خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

شرحی مختصر در تاریخچه هنر نگارگری ایرانی اسلامی در ادوار تاریخ هنر ایران 2

شرحی مختصر از مکاتب عباسی (بغداد)، سلجوقی، تبریز اول، شیراز سده 8هـ.ق و جلایری

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ داود دادور - گردآورنده: سید رضا اصل نجفی فرد 1394 .16 دی

عالم لطیف و زیبای نقاشی های ایرانی، پر از رمزها و شگفتی‌هاست لیکن دیده‌ای می‌باید که آنها را بشناسد و بشکافد و آن چه را که مستتر است بیابد. شرحی مختصر از مکاتب عباسی (بغداد)، سلجوقی، تبریز اول، شیراز سده 8هـ.ق و جلایری را با هم مرور می‌کنیم.

مکتب بین المللی عباسی (بغداد)، اولین مکتب نگارگری دنیای اسلام

مکتب بین الملی عباسی یا بغداد اولین مکتب نگارگری در تمدن اسلامی ست که بیشتر به مصور سازی کتب علمی و ادبی پرداخته است.
با ظهور اسلام، هنرمندان ایرانی که اسلام آورده بودند با دیدگاهی تازه شروع به فعالیت هنری کردند. در دوران خلافت بنی امیه که پایتخت خود را دمشق (سوریه امروزی) انتخاب کرده بودند، به دلیل مجاورت با تمدن بیزانس در روم شرقی، تاثیرات سنت تصویرگری مسیحی در هنر نوپای اسلامی راه یافت که از جمله می توان به نقاشی های دیواری به جای مانده از بنی امیه اشاره کرد.
با روی کار آمدن عباسیان، كه خود با حمایت یكی از قدرتمندترین خانواده‌های ایرانی به نام «آل برمك» یا «برامكه» به تاج و تخت رسیده بودند، پایتخت به بغداد تغییر مکان داد. جایی که در قبل از اسلام یکی از بزرگ ترین پایتختهای ساسانی بود (تیسفون) و به همین دلیل هنر ایرانی در دیدگاهای زیبایی شناسی عباسی رخنه کرد و نقاشی های دیواری کاخها و هنر کتابت کتب خطی از جمله تاثیرات ایران ساسانی بر هنر اسلامی بود.
در این عصر، نهضت ترجمه كتب به‌خصوص از زبان‌های پهلوی، سانسكریت و یونانی به عربی شكل گرفته بود.
در سده‌های آخر حكومت عباسیان، حكومت‌های ملوك‌الطوایفی در مناطق مختلف ایران بر روی كار آمدند كه خود جداگانه هنر نگارگری را مورد عنایت خویش قرار داده بودند؛ از این دست، سامانیان و غزنویان را می‌توان نام برد.
به مکتب هنری که به مرکزیت بغداد در این دوره شکل گرفت مکتب بغداد گفته می شود ولی به دلیل آنکه هنرمندان این مکتب در اقصی نقاط بلاد اسلام به تولید آثار می پرداختند گاهی لفظ مکتب بین المللی عباسی را برای این دوره بکار می برند.
حکومت طایفه عباسی قریب به 500سال برقرار بود و در طی این دوران، ترکان سلجوقی توانستند حکومتی مستقل به مرکزیت نیشابور در ایران تشکیل دهند که مکتب سلجوقی رهاورد آن است و در مقاله بعدی بررسی می شود.

خصوصیات

در مکتب بغداد موضوعات فنی سوژه های نقاشی بدون تغییرات اساسی، به طور ساده تکرار می شد و نقاشی همیشه جزئی از متن کتاب بود. چهره های کار شده در این تصاویر به شکل چهره های سامی نقاشی شده است: بینی ها کشیده و صورت ها با ته ریش سیاهی پوشیده شده است. دورگیری زخیم و زمخت با رنگ تیره یک دیگر از عناصر هنر عربی در این نگاره هاست.
از خصوصیات دیگر آن که نقش ها و شکل جانوران و اشخاص قدری درشت تر ترسیم شده؛ اغلب کوتاه و پهن و اندام ها مشخص و صریح طرح شده است. در نگاره ها، رنگ زمینه یا اصلا به چشم نمی خورد و یا بسیار اجمالی است. رنگ هایی که در نگاره ها به کار رفته است معدود، اما تناسب آنها با یکدیگر بسیار دقیق و لطیف صورت گرفته است. این نگاره ها از صفحه جدا نیست و بخشی از متن به شمار می رود.
جدا از اهمیت مکتب نگارگری بغداد به عنوان نخستین سبک نگارگری اسلامی، این مکتب تنها مکتبی بود که به پدیده های گذرا و نگرشهای روان شناسی و اختلافات طبقاتی توجه داشت و از واقع گرایی نمایانی برخوردار بود. مکاتب بعدی نگارگری اسلامی به سمت و سویی دیگر سوق یافتند و کمتر به بیانی واقع گرایانه و اجتماعی نزدیک شدند.

کتب مکتب بغداد

با توجه به آنکه هنرهای تصویری و تجسمی، در اسلام مکروه بود در این دوره کتاب های بیشتر در زمینه ی طب، علوم و فنون، تالیف شده است.
مشهور ترین نقاش این دوره «عبدالله بن فضل» بود که سالهای 600 ه. ش کتاب می نوشت و آن را نقاشی می کرد و زكی‌محمدحسن كه از هنرپژوهان مشهور مصری بوده و زمانی ریاست موزه قاهره را بر عهده داشته است، وی را قدرترین نقاش دوره عباسیان می‌شناسد. یک نسخه خطی ترجه شده از کتاب یونانی ماتریامدیکا نوشته دیوسکوریدوس در دست است که توسط این هنرمند مصور شده است و تحت عنوان الادویه المفرده صوری چند از آن در مجموعه دکتر سار در برلین و دکتر مارتین در استکهلم موجود است.
جدا از اهمیت مکتب نگارگری بغداد به عنوان نخستین سبک نگارگری اسلامی، این مکتب تنها مکتبی بود که به پدیده های گذرا و نگرشهای روان شناسی و اختلافات طبقاتی توجه داشت و از واقع گرایی نمایانی برخوردار بود. مکاتب بعدی نگارگری اسلامی به سمت و سویی دیگر سوق یافتند و کمتر به بیانی واقع گرایانه و اجتماعی نزدیک شدند
از دیگر هنرمندان این مکتب می توان « یحیی بن محمود واسطی» را نام برد. وی نسخه ای از مقامات حریری را نگاشته که در آن بیش ازصد تصویر نقاشی شده است. نسخه مذکور به تاریخ 635ه.ق اکنون در کتابخانه ی ملی پاریس نگهداری می شود. تصاویر عالی این کتاب و اشکال بزرگ آن که نقاشی های دیواری را به یاد می آورد، تصویر واقعی زندگی روزانه و حیات اجتماعی را نشان می دهد. در اینجا اعراب قرن سیزدهم در مسجد، مزرعه، صحرا، کتابخانه و هنگام برگذاری جشن و اعیاد مختلف دیده می شوند.
یکی دیگر از قدیمی ترین نسخ خطی مکتب عراق، کتاب البیطره است که درباره علم دامپزشکی است و در سال 605ه.ق در بغداد تألیف شده و هم اکنون در کتابخانه مصر در قاهره محفوظ است. نسخه دیگر از این کتاب تالیف 606ه.ق در موزه توپقاپی استانبول نگه داری می شود.
مجموعه دیگری از نگاره های مکتب بغداد، آنهایی هستند که در لابه لای کتابهای مربوط به ساعت های آبی و اسباب های مکانیکی یافت شده و بسیاری از آنها ریشه یونانی دارند. از مشهور ترین این آثار، کتاب آلات خودکار « الجامع بین علم و العمل فی الحیل» است که کاتب و نگارگر آن محمد بن یوسف کوفی است. نسخه مصوری از این کتاب در کتابخانه موزه توپ قاپوسرای استانبول وجود دارد که تاریخ آن 601 ه.ق است و احتمالا در موصل استنساخ شده است.
اثر شاخص دیگر که به شیوه مکتب بغداد مصور شده است کتب کلیله و دمنه است. این اثر مجموعه ای از افسانه های هندی است که توسط ابن مقفع به عربی برگردانده شد. یک نسخه عالی از این کتاب در کتابخانه ملی پاریس وجود دارد که تاریخ آن در حدود سال 627-616ه.ق است. تصاویر حیوانات در این کتاب به شیوه ساسانی است و رعایت طبیعت نیز در آن دیده می شود. اشکال حیوانات و مناظر طبیعی اشجار و نباتات به طور کلی حالت تزئینی خاصی را ایجاد کرده است.
از دیگر کتب این مکتب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- الاغانی نوشته ابوالفرج اصفهانی
- مختارالحکم و محاسن الکلم
- دعوه الاطبا
- اخوان الصفا
- مرزبان نامه کاتب و نگارگر مرتضی بن ابی طاهر بن احمد کاشی
- بیاض و ریاض
- الدریاق کاتب و نگارگر محمد بن سعید شرف الحاج


مکتب سلجوقی، اولین مکتب نگارگری ایرانی

مکتب سلجوقی که مربوط به دوران حکومت سلجوقیان در ایران است اولین مکتب نگارگری ایران پس از اسلام است که در آن تاثیرات هنر ایرانی کاملا مشهود است و کم کم انگاره های هنر عربی ( مکتب بغداد) از آن کنار می رود و زدوده می شود.

سلجوقیان كه طایفه‌ای ترك‌تبار بودند و در زمان سامانیان ماوایشان در اطراف بحر خزر بود، در روزگار غزنویان در حدود سال 416 ه‌ق در ماوراءالنهر طغیان كرده، با وجود سركوب شدن توسط حكومت وقت، علم عصیان خود را بر زمین نگذاردند و پس از مرگ سلطان‌محمود غزنوی، با پسرش مسعود جنگیدند و بالاخره او را در نواحی مرو و سرخس شكست دادند و در سال 429 ه‌ق سلسله سلجوقی را در نیشابور تاسیس كردند. آن‌ها كه قدرت زیادی داشتند، تا سرزمین های نزدیک بغداد را به متصرفات خود ضمیمه كردند.
در این دوران، تصویرسازی كتب، ایرانی بودن خود را بیشتر هویدا ساخت و خصوصیات نقاشی‌های مسیحیت، از جمله لباس و شمایل، كنار گذاشته شدند. از مهمترین تاثیرات هنر ایرانی بر تصویرگری سلجوقی، وجود هاله گرداگرد یر شخصیتها ست که نه به معنای تقدس بلکه برای جداسازی پیکره از زمینه بکار می رفته و کاملا تاثیرات هنر مانوی را نشان می دهد.
در مکتب سلجوقی دیگر خبری از سرهای باریش و عمامه بزرگ که نشانگر تصویرسازی عربی بود ، نیست. با دیدن نگاره اهی سلجوقی حسی از نقاشی دیواری در چشم بیننده زنده می شود.
موضوعات نیز به تبعیت از پیشینه ادبی ایران، بیشتر موضوعات ادبی است تا علمی. استفاده از موضوعات شکار و داستانهای ایرانی مانند بهرام و آزاده یکی دیگر از وجوه تاثیرات هنر ساسانی بر کتابت سلجوقی است. به همین دلایل، مکتب سلجوقی را اولین مکتب نگارگری ایران پس از اسلام می دانند.

خصوصیات

در مکتب سلجوقی ، نقشها و تزئینات بر روی متن رنگ آمیزی شده پدیدار گشته اند. این رنگ معمولا سرخ بوده است و زمینه را با آن می پوشاندند ، در صورتی تصاویر موجود در مکتب بغداد بدون رنگ آمیزی زمینه نقش می شده اند .
در این دوران، تصویرسازی كتب، ایرانی بودن خود را بیشتر هویدا ساخت و خصوصیات نقاشی‌های مسیحیت، از جمله لباس و شمایل، كنار گذاشته شدند. از مهمترین تاثیرات هنر ایرانی بر تصویرگری سلجوقی، وجود هاله گرداگرد یر شخصیتها ست که نه به معنای تقدس بلکه برای جداسازی پیکره از زمینه بکار می رفته و کاملا تاثیرات هنر مانوی را نشان می دهد.
در نسخه های خطی دوران سلجوقی نقاشی بر روی صفحه کتاب مستقیماً انجام می گرفت و از چین و چروک لباس ها به شیوه مسیحی رایج در مکتب عباسی خبری نیست و لباسها را با گل و گیاه و نقوشی به سبک اسلیمی تزیین می کردند.
الکساندر پاپادوپولو در مورد تزیین لباس در نگاره های ایرانی و سادگی آنها در شیوه های بعدی چنین می نویسد: زمانی که نقاشی ایرانی هنوز سنتهای مینیاتورهای عربی را ادامه می دهد، پیراهنهایی را مشاهده می کنیم که همان تزیینات نقاشیهای عربی را دارد و نمونه آن را در شاهنامه سالهای 1330-1340 میلادی و به ویژه در کتاب سمک عیار که مربوط به همین دوران است می بینیم. تزیین لباسها از این دوران به بعد کمتر و نامشخص تر می شود؛ تنها تزییناتی را مشاهده می کنیم که با نوک قلم مو به وجود آمده است و یا حاشیه ای طلایی روی سینه و شانه ها دارد.
هنرمندان ایرانی کم کم در می یابند که تزیین لباسها، اشتباه بزرگ ذوقی و کاری اضافی و طاقت فرساست. لباسها اگر یکرنگ نقاشی شود، به دلیل سادگی و یکپارچگی روی زمینه مشخص می شود و بدین ترتیب لحظات آرامبخشی را در تزیینات افراطی زمینه به وجود می آورد. بنابراین لازم بود که لباسها یکرنگ باشد تا شخصیتها در زمینه تزیین شده به راحتی قابل تشخیص باشند. به علاوه نقش لباسها به سلاحهای جنگجویان و زین اسبها که فضاهایی بسیار نقشدار و مخطط ایجاد می کند، منتقل می شود.
البته باید متذکر شد که تزیین لباس هم در دوران عباسی و هم در شیوه سلجوقی جود داشته، ولی نقشها کاملاً با هم متمایز و متفاوت بوده است. اما پس از مکتب سلجوقی تزیین لباسها کم می شود ولی از بین نمی رود.
در مورد ترکیب بندی ، به تبعیت از هنر حجاری و نقش برجسته های ساسانی، کمپوزیسیون های این کتب، سترگنما و ساده هستند.

کتب

از کتب مصور این دوره شاید قدیمیترین آن «اندرزنامه» باشد که تاریخ 483 هجری را دارد و کریستین پرایس آن را «کهنترین مینیاتور» می داند که در گرگان به سال 475 تا 483 نوشته و به تصویر کشیده شده است و اکنون به همراه دیوان مصور دیگری با نام «ورقه و گلشاه» که داستانی تغزلی دارد در موزه توپقاپوی استانبول نگهداری می شود.
این نسخه یکی از عالیترین نمونه های تصویرگری در کتب مربوط به شیوه سلجوقی است. بیشتر اهل فن نگاره های این کتاب را اثر هنرمندی ایرانی می دانند. این نسخه ممتاز طبق تحقیقات پژوهندگان در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری نگاشته و مصور شده است. هفتاد و یک تصویر در این کتاب وجود دارد که متن و زمینه بسیاری از آنها به رنگهای آبی و قرمز و سبز است و بخشهای خالی و ساده متن با گل و پرنده و پیچکهای تزئینی پر شده و یادآور شیوه سفالینه های این دوران است. متن کتاب از اشعار فارسی است و تصاویری زیبا بدون استفاده از سایه روشن و قوانین مربوط به مناظر و مرایا دارد.
در نسخه های خطی دوران سلجوقی نقاشی بر روی صفحه کتاب مستقیماً انجام می گرفت و از چین و چروک لباس ها به شیوه مسیحی رایج در مکتب عباسی خبری نیست و لباسها را با گل و گیاه و نقوشی به سبک اسلیمی تزیین می کردند.
در طراحی های زیبا و دل انگیز درنگی کتاب مفید الخاص از محمدبن زکریای رازی محفوظ در کتابخانه آستان قدس رضوی مشهد، تصویر چندی از گیاهان طبی دیده می شود که نشانه هایی از ترکیب بندی های حیوانی عصر ساسانی را دارد و دو حیوان را روبروی هم و زیر پای درختی با طبیعت گرایی ویژه و بسیار دقیق تصویر کرده است.
تصاویر روی متن نخودی رنگ کاغذ بی آنکه اطراف آنها رنگ آمیزی شده باشد منقوش گشته است بوجهی که اندامها مستقیماً بر روی زمینه کاغذ خود نمایی می کنند. نقاشی های این نسخه که در سال 600 هجری قمری نگاشته شده است در عین سادگی دارای حالت بسیار میباشد. یک نسخه نیز از خواص الاشجار متعلق به همان دوره در کتابخانه مذکور نگهداری می شود که تصاویر آن از نظر مطالعه نقاشی و به ویژه پیسرفت علم گیاه پزشکی در ایران آن روزگار دارای اهمیت فراوان است.
از سایر کتابهای مصور در این شیوه می توان به «طب جالینوس»، «سمک عیار»، و «الاغانی» اشاره کرد.
کتاب سمک عیار که نسخه ای از آن در کتابخانه بودلیان موجود است، تمام خصوصیات و سنتهای نقاشی ایرانی در عهد ساسانیان را دربردارد. این کتاب را «صدقه بن ابی القاسم» نوشته است و «فرامزبن خدادادبن عبدالله الکاتب الارجانی» در سال 585 گردآوری آن را آغاز کرده است که پس از مدت کوتاهی به تصویر درآمد.
کتاب الاغانی که به وسیله دانشمند اسلامی «ابوالفرج اصفهانی» نوشته شده، بیست جلد بوده که اکنون شش جلد آن باقی مانده است.
یکی از معروفترین و قدیمیترین نسخ شاهنامه که تاکنون شناسایی شده مربوط به دوره سلجوقیان است. نسخه ای که آقای مهدی غروی آن را با عنوان «شاهنامه کاما» معرفی کرده اند، شاهنامه ای که به عقیده ایشان و شادروان مجتبی مینوی به دوران سلجوقی مربوط است.
از نگارگران مربوط به این دوره می توان از «ابوتراب» و «فخرالدین حسین بدیع نقاش» که معاصر خواجه نصیرالدین طوسی بوده اند نام برد.


مکتب تبریز اول ( مکتب مغولی)

در دوران حکومت ایلخانان مغول و فاصله قرون 7 و 8هـ. مکتبی در پایتخت ایشان شکل گرفت که به مکتب تبریز اول و یا مکتبی مغولی مشهور است.
یورش ایلخانان مغول در سال 616هـ. از یک سو و ارتباط با جاده ابریشم از سوی دیگر وارد ورود و آشنایی هنرمندان ایرانی با هنرهای تزئینی و تصویری چینی شد. سلسله ایلخانی توسط هلاکوخان مغول به سال 736هـ. پایه گذاری شد. ایلخانان توانستند فتحیات خود را تا بغداد و سرنگونی سلسله عباسی، که چیزی قریب به 500 سال دوام آورده بود، ادامه دهند.
ایشان تبریز را به عنوا ن پایتخت خود انتخاب کردند.
در شهر تبریز در دوره ایلخانان مغول مکتب هنری پدید آمد که به مکتب تبریز اول مشهور است . در این دوران به دستور خواجه رشید الدین فضل الله، یک کارگاه هنری در تبریز با نام ربع رشیدی ساخته شد و به همین دلیل نگاره های این دوره ها بیشتر از آنکه با عنوان مکتب تبریز شناخته شده باشد، با عنوانهای سبک مغولی ، و گاه سبک رشیدیه شناخته می شوند.
ایخانیان نخستین سلسله ترکی مغولی بودند که دین اسلام را پذیرفتند و زبان فارسی را رسمی شمردند.
در دوران حکومت ایشان دو اتفاق مهم در هنر نگارگری رخ داد:
اول ، آغاز ورود عناصر چینی به حوزه نگارگری ایرانی که بعدها همچنان در شکل ابر و کوه و یا تزیینات البسه همچنان باقی ماند. دقت در جزئیات رهاورد این انتقال است.
دوم ایجاد سنت کارگاهی، تا پیش از این یک نگارگر کل نقاشی های یک نسخه را در تمام مراحل انجام می داد ولی از این دوران به بعد، هنرمندان به صورت تخصصی درآمدند و هر یک بخشی از کار را برعهده گرفتند.
بوجود آمدن ربع رشیدی، کتابخانه مراغه و... به نوان محلی برای دورهم جمع شدن هنرمندان از نقاش و خطاط، جلدساز و... رهاورد این سنت تازه است. سنتی که تا روی کار آمدن مکتب اصفهان همچنان پابرجا ماند.
در مکتب تبریز علاوه بر ورود عناصر تصویری چینی و به تبع آن دقت در جزئیات و سنت کارگاهی، نوعی تحرک و جنبش بوجود آمد.

خصوصیات

در مکتب تبریز علاوه بر ورود عناصر تصویری چینی و به تبع آن دقت در جزئیات و سنت کارگاهی، نوعی تحرک و جنبش بوجود آمد. به دلیل تمایل برخی سلاطین به مسحیت، برخی سنتهای بیزانسی در هنر این دوران دخیل شد.
نقشها با رنگهای تیره تر از زمینه تصویر می شدند. چین وچروک لبلسها متاثر از سنت بیزانسی است. چهره ها مغولی است. دیگر خبری از عمامه های بزرگ عربی مکتب بغداد نیست.
خط عنصر اصلی در بیان حالت است. نوعی اکپرسیو در بیان حالت چهره در برخی از نگاره ها دیده می شود.
از دیگر عناصری که متاثر از هنر چینی وارد شد می توان به نحوی نمایش طبیعت مثلاً ترسیم تنه پیچیده و گره دار درختان و صخره های تیز و دشتهای بریده و ابرهای مواج ، مراعات نسبتها، دقت در رسم گیاهان و اعضای بدن حیوانات ، و تحرک و جنبش بیشتر در نمایش صحنه ها به جای آرامش و سکون موجود در نقاشی سنّتی ایرانی اشاره کرد. از سوی دیگر، استفاده از نقوش تزیینی هنر ایرانی مانند نقوش هندسی کاشی کاری ، و اعتبار بخشیدن به معماری ایرانی به عنوان اصلیترین جانمایه کار و بازنمایی روح ملی ، تقلید صرف از هنر چینی را نفی می کند. هنرمندان ایرانی در عین پذیرش عناصر تازه که به آثار آنان جلوه ای نو و تحرکی بیشتر می بخشید، این عوامل را با شیوه سنّتی نگارگری ایرانی چنان آمیختند که بسختی می توان این عناصر تازه را در میان تاروپود هنر سنّتی تمیز داد. در واقع ، آمیختن این عناصر جدید به شیوه ای کاملاً ایرانی انجام پذیرفت ، به طوری که لطمه ای به تداوم هنر نگارگری ایرانی وارد نکرد .

کتب

از کتب مشهور این مکتب می توان به نسخه ای از جامع التواریخ رشیدالدین فضل اللّه به تاریخ 707ـ714 (محفوظ در کتابخانه های دانشگاه ادینبورو و انجمن سلطنتی آسیا ) است . در این نگاره ها ــ که به گمان برخی محققان حاصل کارگاههای تبریز در زمان حیات رشیدالدین (اوایل قرن هشتم ) است ــ چهره ها و جامه ها و جنگ افزارها مغولی است و مناظر شباهت نزدیکی به آثار استادان دوره های سونگ و یوان چین دارد، هرچند اشکال ساده شده (استیلیزه ) و تزیینی و ریزه کاریهای نقاشی ایرانی نیز در کنار عناصر چینی به چشم می خورد. این کتاب شامل چهار جلد است که به شرح وقایع تاریخ کلی جهان شامل موضوعات مذهبی و ادبی و اجتماعی می شود.
کتاب منافع الحیوان که به تاریخ 698هـ. طبع شده نوشته ابن بختیشوع است . این کتاب در کتابخانه مراغه تهیه شد و شامل 94 نگاهر است. موضوع این کتاب علم تشریح ویژگی های حیوانات است و موضوع آن نشان دهنده ورود دیدگاه های واقعگرایی چینی به ایران است.
شاهنامه ای معروف به «شاهنامة دموت » نقطه اوج پیشرفت نقاشی ایلخانی است . به رغم نظر بیشتر محققان ، از جمله اشرودر ، این شاهنامه همان است که دوست محمد هروی ، نقاش دربار شاه طهماسب اول ، نقاشیهای آن را از آثار نقاشی به نام شمس الدین دانسته است . در این اثر صحنه های رزم قهرمانان ایرانی به تصویر درآمده است . هرچند عناصر چینی همچنان در این نگاره ها دیده می شود، اما نوآوری در منظره پردازی و نحوة ترکیب مناظر و نیز درآمیختن آن با روح ملی راه را برای رهایی از تأثیرات خارجی گشود. این کتاب حدود 57 نگاره دارد که در قطع نزدیک به مربع در میانه متون تجسم یافته است.
نوع نقوشی که در جزئیات معماری ساختمانها در این نگاره ها دیده می شود، به نقوش گنبد سلطانیه (واقع در زنجان) شباهت دارد . اگرچه در انتساب نگاره های این شاهنامه به مکتب تبریز سده هشتم اتفاق نظر نسبی وجود دارد، لیکن در تعیین تاریخ دقیقتر آنها، اختلاف نظر هست . دلری حدود 735 را مقرون به صحت دانسته ، در حالی که اشرودر با مقایسه جامه های نگاره های مختلف دورة ایلخانان نتیجه گرفته است که جامه های منقوش در این شاهنامه با جامه های اواخر سدة هشتم همسانی بیشتری دارد. با توجه به نوشتة دوست محمد هروی که شمس الدین در زمان سلطان اویس (حک : 757ـ 775) این هنر را آموخته است ، نظر اشرودر مرجح است . همچنین اشرودر براساس شیوه رایج در کتابخانه ها و کارگاههای اسلامی ، شاگردان شمس الدین را نیز در خلق این اثر سهیم دانسته است .
از دیگر کتب می توان به کلیله دمنه اشاره کرد که احتمالا توسط احمد موسی تصویرگری شده است.
تاریخ جانگشای جوینی، ابوسعیدنامه، تاریخ چنگیزی، سلسله الذهب و آثارالباقیه بیرونی از دیگر کتب مشهور این دوران است.


مکتب شیراز سده 8هـ.ق

مصون ماندن شیراز از حمله مغولان ایلخانی باعث به وجود آمدن مکتب نگارگری در خطه فارس به مرکزیت شیراز شد که به مکتب شیراز اول یا شیراز سده 8 مشهور است.
مصون ماندن شیراز از هجوم مغول‌ها سبب گردید این خطه به‌عنوان محلى امن مورد توجه بسیارى از هنرمندان و دانشمندان قرار گیرد. ساکنان زمان مغول در شیراز امروزی ، اتابکان فارس بودندکه با مغولان مهاجم صلح کردد و مغولان هم در عوض، حکومت فارس را به ایشان بخشیدند. بدین ترتیب در شرایطی که کل خطه ایران تا بغداد در تب و تاب هجوم بیگانه بود، مردمان فارس در آرامشی نسبی بسر می بردند.
از آنجا که حاکمان همواره حامیان هنر بودند، هنر فارس به مرکزیت شیراز از حمایت سران تازه به تخت نشسته مغول برکنار ماند، چرا که سلیقه هنری مغولان با آنچه هنرمندان بومی شیراز کار می کردند متفاوت بود. بدین ترتیب هنر شیراز به هنری محلی تبدیل شد. این مسئله چند رهاورد هنری در پی داشت:
1- عدم ورود سلیقه هنری مغولی که همان سلیقه هنر چینی بود.
2- امتداد سلیقه هنری ایران قبل اسلام که در آن هنرمندان نگارگر بخصوص از حجاری ها و نقاشی ها و موزاییک کاری های دوران اشکانی و ساسانی متاثر بودند.
3- به وجود آمدن آثار هنری با کیفیت پایین، به دلیل عدم حمایت دولتی
4- بوجود آمدن حامیان غیر دریاری که عمدتا بازرگانان و تجار بودند و در نتبجه ورود سلیقه عوام و مردمان عادی به عرصه هنرهای خاص درباری مانند کتابت.
از عهد اینجویان چند کارگاه کتاب‌نگارى غیر دربارى نیز در شیراز فعالیت داشتند که نسخه‌هاى کوچکى را مصور مى‌کردند و به هند، ترکیه و برخى نواحى ایران صادر مى‌کردند.
5- ورود هنر کتابت به محفلهای تجار و در نتیجه بوجود آمدن صادرات کتب خطی ایرانی به کشورهایی چون هند و ترکیه . به این ترتیب سبک نگارگرى شیراز به مناطق دیگر نیز راه یافت.
بعد ار اتابکان فارس، خاندان ایجوییان و سپس خاندان مظفریان به تریب در فارس به حکومت رسیدند و توانستند تحت حمایت حکومت مرکزی ، یعنی ایلخانان مغول درآمده و به عنوان حاکمان محلی در سده های 8ه.ق و تا ورود تیموریان در سده 9 بر سر قدرت باقی بمانند.
از اوایل سدهء هشتم، کارگاه‌هاى شیراز تحت حمایت امیران اینجو فعالیت وسیعى را در مصورسازى متون ادبى و خصوصاً شاهنامه آغاز کردند.
با توجه به ادله ای که ذکر شد، چینى‌مآبى در تبریز کمترین تأثیر را در نقاشى شیراز گذاشت و مکتب شیراز سنت پیشین نقاشى ایرانى را تداوم بخشید.
تصاویر شاهنامهء فردوسى (733 هـ.ق.) محفوظ در کتابخانه دولتى سن‌پترزبورگ، نمونهء خوبى از نقاشى نسخ شیراز در آن عهد است. در تصویرسازى این شاهنامه بر صحنه‌هاى تاریخى و حماسى تأکید شده است. تصاویر آزادتر و متنوع هستند و رنگ‌ها به‌صورت محدود و تفکیک‌شده به‌کار رفته‌اند. رنگ پروازى ساده و توأم با طراحى قوى است چراکه رنگهای پرتلولو و با کیفیت خیلی گران در می آمد و هنرمند بجای استفاده از رنگهای متنوع ، با تعداد رنگ بندی محدود کار کرده ولی در عوض طراحی این آثار از نظر خطی دارای اهمیت بیشتری است.
رونق فرهنگى شیراز در عهد مظفریان ادامه یافت. در ربع سوم سدهء هشتم، منظومه‌هاى تغزلى به برنامهء کتاب‌نگارى افزوده گشت و شیوه و اسلوب کار نیز کم کم ارتقا یافت.
از عهد اینجویان چند کارگاه کتاب‌نگارى غیر دربارى نیز در شیراز فعالیت داشتند که نسخه‌هاى کوچکى را مصور مى‌کردند و به هند، ترکیه و برخى نواحى ایران صادر مى‌کردند.
در نگارگرى دوره مظفریان، عناصر ترکیب‌بندى بیش از پیش خصلت مفهومى و نمادین یافتند.

خصوصیات

1- کمترین میزان تاثیر هنر چینی در میان مکاتب نگارگری
2- رجعت به هنر ایران قبل اسلام
3- گزینه رنگی محدود
4- استفاده از طیف رنگهای گرم خصوصا رنگ قرمز
5- عدم توجه به رنگ پردازی
6- متاثر از هنر حجاری ساسانی
7- خلاصه نگاری مثلا یک بوته نمادی از گلزار است و یا یک سرباز نمادی از لشکر
8- توجه به مجالس رزمی بیش از مجالس بزمی

نسخ مصور

از نسخه‌هاى مصور شده در شیراز سده 8 می توان به کتب زیر اشاره کرد:
1- شاهنامه فردوسی (نسخه کتابخانه دولتى سن‌پترزبورگ، 733هـ.ق)
2- شاهنامه حزین (770هـ.ق)
3- شاهنامه (نسخهء کتابخانه، توپقاپو استانبول، 773 هـ.ق.)
4- شاهنامه (نسخهء کتابخانه سلطنتى قاهره، 796 هـ.ق.)
5- شاهنامهء وزیر قوام‌الدین (742 هـ.ق.)
6- مونس‌الاحرار نوشته محمد بدر جاجرمی(742 هـ.ق.)


مکتب جلایری

مکتب تبریز- بغداد و یا مکتب جلایری از مکاتب زمینه ساز برای ظهور مکتب بزرگ هرات است.
مکتب نگارگری بغداد در دوران حکومت آل جلایر به مکتب نگارگری جلایری مشهور است. این مکتب که وامدار تمام رهاوردهای مکتب بغداد سده 6 و مکتب تبریز اول دوران ایلخانی است، مکتب تبریز- بغداد نیز نامیده می شود.
در دوران جلایری تحول دیگری نیز رخ داد و آن ابداع خط نستعلیق توسط میرعلی تبریزی بود و از آن به بعد برای متون کتب ادبی فارسی نظیر شاهنامه و خمسه و... از این خط زیبای فارسی بهره گرفته شد.
از تحولات دیگر این دوران می توان به استفاده از تشعیر در حاشیه کتب خطی برای زیباسازی زمینه اشاره کرد که هرچند متاثر از هنر چینی بود ولی در دوران های بعدی چهارچوبی ایرانی به خود گرفت . نمونه های تشعیر این دوران می توان به تشعیرهای بکار رفته در حاشیه دیوان سلطان احمد جلایر اشاره کرد.
اگر مکتب شیراز سده 8 بیشتر یه موضوعات رزمی و دلاوری به تاثیر از هنر ساسانی می پرداخت و یا مکتب تبریز اول به تاثیر از واقعگرایی چینی، موضوعاتی واقعی و تاریخی را مد نظر قرار داد، مکتب دوران آل جلایر به موضوعات تغزلی و عرفانی و عاشقانه توجه ویژه نمود . این دست کتب مانند دیوان جواجوی کرمانی و خمسه نظامی در این مکتب تهیه و طبع شد.
هنرمندانی چون احمد موسی که در مکتب تبریز رشد یافته بودند با تربیت شاگردانی چون شمس الدین میراث هنری خود را منتقل کردند و قوام و ثمر این میراث در همامیزی با هنر ایران( ادبیات) و بغداد(کتابت) به ظهور هنرمند بزرگی چون جنید بغدادی ( جنید سلطانی) منجر شد.
افرادی مانند شیخ اویس و فرزندش سلطان احمد به حمایت از هنرمندانی این چنین همت گذاشتند و اولین قدمهای برای زمینه سازی درظهور یک مکتبی کاملا ایرانی مانند مکتب هرات در همین دوره برداشته شد.
از تحولات دیگر این دوران می توان به استفاده از تشعیر در حاشیه کتب خطی برای زیباسازی زمینه اشاره کرد که هرچند متاثر از هنر چینی بود ولی در دوران های بعدی چهارچوبی ایرانی به خود گرفت
آل جلایر از سلسله های محلی ایران بودن که از سال 740 تا 813هـ. در عراق و آذربایجان حکومت می کردند. تبار آنها به مغولان می رسید و پس از فروپاشی ایلخانان در سال 736هـ. از برای کسب قدرت به پا خاستند و شیخ حسن بزرگ جلایری توانست پس از درگیری های طولانی با آل چوبان بر بخشی از غرب ایران استیلا یابد. پس از شیخ حسن بزرگ فرزند او شیخ اویس به حکومت رسید و قلمرو خود را تا تبریز گسترش داد. پس از او نیز پسرش بزرگش سلطان حسین به سلطنت رسید که در نهایت توسط برادرش سلطان احمد کشته شد. دوران حکومت سلطان احمد مصادف با برآمدن تیمور از شرق ایران بود. وی چندین بار به مبارزه با تیمور پرداخت و در نهایت به دست رقیب خود قرایوسف قراقویونلو به سال 813هـ. به قتل رسید و بدین ترتیب دفتر حکومت آل جلایر بسته شد.
به دلیل آنکه هم شیخ حسن بزرگ و هم فرزندانش افرادی هنر دوست و هنرپرور بودن و خود علاوه بر خطاطی در نقاشی نیز دستی داشتد، هنر کتابت در دوران ایشان دارای تحولات خاصی شد.

خصوصیات

در مکتب جلایری، دیگر اثری از واقعگرایی مکتب تبریز اول نیست. شاید به دلیل روحیه هنری حاکمان جلایری، موضوعات عاشقانه و عارفانه و تغزلی در این دوران موضوع کتب خطی و به تبع آن نگارگری قرار می گیرد.علاقه به نمایش طبیعت شاعرانه ادب فارسی و تصویرسازی از جهان خیالی و فضای بیکران، هماهنگی میان پیکره و منظره، تفکیک سازی فضا، بکارگیری طیف وسیع رنگی از دیگر خصوصیات این مکتب است.
در مکتب جلایری بر خلاف مکاتب پیشین ، پیکره ها نه در پلان جلو بلکه در پلانهایی عقب تر ترسیم شده اند و به همین دلیل کوچکتر اند و دست نقاش برای پرداختن به طبیعتی پر از عناصر ریز و تزئینی و ظریف باز است. در نگاره های بجای مانده از دوران جلایری منظره و طبیعت مانند یک فرش پر نقش و نگار با ظرافت تمام تصویر شده است.
از دیگر ویژگی های خاص مکتب تبریز- بغداد می توان به اختصاص یافتن یک برگ کامل برای نگاهر اشاره کرد. تا پیش از این همیشه نقاشی و متن نگارشی با هم تصویر میی شد ولی از این دوران به بعد برای نگاره ها ، صفحه ای جدا تعبیه شد و کادری نیز در داخل نگاره برای نوشتن نام اثر ( نام صحنه) در نظر گرفته شد که به عنوان یک سنت تا سالیان طولانی باقی ماند.
از ویژگی های منحصر به فرد دیگر آنکه برای اولین بار شاهد ظهور نقاشی هایی هستیم که هنرمند نگارگر آنها را امضا کرده است . جنید سلطانی (بغدادی) بزرگترین هنرمند این دوره است که برخی از آثارش را امضا نموده است . تا قبل و حتی بعد از این دوران (قرن 10هـ.) هیچگاه نگارگر اثرش را امضا نمی کرد و نمی کند.
مهمترین هنرمندان این مکتب عبارتند از جنید سلطانی و عبد الحی که هر دو از شاگران شمس الدین ، هنرمند مکتب تبریز اول بودند.

کتب

شاید مشهور ترین کتاب مکتب جلایری دیوان خواجوی کرمانی باشد که مثنوی عاشقانه همای و همایون بخشی از آن است. این نسخه که مربوط به سال 799هـ. است توسط جنید در 9صحنه تصویرگری شد و میر علی تبریزی آن را به خط نستعلیق نگارش کرد.
از دیگر کتب این دوران می توان موارد زیر را نام برد:
خمسه نظامی، عجایب المخلوقات قزوینی و کلیله و دمنه

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |