خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها
نگاه دینی به سیمرغ سی و یکم

نقد فیلم سینمایی "آسمان زرد کم عمق" / سینمای «نا امید» و «هنجار شکن» پست مدرن

پدیدآورنده: محمد شکیبادل 1391 .15 بهمن

فیلم سینمایی " آسمان زرد کم عمق" به کارگردانی « بهرام توکلی » و تهیه‏ کنندگی «سعید ملکان» دیشب و در چارچوب برنامه های دومین روز سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. آنچه در پی می‏آید نگاهی دینی به این اثر است.

مشخصات فیلم آسمان زرد کم عمق

نویسنده و کارگردان: بهرام توکلی ـ تهیه کننده: سعید ملکان ـ مدیر فیلمبرداری: پیمان شادمانفر ـ صدابرداران: محمود سماک باشی، رضا نظری ـ طراح چهره‌پردازی: سعید ملکان ـ تدوین: بهرام دهقانی ـ دستیار کارگردان و برنامه‌ریز : علیرضا نسایی ـ طراح صحنه و لباس : امیر حسین حداد ـ صداگذار: فرامرز ابوالصدق ـ مدیر تدارکات: شادروان امیر نوروزی ـ  جانشین تولید : حیدر زرقومی ـ منشی صحنه: سحر غمخوار، پانته آ حسینی ـ بازیگران: ترانه علیدوستی، صابر ابر، سحر دولتشاهی، سعید چنگیزیان و حمیدرضا آذرنگ.

داستان فیلم آسمان زرد کم عمق

"آسمان زرد کم عمق" قصه زوجی را روایت می کند که در تلاش اند تا زندگی از دست رفته خو درا بازیابند. «مهران» و «غزل» زوجی هستند که بتازگی زندگی خود را آغاز کرده‌اند اما این زندگی آنها ـ همانند خود سینمای توکلی ـ چنگی به دل نمی‌زند!

غزل در یک تصادف رانندگی که خود مسبب آن بوده است باعث مرگ تمام افراد خانواده اش شده و دچار نوعی افسردگی ذهنی است و مهران تلاش می‏کند تا با توجه کردن و همراهی کردن با وی، زندگی خود و غزل را بازسازی کند. اما در این میان حوادثی ناخواسته و حضور روانشناسی که تا پایان فیلم دیده نمی‌شود زندگی این دو را به نابودی می‌کشاند.

از سویی دیگر «حامد» دوست مهران، در شب عروسی‌اش با خودروی او تصادف می‌کند و باعث می‏شود ناخواسته پای مهران به عنوان مجرم به دادگاه کشیده شود و او را به پرداخت دیه‌ای سنگین مبتلا کند.

عاقبت، غزل در دنیای افسرده خود می‌ماند و مهران این حقیقت را می‌پذیرد که زندگی مانند آسمان ذهنی‌ غزل، زرد، بی رمق و کم عمق است.

درباره کارگردان فیلم آسمان زرد کم عمق

«بهرام توکلی» متولد 1355 در تهران و تحصیلکرده مقطع کارشناسی در رشته تئاتر و کارشناسی ارشد فیلمنامه‌نویسی از دانشگاه تربیت مدرس است. وی فعالیت سینمایی را با کارگردانی فیلم‌های کوتاه آغاز کرد. از آثار دیگر او می توان به "اینجا بدون من"، "پرسه در مه"، "پابرهنه در بهشت" و "عقل سرخ" اشاره کرد.

سینمای توکلی سینمایی کاملاً شخصی و هنری است؛ سینمایی که شاید برای اهالی هنر و منتقدان دوست داشتنی و دلچسب به نظر آید اما برای مخاطب امروز جامعه ایران، سینمایی تلخ و ناامید کننده است.

نقد فیلم آسمان زرد کم عمق

"آسمان زرد کم عمق" روایت انسانی است که شاهد از دست رفتن هویت زندگی و عشق خود در کشاکش ذهنیت‏ها و چالش‏های زندگی امروز است؛ اما نمی‌تواند برای احیاء آن کاری از پیش ببرد. نگاه نگران مهران به غزل در صحنه‏ای بهشت گونه و اشک‏هایی که غزل چون چشمه جاری در کنارش، فرو می‌بارد، از نگاه توکلی، نگاه انسان دردمند امروز است.

مهران و غزل در خانه‌ای زندگی می‌کنند که قرار است به صورت موقت در آن باشند و پس از رفع مشکلاتشان به خانه اصلی نقل مکان کنند؛ خانه‌ای که از در و دیوار آن آفت، بدبختی، درد و رنج نازل می‌شود. دیوارهای پوسیده، رنگ‏های درهم و تیره، شیشه‌های شکسته و دیوارهایی که هر آن فرو می‌ریزند، همه حکایت از ویرانی و نابودی این زندگی دارد؛ و مخاطب ناخواسته از ابتدا حکم به شکست و نابودی این زندگی خواهد کرد.

اما مشکل مهران فقط یه این منزل ویرانه و دیه ناخوانده ختم نمی‏شود؛ مشکل بزرگ‏تر او این است که با غزلی زندگی می‌کند که شوری در زندگی اش ایجاد نمی‌کند. غزلی که همچون دیوارهای پوسیده خانه رنگ باخته است؛ غزلی که به مرثیه‌ای بر زندگی شورانگیز و تصویر بهشت گونه آغاز و پایان داستان توکلی شبیه‌تر است.

غزل بیماری متوهم است و در اوهام و دنیای خاص ذهنی‌اش جایی برای واقعیت‏ها و دردهای مهران وجود ندارد. غزل چون کودکی نوپاست که نمی‏تواند در موقعیت‏های دشوار زندگی، پا به پای مهران حرکت کند و مهران نیز برای آنکه غزل را بازیابد تن به بازی‏های کودکانه او داده است. صحنه‌هایی را به خاطر بیاوریم که مهران در لحظه ورود به خانه به غزل می‌گوید: "امروز تو رو خدا خیالاتی نشو، از دیوار رد نشو و پرواز نکن". اما بعدتر در صحنه‌هایی می‌بینیم که غزل و مهران به دنبال کودکان خیالی خود در خانه می‌دوند و به بازی با آنها مشغول می‌شوند!

اگر چه باید به ظرافت‏ها و دقت‏های فیلم‏های توکلی با احترام نگریست؛ اما واقعیت این است که سینمای توکلی  کاملاً شخصی و هنری است. سؤال اینجاست که پرداختن به سینمایی که صرفاً دغدغه‌های زیبایی‏شناسانه و گرایش‏های هنری در آن اهمیت دارد چه دردی را از مخاطب امروز جامعه دوا می‌کند؟

سینمای توکلی اگرچه می‌تواند امتیازهای بالایی در نگاه هنرمندان و منتقدین کسب نماید اما چنین رویکردی در نهایت به فاصله میان هنرمند و جامعه و تثبیت طبقه‌ای جدا افتاده از متن فرهنگ و ارزش‏های مردمان خود می‌انجامد.

نکته دیگر آنکه تصویر رنج‌ها و دردهای زندگی، بدون پرداخت به هیچ امید و رنگ مثبتی، به عنوان یکی از مؤلفه‌های سینمای توکلی قابل تأمل است؛ چرا که فرهنگ شرقی و ایرانی ـ اسلامی ما همواره با امید و مثبت نگری به زندگی تعریف می‌شود تا آنجا که متفکری چون «نیچه» دین اسلام را "تنها دین آری گو به زندگی" معرفی می‌کند و معتقد است پیامبر اکرم(ص) الگوی رهبری بزرگ با نگاهی سرشار از حیات و معرفت است و همین رویه را در مسلمانان و همراهانش ترویج کرده است.

با دقت در ادبیات و هنر گذشته ایرانی و اسلامی این مرزو بوم و با نگاهی به آثار بزرگانی چون «فردوسی»، «حافظ»، «سعدی» و «مولوی» نیز درمی‌یابیم که در آثار آنان هم تلخی‏ها و دردهای زندگی به عنوان محملی برای ارتقاء و رشد انسان تعریف می‌شود، نه بهانه ای برای ناامیدی و استیصال.

اما تفکر نیست انگار و پوچ گرایانه‌ای که بر هنر مدرن و پست مدرن سیطره افکنده است، پرداختن به نا امیدی و نیستی را به عنوان یکی از مؤلفه‌ها و دغدغه‌های هنرمندان امروز حاکم کرده است. نهایت آنکه نگاه منفی و تلخ به زندگی و دستمایه‌هایی از این دست در آثار بهرام توکلی جایی در فرهنگ و ارزشهای این مرز و بوم ندارد و بیش از آن، نشانه‌ای برای دغدغه‌های مدرن و پست مدرن فیلمساز به حساب می‌آید.

نکته دیگری که باید به عنوان مسئله ای فرهنگی و اجتماعی بیشتر به آن پرداخته شود، "تلاش برای عادی سازی برخی ضد ارزش‏ها در جامعه" است. مثلاً پرداختن به مسئله رقص و طبیعی جلوه دادن آن در فرهنگ جامعه، موردی است که در بسیاری از فیلم‏ها و حتی محصولات شبکه خانگی دیده می‏شود. در سکانسی از همین فیلم نیز غزل اشاره می‌کند که از او به عنوان مربی رقص مهد کودک دعوت به کار کرده‌اند و مربی قبلی نمی‌تواند به کودکان به خوبی رقص یاد بدهد!

فارغ از اینکه پرداختن به چنین مسئله‌ای که تکلیف حرمت آن از نگاه ارزش های دینی جامعه معلوم است تا چه حد می تواند  درست و بجا باشد، باید دقت کرد که مسأله رقص تا چه حد می‌تواند دغدغه جمعیت 95 درصدی از تماشاگران عام در جامعه مذهبی ایران ـ بویژه فضاهای سنتی و نیمه سنتی شهرستانها ـ باشد؟!

مهمتر آن است که عادی سازی چنین پدیده هایی به عنوان یک هنجار اجتماعی تا آنجا که حتی در آموزشگاههای کودکان اقدام به آموزش رسمی رقص می‌شود مسئله‌ایست که جای تأمل فراوان دارد. بی شک پرداختن به ناهنجاری‏ها و عناصری از این دست در هر جامعه، اگر به قبح زدایی و عادی سازی بدل شود، می‌تواند از مصادیق اباحی‌گری به شمار آید؛ و حتی خارج از دیدگاه‏های دینی، چنین فضایی می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور به چالش‏های شدید اجتماعی و فرهنگی بدل شود.

1391 .15 بهمن / نویسنده: محمد شکیبادل / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |