ساختار شکلی معینی پیروی می کند. در حالی که ساختار شکل در بناهای آیینی اسلام، بیانی متفاوت دارد. مهم ترین شاخصه، وجود تنوع در ساختار شکل بناهای آیینی اسلام است که در دیگر آیین ها وجود ندارد. این تنوع ساختار شکل از کجا نشأت گرفته است؟ فرض بر این است که تنوع مذکور ریشه در تنوع بومی دارد. چرایی وجود تنوع مذکور نیازمند تحقیقی جداگانه است؛ اثبات چیستی نداشتن ساختار شکلی یکسان، و ریشه های آن موضوع تحقیق حاضر است. مساجد به عنوان برترین ابنیه آیینی اسلام، همتراز با معابد آیین های هندو و بودایی و یا کلیساها در مسیحیت هستند. برای اثبات فرضیه نمونه ها از جغرافیاهایی متنوع، که دارای فرهنگ، معماری بومی، اقلیم و... خاص همان بوم هستند، انتخاب شده اند. در این صورت است که نداشتن ساختار شکلی یکسان و الگوگیری بومی در ابنیه آیینی اسلامی، امکان اثبات دارد. مسجد جامع اصفهان از فلات ایران، مسجد جامع شاه جهان از شبه قاره هند و مسجد جامع شیان از چین انتخاب شده اند که در بررسی هرکدام، ریشه های ساختار شکل در ویژگی های بومی آنها جستجو شده اند.
فرضیه: تنوع ساختار در شکل بناهای آیینی اسلام (مساجد) حاصل تنوع بوم هاست.


فلات ایران- مسجد جامع اصفهان

مسجد جامع اصفهان نمونه کامل مساجد ایرانی دارای چهار ایوان
  طرح نخستین مسجد، به گونه 1رو به میانسراست  773 هجری (156بومسلمی (شبستان ستوندار) بوده که در سال ساخته شده و کاوش ها موقعیت آن را روشن ساخته است. در سده پنجم و ششم دگرگونی های بنیادی در معماری مسجد رخ داد و مسجد به چهار ایوانی تبدیل شد. بدین گونه فضای پیوسته و ساده شبستان ها و میانسراها با ایوان ها و دو گنبد از هم گسسته شد. از این پس چهار ایوانی بودن مسجد، یکی از ویژگی های بنیادی ). برای تحلیل و 144:1382 مسجدسازی در ایران شد" (پیرنیا، استنتاج از ساختار شکل مسجد جامع اصفهان، فضاهای آن به صورت منفرد و گاه ترکیبی با معماری بومی قبل از اسلام ایرانتحقیق شده است. بدین منظور شماری از ارکان فضایی این مسجد شامل میانسرا، شبستان ستون دار، ایوان، گنبدخانه و منار با ساختار شکل معماری بومی ایران مقایسه شد. در خانه های ایلامی منطقه سال پیش، اتاق ها گرداگرد میانسرا ساخته 4000شوش در حدود  سال قبل 1000 تا 800 شده اند. از تالار ستوندار تپه حسنلو مربوط به از میلاد تا نمونه های کامل و عظیم تالارهای ستون دار هخامنشی، الگویی برای ساختار شکل شبستان های ستون دار مساجد بوده اند. شاید تاق کسری در دوره ساسانیان از بارزترین ایوان هایی باشد که ساخته شده و الگویی مشخص برای ساختار شکل ایوان در مساجد است. اگرچه ایوان رو به میانسرا نیز در بناهای اشکانی مانند کوه خواجه و اکثر بناهای ساسانی مانند کاخ سروستان وجود  کارکرد آتشکده داشته اند ً داشته است. چارتاقی هایی که عموما مانند چارتاقی بازه هور یا نیاسر در اغلب نقاط ایران پراکنده اند. چهارتاقی ها الگویی برای ساختار شکل گنبدخانه در معماری مساجد ایران قرار گرفت. منار نیز به عنوان عنصری کهن در معماری ایران وجود داشته که نمونه مشخص آن منار فیروزآباد است. این الگوها گاه به صورت منفرد و گاه به صورت ترکیبی ساختار شکل مساجد ایرانی را تشکیل داده است.


شبه قاره هند- مسجد جامع دهلی (مسجد شاه جهان)

نمونه کامل مساجد هندی مسجد جامع دهلی (مسجد شاه جهان)  هجری) 1053 -68میلادی (1644-58 است. این مسجد بین سال های ). مسجد 270 :1380 به دستور شاه جهان ساخته شد (میشل، روی یک صفه بلند مشرف به بازار و محلات اطراف ایجاد شده است. ورودی های شاخص دو سویه در سه جهت اصلی قرار داشته و پلکان های عظیم دسترسی به آنها را به وجود آورده اند ). تقسیمات سه تایی در نمای کلی بدنة شبستان و 3و2(تصاویر گنبدهای آن وجود دارد. در این بنا از الگوی چهار ایوانی در جانمایی ورودی های شاخص ایوان مانند، الهام گرفته شده و رواق های کم عمق اطراف میانسرا آنها را به یکدیگر وصل کرده است. قرارگیری بر صفه و اشراف به مناظر اطراف باعث شده دیوار خارجی رواق های اطراف میانسرا حذف و چشم انداز وسیعی در اطراف میانسرا در پناه رواق ها به وجود آید. اغلب مساجد هندی دارای میانسرا هستند و گرداگرد آن رواق های کم عمق که در برخی مساجد مانند جامع دهلی دیوار بیرونی رواق ها نیز حذف شده و با توجه به قرارگیری مساجد هندی در ارتفاع، امکان دید وسیعی برای بهره گیری از مناظر اطراف به وجود آمده است. مساجد هندی دارای ورودی های شاخص ایوان مانند در اطراف میانسرا هستند. این ورودی ها دوسویه یعنی از سویی رو به میانسرا و از دیگرسو رو به بیرون مسجد دارند. دسترسی به ورودی های مساجد هندی با پلکان  وسیع امکان پذیر است که این ویژگی همراه با قرارگیری مسجد روی صفه و ورودی های شاخص، باعث ایجاد حس عظمت گرایی در مساجد هندی شده است. تزیینات سنگی مساجد شامل خطوط آیات قرآن کریم، روایات، اشعار، وقف نامه هاو... است. مشبک های سنگی نیز به صورت نورگیر، نقوش هندسی و گیاهی شامل گل و بته و اسلیمی هاست. ساختار شکل در ابنیه آیینی اسلامی هند را باید در معابد هندی جستجو کرد. نمونه های اولیه معابد هندی به صورت غار در میان کوه ها ایجاد شده است. قرارگیری در ارتفاع و دسترسی توسط پلکان های عظیم و تقسیمات سه تایی فضاهای داخلی، ستون ها و سردیس ها از ویژگی های معابد غاری  .)در طی زمان معابد متأخر هندی با الگوگرفتن از 6تا4است (تصاویر معابد غاری روی سکوهایی طبیعی و یا مصنوعی ساخته می شوند و پلکان های وسیع برای دسترسی به آنها ایجاد می شود. ورودی های شاخص از دیگر ویژگی های این معابد است. کاربرد مجسمه های تراشیده شده از سنگ به اشکال مختلف انسانی، حیوانی و تخیلی از ویژگی های بارز معابد هندی به شمار می رود. ویژگی های معماری بومی هند در این معابد به غیر از کاربرد مجسمه ها، ریشة ساختار شکل در مساجد هندی است.


چین ـ مسجد جامع شیان

شهر «شیان» پایتخت باستانی چین بوده و مسجد جامع شیان  هجری) از مشهورترین مساجد اسلامی این 124میلادی/742( کشور است. این مجموعه بزرگ و تاریخی در ناحیه مسکونی و مسلمان نشین این شهر واقع است. براساس یادداشت هاي
تاریخي، قدمت آن به سلسلة «تانگ» مي رسد. این مسجد یوان  ،)Song تاریخي در زمان سلسله هایي همچون سونگ ( ) توسعه یافته و Qing) و چینگ (Ming)، مینگ (Yuan( مساحتي بالغ ًتعمیر شده است. این مسجد بزرگ مجموعا متر 6000 متر مربع را مي پوشاند که بیش از 13000بر مربع از آن را ساختمان در برگرفته است. این ساختمان به  شکل چهارگوش از شرق به  غرب و به  چهار حیاط تقسیم )؛ The Guidebook of Xian Great Mosque مي شود ( .)8و7(تصاویر به منظور مقایسه تطبیقی الگوی مسجد جامع شیان با ابنیه سنتی چین یکی از معابد تاریخی چین به نام معبد کنفسیوس واقع در شهر نانجینگ بررسی شده است. معبد کنفوسیوس برای اولین بار هجری) در سلسله سونگ ساخته 425 میلادی (1034در سال شد. سبک معبد و ساختمان های اطراف برمبنای ساخت و ساز  میلادی قبل از حمله ژاپنی ها به نانجینگ و سوزاندن 1869 میلادی است. ساختمان فعلی تا حد امکان 1937معبد در سال  میلادی بازسازی شده 1986براساس کارهای سنگی اصیل در  .)10 و9است. معبد دارای سه حیاط پی در پی است (تصاویر مقایسه شکلی مجموعه معبد کنفسیوس و مسجد جامع شیان نشان می دهد ساماندهی فضایی هر دو به صورت چهارگوش منظم است ولیکن مسجد دارای کشیدگی شرقی-غربی بوده و به طرف قبله است. فضاهای معماری معبد و مسجد به صورت خطی روی یک محور قرار گرفته اند به طوری که از دروازه ورودی تا نقطه انتهای فضا، دارای تقارن محوری است. البته اولین گذرگاه مسجد در حیاط اول قرار داشته ولی اولین گذرگاه معبد در پیش فضای ورودی قرار دارد. ترکیب بندی فضاهای معماری در معبد و مسجد طوری است که حیاط ها به صورت پی درپی شکل یافته اند. تالارهای اصلی هر دو بنا نیز به حیاط مشرف اند. فضاهای جنبی مسجد جامع شیان با تغییر عملکرد نسبت به معبد کنفسیوس وجود دارد مانند برج زنگ و طبل که به مناره و یا بنای یادبود تبدیل شده است یا نمایشگاه ها در اطراف حیاط ها که در معبد مربوط به تعلیمات کنفسیوس بوده و در مسجد بیشتر شامل هدایا و کتیبه هاست. شکل های معماری در ابنیه و جزییات آنها مانند باغ آرایی، گذرگاه های یادبودی، ورودی ها و ... مشابه است و به صورت کلی فن آوری ساخت و ساخت مایه مورد استفاده در آنها نیز مشابه است. تزیینات که از ویژگی های اصلی معماری چینی است در هر دو بنا وجود دارند. با این تفاوت که مجسمه ها و تمثال های انسانی معبد کنفسیوس در مسجد وجود ندارد. تفاوت اصلی مسجد جامع شیان نیز با نمونه مذکور استفاده فراوان از خطوط اسلامی در تزیینات مسجد است.


جمع بندی

وجود میانسرا به عنوان الگویی مربوط به بناهای کهن اسلامی ایران که در دوره های بعدی نیز تداوم داشته است. شبستان ستون دار که از تالارهای ستون دار معماری پارسی گرفته شده است. فضای ایوان به صورت مستقل در معماری ایران از دوره پارتی شکل گرفته و ایوان رو به میانسرا نیز در همین دوران وجود داشته است. ساختار شکل گنبدخانه مسجد از آتشکده ها گرفته شده البته جهت گیری آن به طرف قبله تغییر کرده است. منار نیز به عنوان عنصری کهن در معماری ایران وجود داشت. فن آوری ساخت و ساخت مایه نیز در ابتدای دوران اسلامی مشابه معماری بومی بوده است که بعدها با پیشرفت های چشمگیری همراه شد. از این رو ساختار شکل در مسجد جامع اصفهان از هم نشینی الگوهای بومی قبل از اسلام معماری ایران پدید آمده است. ویژگی های برگرفته از ساختار شکل معابد هندی در مسجد جامع دهلی شامل تقسیمات سه قسمتی، قرارگیری بنا بر روی صفه، استفاده از عنصر پله جهت عظمت گرایی و کاربرد ساخت مایه تزئینات سنگی است. ویژگی های مشابه آن با ساختار شکل مساجد اولیه شامل شبستان رو به قبله، ورودی به میانسرا و موقعیت مرکزی مسجد است. ویژگی هایی که از الگوی معماری تمدن های همجوار مانند ایران اقتباس شده شامل الگوی چهار ایوانی است که به صورت ورودی های دوسویه شاخص اطراف میانسرا در این مسجد وجود دارد. بنابراین ساختار شکل در این مسجد از معابد هندی و معماری سایر تمدن های اسلامی الگو گرفته است. الگویابی معماری مسجد جامع شیان از مساجد اولیه بیشتر در جنبه عملکردی است. جهت گیری غربی ـ    شرقی و وارد شدن خطوط اسلامی در تزئینات از مهم ترین الگوهاست. الگویابی این مسجد از معابد بیشتر شامل ترکیب بندی مشابه در پلان، چیدمان محوری فضاها، سلسله مراتب دسترسی مشابه، استفاده از فن آوری ساخت و ساخت مایه ها و رنگ های مشابه، استفاده از عناصر طبیعی، المان های مصنوعی و تزئینات مشترک سنتی چینی است. تفاوت عمده مسجد با معبد حذف مجسمه ها و تمثال های انسانی موجود در معبد است. مقایسه تطبیقی مسجد جامع شیان با مساجد اولیه و معابد چینی نشان می دهد ساختار شکل در معماری این مسجد برگرفته از معابد سنتی چین بوده و تأثیرپذیری آن از مساجد محدود به جهت گیری بنا به طرف قبله، تغییر عملکرد فضاهای معماری سنتی چینی و وجود خطوط اسلامی در تزئینات مسجد است. از این رو به نظر می رسد ساختار شکل در معماری مسجد جامع شیان برگرفته از معماری بومی چین است. شکل ها در ابنیه آیینی دین های قبل از اسلام، معنایی مقدس دارند. از دیدگاه اسلام، اگر شکل، معنی ذاتی داشت؛ شکل قبل از اسلام بعد از آن  ابنیه آیینی (مساجد) به پیروان خود آزادی عمل داده است. از این ِ شکلِ تکرار نمی شد. پس اسلام تقدسی برای شکل قائل نیست و در انتخاب تالار ستوندار، چارتاقی و ِ رو پیروان آیین جدید (اسلام) شکل های آشنای مقدس قبلی و بومی خود را برگزیده اند؛ برای مثال در فلات ایران شکل سه قسمتی در ساماندهی فضا، ِایوان  انتخاب شده و یا در هند از شکل قرارگیری بنا بر روی صفه، استفاده از عنصر پله معابد و همین طور الگوی معماری مساجد چین نیز از ترکیب بندی مشابه در پلان، چیدمان محوری فضاها، استفاده از عناصر طبیعی، المان های مصنوعی  معابد آیین های قبل از اسلام گرفته شده است. ولیکن در دیگر ادیان قایل شدن به معنای ذاتی برای شکل ها باعث شد پیروان آنها اجازه پیدا نکنند تغییرات زیادی در ابنیه آیینی با توجه به علایق و یا بوم خود بدهند. بنابراین در نقاط مختلف اشکال واحدی برای ابنیه آیینی آنها مانند کلیساها، معابد بودایی و هندو به وجود آمده است.


نتیجه گیری

درحالی که در بیشتر ادیان، ساختار شکل ابنیه آیینی به نمادی برای آن آیین تبدیل شده و به صورت تحمیلی در جغرافیا یا بوم های دیگر تکرار شده است، ساختار شکل در مساجد تحت تأثیر عوامل بومی و جغرافیایی بوده و در طی زمان به نمادی برای همان بوم تبدیل شده است. از طرفی اسلام محدودیتی برای تعیین شکل ایجاد نکرده است از این رو مردم هر سرزمین برای ایجاد شکل ابنیه آیینی جدید (مساجد) به سراغ خاطره های آشنا یعنی شکل های ابنیه آیینی بومی خود رفته اند. مقایسه تطبیقی مساجد در نمونه هایی از فلات ایران،  آنها نشان داد الگوهای ساماندهی فضا، فن آوری ساخت، ساخت مایه و رنگ به طور مستقیم از ِ شبه قاره هند و چین با بوم های متنوع بومی گرفته شده است. گرچه الگوی تزئینات با حذف مجسمه ها و نقش های انسانی، حیوانی و تخیلی با جایگزینی خطوط ِساختار شکل )، اما ساختار شکل در ابنیه آیینی اسلامی تابعی از بوم بوده و با تنوع بوم ها ساختار شکل در آنها متنوع می شود

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |