خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

واقعیت‌های متناقض، آشناپنداری در تهران

پدیدآورنده: پیتر هورسفیلد 1390 .25 فروردین

دکتر پیتر هورسفیلد، هم تدریس می‌کند و هم مدیر پروژه‌های تحقیقاتی دانشکدة ارتباطات کاربردی در دانشگاه RMIT در ملبورنِ استرالیا است. وی در زمینة استفاده‌های مسیحیت از رسانه و تأثیر کلامی و اجتماعی تحولات رسانه‌ای، آثار زیادی به چاپ رسانده است.
دکتر پیتر هورسفیلد،[1] هم تدریس می‌کند و هم مدیر پروژه‌های تحقیقاتی دانشکدة ارتباطات کاربردی[2] در دانشگاه RMIT در ملبورنِ استرالیا است. وی در زمینة استفاده‌های مسیحیت از رسانه و تأثیر کلامی و اجتماعی تحولات رسانه‌ای، آثار زیادی به چاپ رسانده است. یکی از آثار پیشین وی با عنوان تلویزیون دینی: تجربة آمریکایی[3] که در سال 1984 منتشر شد، به عنوان یکی از آثار کلاسیک اولیه در مطالعات تبلیغ مذهبی تلویزیونی شناخته شد. او از سال 1987 تا سال 1996 رییس تالار کلامی کلیسای متحدکننده[4] و سخنران در کلام عملی دانشکدة متحد کلام در ملبورن[5] بود. او از سال 1997 تا سال 1999 ریاست پروژة تحقیقات کلیسای الکترونیکی در کمیسیون تبلیغ کلیسای متحدکننده ویکتوریا[6] را بر عهده داشت.

وی هم‌چنین به مدت پنج سال یکی از ویراستاران مؤسس نشریة ملی وزارت کشور استرالیا و رییس هیئت انجمن تلویزیون مسیحی ویکتوریا[7] نیز بوده است. او در سال 1987 فهرست بحث ای‌میلی دربارۀ رسانه، کلیسا و باور دینی را پی‌ریزی کرد و هم‌چنان مدیریت آن را بر عهده دارد. مدارج علمی وی شامل لیسانس هنر از دانشگاه کویینزلند، لیسانس الهیات از دانشگاه کوینیزلند و دکترای فلسفه از دانشگاه بوستون است.

وی هم‌چنین عضو هیئت مدیرة پروژة فرهنگ و دین رسانه‌ای[8] ـ که شرکتی است غیرانتفاعی در تگزاس با مسؤولیت تأمین مالی و حمایت از پروژه‌های تحقیقی در عرصة رسانه، دین و فرهنگ ـ و عضو کمیسیون بین‌المللی مطالعة رسانه، دین و فرهنگ[9] بود که بین سال‌های 1997 تا 2005 فعالیت داشته است. وی در حال حاضر رییس کمیتة بین‌المللی مدیریت همکاری پورتیکوس برای تحقیق در عرصة فرهنگ و دین رسانه‌ای[10] است.

و اما بعد...

تعداد همایش‌های بین‌المللیِ برگزارشده در حوزة دین و رسانه در سال‌های اخیر افزایش یافته است. من این امتیاز را داشته‌ام که به عنوان یک محقق در برخی از آن‌ها حضور پیدا کنم. همایشی که در 15ـ13 نوامبر سال 2005 دربارۀ رسانه و دین در تهران برگزار شد، تا آن‌جا که من می‌دانم، اولین همایش در یک کشور، با جمعیت اکثراً مسلمان بود؛ از این‌رو تمایل بسیاری به دریافت دعوت‌نامه برای حضور به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان بین‌المللی وجود داشت. اگر به گذشته برگشته و نگاهی به تجارب داشته باشیم، برخی از بینش‌های حاصله، برجستگی خاصی برای من دارند. یکی از آن‌ها عبارت بود از آگاهی از ساختار ایران.

تناقضات بین انتظارات اولیۀ من با تجربة عالی بعدی من از رفتن و شرکت در این همایش، مرا متوجه این نكته نمود که صرفاً در اثر بزرگ‌ شدن و زندگی در غرب، تعدادی پیش‌فرض ناخودآگاهِ بررسی‌نشده ـ نسبت به ایران ـ دارم. من خود را در چندین موقعیت، متعجب‌ از مسائلی یافتم که با آن‌ها مواجه شده بودم ولی بعداً متحیر شدم که چرا از آن‌ها شگفت‌زده شده‌ام. یکی از آ‌ن‌ها مسئلۀ امنیت شخصی[11] بود. اولین واکنش من به هنگام دریافت دعوت‌نامه، واکنشی همراه با سوء‌ظن بود؛ عدم اطمینان از این‌که آیا این دعوت‌نامه تقلبی نیست؟ آیا این همایشی قانونی است؟ و تردید دربارۀ این‌که آیا اگر بپذیرم و بروم، امنیت دارم؟ این دغدغه‌ها به شدت مرا به خود مشغول کرده بود.

پایگاه اینترنتی Australian Government Smart Traveler در آن زمان به استرالیایی‌هایی که به ایران سفر می‌کردند، توصیه می‌کرد که نهایت احتیاط را به خرج دهند. تعدادی از همکاران دربارۀ امنیت و دلائل سفر به ایران سؤال می‌کردند؛ حتی هنگامی‌که عازم شدم، یکی از آن‌ها مرا چنان محکم در آغوش گرفت که گویا برنخواهم گشت! تا دیروقت دربارۀ گرفتن بلیط متحیر بودم و در نتیجه ابتدائاً فقط توانستم یک بلیط یک‌سره بگیرم که تشویشم را دربارۀ این‌که آیا فریبی در کار است یا خیر، بیشتر کرد؛ نگرانی‌ای که تا به حال دربارۀ همایش مشابهی در غرب به آن فکر نکرده بودم. تنها پس از تشویق‌های گرم تعدادی از همکاران بین‌المللی که در مقایسه با من آگاهی و ارتباط بیشتری با ایران داشتند، بود که شرکت در همایش را پذیرفتم. ولی واقعیت کاملاً متفاوت بود. سخاوت‌مندانه از ما پذیرایی شد. با تنوعی از دیدگاه‌های سیاسی مواجه شدیم و از تعاملات دانشگاهی دوستانه و عموماً گرم با تنوع گسترده‌ای از افراد لذت بردیم.

گذشته از تلاش برای عبور از خیابان با وجود ترافیک، امنیتی که در تهران احساس کردم بیشتر از امنیت در برخی از بخش‌های نیویورک یا سانفرانسیسکو بود. در گفت‌وگوها، افراد مکرراً بین اشخاص متعلق به کشورهایی که ایران با آن‌ها اختلافات سیاسی داشت و بین مشی رسمی سیاسی آن کشورها تمایز قائل شده و نیز خواهان پذیرش این مطلب از سوی ما بودند که چنین نیست که همۀ ایرانیان ضرورتاً با سیاست‌های ملی حکومت خودشان موافق باشند.

به نظر من لفاظی سیاسی‌ای که از سال گذشته مشخصة روابط ایران و غرب شده است، این مخالفت و تنوع سیاسی را در داخل کشور سرکوب کرده و ایجاد یک جبهة متحدتر در داخل کشور در برابر یک دشمن مشترک خارجی را تقویت می‌کرد.

من از ماهیت بین‌المللی اساتید در این دانشگاه شگف‌زده شده و دیدم تعجب می‌کنم که چرا این شگفتی را داشته‌ام. بیشتر اساتید حاضر در همایش، دکتر و بسیاری از آن‌ها از دانشگاه‌های غربی بودند و از آخرین پیشرفت‌ها در پژوهش‌های فرهنگی و انتقادی رسانه آگاهی داشتند و آن را در تدریس خود منعکس می‌کردند. بحث‌های بیشتر، روشن کرد که ایران جهت حمایت از محققان در کسب اعتبارنامه‌های بین‌المللی و در معرض تفکر و تحولات بین‌المللی قرار گرفتن، یک سیاست ملی را در پیش گرفته است.

من از مباهات ایران نسبت به هویت ممتاز فرهنگیش و حفظ آن در شگفت شده و دریافتم که درک این امر یکی از بینش‌های پربار این سفر بود. آن‌ها با وجود این‌که یک کشور اکثراً مسلمان هستند، خود را به واسطة تاریخ، زبان و فرهنگ، به عنوان ایرانی و نه عرب متمایز می‌کنند. من باید این مطلب را متوجه می‌شدم و با آگاهی از عدم اطلاعم، دریافتم که آموزش‌ها و رسانه‌های غربی چه میزان اندکی از آن تفاوت فرهنگی و لوازم بین‌المللی و سیاسیش را منتقل می‌کنند.

با ابعاد متفاوتی از محدودسازی دینی و سیاسی زنان مواجه شدم و تلاش‌های بسیاری از زنان برای مقاومت در برابر این محدودیت را مشاهده کردم. بخش زیادی از شرکت‌کنندگان در این همایش زنان بودند که به گونۀ چشم‌گیری روسری، مانتو و پوشش‌های سیاهی داشتند که همۀ بدنشان غیر از چشم‌ها، بینی، گونه‌ها، دهان و چانه را پوشانده بود. ولی زنان به شیوه‌های مختلفی در حال به چالش کشیدن این محدودیت هستند. در میان زنان می‌توان به طور پراکنده دانشجویانی را دید که روسری‌های رنگی‌ای پوشیده بودند که از جلوی سر به سمت عقب رفته بود، به صورتی‌که در عین رعایت قانون، آشکارا مرزهای آن را پس می‌زد.

بحث‌ها با اساتید دانشکده حاکی از این بود که شاخص ازدواج در حال کاهش و طلاق در حال افزایش است و نیز زنان خواهان گفت‌وگوهای بیشتری پیش از ازدواج هستند؛ همان‌گونه که از طریق اِعمال مقاومت شخصی با ابزارهایی که در اختیار دارند، محدودیت‌های فرهنگی تحمیلی بر خود را به چالش می‌کشند. اظهارنظرهای لین شافیلد کلارک[12] در این‌باره، ابعاد دیگری از همۀ عناصر مؤثر و دارای نقش در این همایش را روشن می‌کند.

بُعد ارزشمند یکی از تنها هشت شرکت‌کنندة غربی بودن در چنین همایشی، آن هم در کشوری با جمعیت اکثراً‌ مسلمان، این بود که گوش فرادادن به بحث‌هایی که مسلمانان در میان خودشان دربارۀ تعامل رسانه و دین داشتند، امکان‌پذیر می‌شد و این بحثی است که غالباً در غرب درنمی‌گیرد.

این همایش مشترکاً از سوی صدا‌و‌سیمای جمهوری اسلامی ایران و دانشگاه تهران برگزار می‌شد. صدا‌و‌سیما روزانه چندین ساعت برنامة دینی را در کانال‌های مختلف خود پخش می‌کند و شدیداً مشتاق محوریت دادن به مسائل برنامه‌سازی دینی در دستور جلسة همایش بود. تعدادی از اساتید، خواهان این بودند که دستور جلسه بسط یافته و تحرکات وسیع‌تر رسانه و دین در فرهنگ و جامعة ایران در فضای گسترده‌تر رسانة جهانی را نیز لحاظ کند.

برنامه‌سازی دینی کاملاً‌ در دستور جلسه نمایان بود. سخنرانی‌ها، دیدگاه‌ها و موضوعاتی را مطرح کردند که آن‌ها را با تحقیقات خودم دربارۀ پخش برنامه‌های دینی ـ مناسب‌بودن قالب‌های خاص، پژوهش‌های مربوط به تولید، مخاطبین و قانونی‌ بودن مضمون و عوامل ـ در دهة 50 میلادی در استرالیا و ایالات متحده نزدیک یافتم. کاهش مخاطبین جوان، طرح مسائل مربوط به این که نهادی در سطح ملی، برنامه پخش کرده و مأمور تبلیغ دین در میان جوانان شده، چگونه می‌تواند هنگامی‌که عوامل مشغول‌کننده‌تر و جذاب‌تری در اختیار آن مخاطبین جوان است، برای جذب و حفظ بینندگان برنامه‌ریزی کند، به گونۀ خاصی در مباحث مورد توجه بودند. تعدادی از این موارد در بحث‌های مربوط به مسائل جهانی‌سازی، امپریالیسم فرهنگی غرب و حفظ هویت ملی مطرح بوده‌اند. این امور در بحث‌هایی که خارج از نشست‌ها با گروه‌هایی از دانشجویان داشتم با قوت تمام پی‌گیری شد؛ بحث‌هایی که طی آن، برخی از ارزشِ‌ دسترسی داشتن به رسانة جهانی و مشارکت علنی‌تر در بازار جهانی حمایت می‌کردند و دیگران نیز حامی دفاع از انسجام فرهنگی بودند و در جانبداری از محدودیت‌ها و حتی سانسور، برای حفظ اسلام استدلال می‌کردند؛ چرا که این درس را از انحطاط دینی و فرهنگی‌ای که در مصرف‌گرایی غربی شاهد بودند، فرا گرفته بودند.

از دید من این امر یکی از جالب‌ترین و مهم‌ترین موضوعات مطرح‌شده در همایش و موضوعی بود که متأسفانه در دستور جلسه فعالانه پی‌گیری نشد؛ هنگامی‌که در یک زمینة گسترده‌تر جهانی که از تنوع و استقلال مصرف‌کننده[13] حمایت می‌کند، یک دین رسمی[14] می‌کوشد تا خود را در رسانه‌ای تبلیغ کند که کنترل تفسیر و مصرف، هر دو را به دست بیننده می‌دهد، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ آیا اسلام می‌تواند متفاوت از مسیحیت، این مسئله را در پایان قرن بیستم، به گونه‌ای انجام دهد كه سخن‌پراكنیی دین رسمی، جای خود را به دین رقابت‌طلب كه خود را با كالا‌سازی فرهنگی وسیعی هم‌سو كرده است، بدهد؟

تحقیق دربارۀ اسلام و رسانة جدید نشان می‌دهد که رشد رسانة جدید، مجموعۀ رنگین عریض‌تری[15] از منابع و تجلیات اسلامی را در اختیار بینندگانی قرار می‌دهد که سیمای تثبیت‌شدة محلی و حتی ملی را نادیده گرفته یا به چالش می‌کشند.

سخنرانی‌های رسمی همایش، دارای تجانس نسبی دربارۀ درك صحیح از دین اسلام و عمل به آن بود! مباحث خارج از نشست‌ها منعکس‌کنندة تنوع بسیار بیشتری بود. در آخرین روز حضورم در تهران، گفت‌وگویی طولانی و همراه با آسودگی با یک فرد جوان‌تر داشتم؛ فردی که در بیشتر اوقات هفته با ما همراه بود. از او دربارۀ جوانان و دین سؤال کردم. او گفت كه جوانان در جهت‌گیری و رفتار رسانه‌ای خود، بسیار جهانی‌تر هستند. پرسیدم آیا شما به مسجد می‌روید؟ و او پاسخ داد كه دینمان از ما نمی‌خواهد که به مسجد برویم، ما می‌توانیم شخصاً نماز بخوانیم]![ سؤال کردم آیا شما شخصاً نماز می‌خوانید؟ جواب داد نه! من روحیة مذهبی خاص خودم را دارم. پرسیدم منظورتان چیست؟ گفت در روزهایی که تعطیل هستم به تپه‌ها می‌روم، قدم می‌زنم و در هوای تازه تنفس می‌کنم.

این بحث خوبی است. در روند تغییردادن شیوه‌های ارتباطاتی که ساختارهای پیشین اسلام را تقویت کرده و طی فرآیند استفاده از تکنولوژی‌های جدید رسانه‌ای در كاربردی همگانی، آیا رسانه‌ای کردن مجدد اسلام،[16]  اَشکال جدید،[17] ادراكات جدید[18] و شكل‌یابی جدیدی[19] برای اسلام ایجاد خواهد کرد یا نه؟ و این امور ـ به اندازة غرب‌گرایی[20] ـ ساختارهای قدرت و فرهنگ‌های اسلامی فعلی را به چالش می‌کشند؟

نویسنده: پیتر هورسفیلد

برگردان: محمدرضا امین

منبع:ماهنامه رواق هنرواندیشه،شماره بیست وسوم

1. Peter Horsfield.

2. School of Applied Communication.

3. Religious Television: The American Experience.

4. Dean of the Uniting Church Theological Hall.

5. Lecturer in Practical Theology in the United Faculty of Theology in Melbourne.

6. Electronic Culture Research Project at the Commission for Mission of the Uniting Church in Victoria.

7. Christian Television Association in Victoria.

8. The Media Religion and Culture Project.

9. International Study Commission on Media, Religion and Culture.

10. International Management Committee for Porticus Fellowships for Research in Media Religion and Culture.

11. the personal security

12. Lynn Schofield Clark.

13. consumer

14. official religion

15. a wider palette

16. re-mediatization

17. new forms

18. new sensibilities

19. new alignments

20. Westernisation
1390 .25 فروردین / نویسنده: پیتر هورسفیلد / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |