خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

علم سازی، تجلی جایگاه شیعه در فرهنگ ایرانی

پدیدآورنده: زهره طلوع حسینی 1391 .27 دی

علم سازی یکی از هنرهای شیعی و اسلامی در ایران است که از دیرباز آداب و رسوم خاصی دارد. در این یادداشت به پیشینه علم سازی و آداب علم گردانی می پردازیم.

هنر فلزکاری در ایران سابقه ای بسار طولانی دارد. طبق تحقیقات و کاوش های باستانشناسی عصر مس یکی از قدیمی ترین اعصار استفاده از فلز در ایران است قدمت کهن ترین شی پیدا شده از این دوران به 4000 تا 4500 سال قم می رسد. اگرچه محققان احتمال وجود فلز در ایران را در ادواری بسیار گذشته تر تخمین می زنند.
در کتاب"هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران" آمده است: "جوزفکالدول”، استاد انسان شناسی یک دانشگاه امریکایی که سابقه زیادی در حفریات باستان شناسی خاورمیانه دارد و کاوش هایی در تل ابلیس انجام داده است، اشیا و ابزاری از مس ، استخوان و سنگ و مجسمه مربوط به 6400سال پیش به دست آورده است.
فلزکاری ایران در عصر مس، مفرغ،عصر آهن و پس از آن در دوار هخامنشی ، اشکانی و ساسانی  دربردارنده تاریخی غنی است که از لحاظ مطالعه طرح اشیا در تمدن های کهن اهمیت فراوانی دارد.
عصر مس از قدیمی ترین اعصار فلزکاری در ایران با کشف کوره هایی این  دوران اهیمت فراوان می یابد. تل ابلیس، دشت لوت،شهداد و... از مهمترین مراکز این دوران است که تا به امروز نیز کاووش گران را به تحقیق و تفحس در لایه های پنهان خود مشغول داشته اند.
عصر مفرغ یاد آور ساکنان غرب ایران، از زوایای گوناگونی دارای اهمیت و در خور توجه است. کاسی ها اقوامی هستند که در کنار رشته کوه های زاگرس سکنی گزیده بودند و در هنر ها و فنون گوناگون از جمله در هنر مفرغ ریزی مهارت فراوان داشتند. به جز آن مفرغینه های لرستان، از شهرت جهانی برخوردار است. از آنجا که اقوام غرب ایران در سوارکاری و توجه به اسب ها سابقه ای طولانی داشتند، ابزار فراوانی همچون دهنده ها، پوزه بندها و يراق هاي سواركاري و تزئينات مربوط به ان در این منطقه کشف شده است.
با پیدایش آهن و رواج استفاده از آن به صورت گسترده نوعی انقلاب در صنعت ، اقتصاد و زندگی مردم پدید آمد. گیلان، املش،مارلیک،کلاردشت،گرگان و... از مهمترین مراکز عصر فلز در ایران هستند.
در اعصار تاریخی نیز هنر فلزکاری بسیار رشد کرد، ضرب سکه های گوناگون، ریتون های طلا و جام های ارزشمند، ظروف زیبای نقره و... نمونه های قابل توجهی  به شمار می رود که هریک بررسی مبحثی مهم و مبسوط می طلبد.
پس از ورود اسلام به ایران به علت منع ساخت اشیا زرین و سیمین و همچنین تحریم ساخت مجسمه تا حدودی با افول این هنرها مواج هستیم.اگرچه چندی بعد برخی از فلزکاران بار دیگر به ساخت این گونه اشیا برای امیران و صاحب منسبان روی آوردند و از سنت های فلزکاری ساسانیان بهره گرفتند. اما هنر فلز کاری ایران بعد از طی پستی و بلندی های مختلف در دوره سلجوقیان و سپس در قرون هشتم و نهم هجری به شکوه بی نظیری دست یافت. سلجوقیان، حاکمانی هنر دوست بودند و پشتیبانی فراوانی از هنرمندان و اهل ادب و فرهنگ می کردند.در این در ادامه ممنوعیت ساخت ظروف طلا

تیغه های این علم ها عموما از اعداد فرد تبعیت می کند

،از قطعات آن بر روی ظروف فلزی استفاده می کردند که این به علت علاقه امرا به این داشتن گونه ظروف بود. همچنین از پر اهمیت ترین نمونه های هنر فلزکاری ایران را می توان در اواخر قرن 7 و 8 مشاهده کرد که زیباترین اشکال آن ابریق هایی است که در شمال غربی ایران ساخته می شدند. در دوره تیموری با ساخت بخوردان هایی به شکل مجسمه هایی متفاوت و عجیب روبرو می شویم که یکی از قابل توجه ترین نمونه های طرح اشیا در تمدن ایران به حساب می آیند، اما یکی از جالب ترین شاخه های هنر فلز کاری در ایران که به " هنر تشیع " معروف است، در دوران صفوی رواج یافت . این هنر، شامل ابزار آلاتی سرشار از اسطوره ، نمادگرایی و رمز و راز است که به عزاداری اهل بیت پیامبر اکرم(ص)، به ویژه مراسم محرم و عاشورای حسینی اختصاص دارد و عموما با "علم یا علامت" از آن یاد می شود .

ساخت اشیا مشبک فلزی، کتیبه هایی به خطوط اسلامی (که از دوران صفویه رواج فراوان یافته بود) در ترکیب این ابزار آلات شیعی به کار می رفت. طرح جانوران عجیب و پیچیده مورد استفاده در این علم ها، همچون براق( مرکب پیامبر در شب معراج که در اخبار از آن به صورتی عجیب یاد شده و در نگاره های گوناگونی به تصویر در امده است)به نوعی از باور های بسیار دور ایرانی،اسلامی و حتی غیر ایرانی (همانند نقش سر اژدها که برگرفته از فرهنگ چینی است) الهام گرفته شده اند. استفاده از خطوط کوفی بر این اشیا قابل مشاهده است. "محمد تقی احسانی" در کتاب فوق الذکر به نگاهداری قدیمی ترین علم های ایرانی در موزه توپکاپی استانبول اشاره می کند و می گوید"شاید این علم ها،که نمونه ای از علامت و نشان قبایل ایرانی است، در عصر حکومت ترکمن های آق قویونلو و قره قویونلو وجود داشته و در دسته های سیاسی و مذهبی از آن ها استفاده می کردند. این علم ها که پس از رواج  تشیع در زمان  شاه اسماعیل  در دسته ها استفاده می شد، از صفحه ای آهن به صورت تیغه ای باریک و بلند ساخته می شد. در راس آن نشان سنتی و قومی قبیله و بر علم شیعه مذهبان نام الله، یا نام الله و محمد و علی و یا نام الله و پنج تن نقره کوبی یا کنده کاری می شد."

تیغه های این علم ها عموما از اعداد فرد تبعیت می کند . شاسی (شیردست)،تیغه ها،دهنه اژدر،انبرک،تبرزین،-صندوقچه(که حیوانات وپرندگان روی آن قرار می گیرد)، حیدری،سوراهی، حیوانات فلزی، شش گوش،گوی،چوب دست، شال ،پر و دیگر وسایل تزئینی قسمت های مختلف یک علم را تشکیل می دهند که هر کدام آنها معنا و مفهومی گوناگون دارند .برای مثال شکل شیر،نماد حضرت علی (ع) به نام اسد الله است. از آهو به عنوان سمبولی از امام رضا علیه السلام نام برده و یا

شیر،نماد حضرت علی (ع) به نام اسد الله است. از آهو به عنوان سمبولی از امام رضا علیه السلام نام برده و یا شتر را نمادی از اسارت اهل بیت عنوان می کن

شتر را نمادی از اسارت اهل بیت عنوان می کنند. شش گوش زیر شاه تیغه نیز، اشاره به قبر شش گوشه امام حسین(ع) دارد .

طلا کوبی به عنوان یکی از مهمترین  شاخه های فلزکاری، یکی از تزئینات ویژه مورد استفاده در علم سازی است. از بنام ترین علم سازان می توان به حاج علی محمد فولادگر نام برد و بعد از ایشان حسین تفنگ ساز(حسین قفلی)، برادران گلمحمد، برادران بهمن، سعید صفاری، برادران رضایی، صفرنیاکان(فولادگر)، رسول تفنگ ساز(رسول حسین قفلی)، غلامرضا روح بخش، عباس کاشی پز و برادران جوهری اشاره کرد

 به جز از علامت های فلزی، شکل های دیگری از علم ها نیز وجو دارند که در شهرهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. علم چوبی، فرمی شبیه به سرو است که معمولاً روی آن را با پارچه‌ای مشکی می‌‌پوشانند و در بالای آن یک تیغه علم، پنجه یا قبه وصل کرده و پارچه‌های رنگی نیز به آن می‌‌آویزند. از نمونه دیگر می توان به علم کردی شاره کرد که طرز کار بر روی این علم و تزئینات آن شبیه به علم چوبی است با این تفاوت که از چوب یک تکه ساخته می‌شود و به اصطلاح تو پر است. علم جریده نیز، از چوب یک تکه ساخته می‌شود ولی باریک  بوده و نقاشی ها در تزیینات آن ساده تر از 2 نوع دیگر است. در روستاهایی که از نظر مالی در مضیقه‌ هستند، معمولاً از علم جریده استفاده می‌شود . بسیاری از شهرهای ایران از ایین کهن علم گردانی برخوردار هستندکه در ادامه به چند نمونه از مهم ترین آن اشاره می کنیم. آیین سنتی عَلَم گردانی روستای درودگاه در میراث معنوی کشور ثبت شده است.در این روستا، چوب قدیمی علم که از آن در مراسم علم گردانی بهره می برند، قریب به 200 سال قدمت دارد که به سفارش بانیان حسینیه و با مساعدت خیرین بحرینی ـ  که خانواده ی بانیان حسینیه اصالتاً از بحرین می باشند ـ از هندوستان آورده شد. این چوب که از جنس چوب نی باز است به علت سبک بودن و سهولت در امر علم گردانی بوسیله ی لنج ( نوعی شناور سنتی ) از هندوستان به بحرین و سپس بوشهر و سرانجام به روستا آورده شده است. هر چند چوب علم در حادثه ای سخت آسیب می بیند اما بانیان حسینیه با مرمت و بازسازی قسمت های آسیب دیده، همچنان آن را حفظ و نگهداری کرده اند.در شهر بوشهر به رسم گذشتگان در روز نهم ماه محرم به گردآوری هدایا و کمک های مردمی می پردازند. در این روز، زن ها به همراهی مردها عَلَمی را بر افراشته که آن را «علم حضرت عباس» می نامند. در روستای چارک شهرستان دشتی علم گردان ها باید علم را به داخل حیاط همه ی خانه های محل برده و در آنجا به نوحه خوانی و سینه زنی بپردازند. در علم گردانی روستای شُنبه ـ شهرستان دشتی ـ به نوحه خوان موزیر

این علم ها،که نمونه ای از علامت و نشان قبایل ایرانی است، در عصر حکومت ترکمن های آق قویونلو و قره قویونلو وجود داشته و در دسته های سیاسی و مذهب

به معنی مزد دریافت کننده و به جوانانی که او را همراهی می کردند بازیار گفته می شود. در شُنبه این مراسم تا روز هفتم محرم ادامه دارد. به باز کردن پارچه از علم، «‌شهید کردن علم» می گویند. در روستای زیارت بعد از مراسم روز عاشورا، هنگام ظهر علم را خوابانده و تمام پارچه ها و نخ های بسته شده به آن را باز می کنند. پارچه ها را به بانی علم سپرده و نخ ها را به مردم می دهند تا برای شفا به بازوی بچه ها ببندند. مراسم علم‌بندان یا علم‌بند، در بیرجند و روستاهای این شهرستان در روزهای مختلف دهه نخست محرم از جمله روز نخست، دوم، سوم، چهارم و هفتم انجام می‌شود. هر كدام از علم‌ها به نام یكی از ائمه اطهار (ع) نامگذاری و برپا می‌شود و به این ترتیب 12 علم به نام 12 امام و دو علم به نام حضرت فاطمه زهرا (س) و قمر بنی‌هاشم حضرت ابالفضل العباس(ع) در مراسمی خاص با پارچه‌هایی به رنگ‌های مختلف و زیبا پوشانده می‌شود. این مراسم نسل به نسل از پدر به پسر بزرگ‌تر خانواده انتقال می‌یابد و هر كدام از علم‌ها علاوه بر این‌كه دارای صاحبی موروثی است دارای علم‌گردانی موروثی نیز است. نگهداری طوق بالای علم در تمام سال به عهده علم‌گردان است، علم‌گردان در زمان مراسم، حراست و مواظبت از علم را به عهده دارد و به اعتقاد اهالی روستای درخش اگر علم دچار خسارت شود یا بر زمین بیفتد، صاحب علم باید قربانی كند در غیر این صورت برای خانواده صاحب علم اتفاق ناگواری در سال رخ می‌دهد. از روز چهارم محرم تا پایان مراسم عزاداری در عصر عاشورا، علم گردانان علم‌ها را دور روستا می‌چرخانند و برای صحت و سلامت اهالی منزل و شادی مردگان آنان ذكر فاتحه سر می‌دهند. آمدن علم‌ها به منزل اهالی روستا بسیار خوش یمن و نیامدن آنان بد یمن است، بنابراین اهالی روستا علاقه دارند در این چند روز حتما علم‌ها به در منازل آنان آمده و برای لحظاتی جلوی منزل آنان توقف كند. هر علم‌گردان برای خود یك جارچی یا همراه استخدام می‌كند. وظیفه جارچی همراهی با علم‌گردان و جمع‌آوری نذوراتی است كه مردم به علم‌گردانان اهدا می‌كنند. بسیاری از مردم به خاطر حضور علم‌ها در جلوی منزلشان گوسفند قربانی می‌كنند و در پایان مراسم، نذورات جمع‌آوری شده بین علم‌گردان و جارچی تقسیم می‌شود.

در روستای گوكچین كه در بخش مركزی بیرجند واقع است نیز در ایام دهه اول محرم علم ها در جلو هیئت عزاداران ابا عبدالله الخسین به حركت در می آید و در منازلی كه هیئت می رود نذورات به صاحبان علم یا علم گردانان كه موروثی این وظیفه بر عهده ی آنان است تعلق می گیرد و گاهی در روز پایانی هر كس به اندازه نذری كه كرده برای صاحبان علم به مسجد یا حسینه می دهد تا به علم گردان بدهند و دراین جا نیز علم از قداست خاصی برخوردار است.

1391 .27 دی / نویسنده: زهره طلوع حسینی / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |