خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

تأملاتی در باب نسبت «حکمت هنراسلامی» و «فلسفه هنر اسلامی»

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ داود دادور - به نقل از: نشریه هنرهای زیبا ـ هنرهای تجسمی 1396 .20 اردیبهشت

«حکمت هنر اسلامی» ترکیبی نسبتاً پر­کاربرد، متداول و در عین حال مبهم است که با وجود مطالعات صورت گرفته پیرامون آن، هنوز معنای روشنی از آن در دست نیست.

«حکمت هنر اسلامی» ترکیبی نسبتاً پر­کاربرد، متداول و در عین حال مبهم است که با وجود مطالعات صورت گرفته پیرامون آن، هنوز معنای روشنی از آن در دست نیست. به دلیل وجود این ابهام در معنا، گاه «حکمت هنر اسلامی»، به رغم تمایز با «فلسفه هنر اسلامی»، معادل پنداشته می‌­شود. از آنجا که به­ کارگیری این دو ترکیب به جای یکدیگر، می‌­تواند منشأ خطا­های فراوانی در پژوهش‌­های حوزه هنر اسلامی باشد، روشن نمودن معنای دو ترکیب یاد شده و بیان نسبتشان با هم، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این مقاله که به روش تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌­ای صورت گرفته؛ تلاش شده با تحلیل و بررسی معنای حکمت به عنوان مبهم­‌ترین جزء ترکیب یاد شده

و بیان نسبت آن با فلسفه، نسبت دو ترکیب «حکمت هنر اسلامی» و «فلسفه هنر اسلامی» تا حدی روشن گردد. بنا به مطالعات صورت گرفته در مسیر تدوین این مقاله، حکمت، مفهومی گسترده‌تر و عمیق‌تر از فلسفه دارد و به لحاظ منشا و قطعیت نیز نسبت به فلسفه، افضل است. به نظر می‌رسد «فلسفه هنر اسلامی» علیرغم شباهت، از جهات مختلفی با «حکمت هنر اسلامی» متفاوت است و به لحاظ مبدا و منبع پیدایش و مرجع شناخت هنر اسلامی، نمی‏‌تواند با «حکمت هنر اسلامی» هم‌عرضی کند.

برای مطالعه ادامه مقاله به فایل PDF موجود در صفحه مراجعه نمایید.

نویسندگان:
زهره کرامت؛ کارشناسی ارشد نقاشی، دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
مصطفی گودرزی؛ دانشیار دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |