خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

تلویزیون‌های خبری؛ سکولار یا دینی؟

1390 .11 اردیبهشت

با توجه به کارکرد خاص خبر و گرایش تخصصی شبکه‌های خبری آیا می‌توان ادعا کرد شبکه‌های خبری نیز می‌توانند بر سطح و نوع دینداری مخاطبین خود موثر باشند؟
با توجه به کارکرد خاص خبر و گرایش تخصصی شبکه‌های خبری آیا می‌توان ادعا کرد شبکه‌های خبری نیز می‌توانند بر سطح و نوع دینداری مخاطبین خود موثر باشند؟

بحث دین و رسانه و نسبت بین رسانه و دین اساساً یک موضوع مورد مناقشه است؛ چرا که خاستگاه رسانه (با تعریفی که امروز از آن داریم؛ مانند تلویزیون و ...) جامعۀ سکولار بوده و در ابتدا به عنوان ابزاری سکولار و در خدمت جامعۀ سکولار مطرح بوده که حال ما می‌خواهیم از آن به عنوان ابزاری در راستای تحقق اهداف و ارزش‌های دینی‌مان استفاده کنیم. بنابراین باید در آغاز کمی به واکاوی مسئله بپردازیم؛ برای نمونه بررسی کنیم که اولاً رسانۀ دینی چیست و ثانیاً آیا هر رسانه‌ای در جامعۀ دینی را می‌توان رسانۀ دینی نامید یا خیر؟

این پرسش را کمی دقیق‌تر مطرح می‌کنیم و چنین می‌پرسیم، هر رسانه‌ای که حکومتی دینی اداره می‌کند، رسانه‌ای دینی است؟ و اگر با مسامحه بپذیریم که رسانه‌های تحت امر حاکمیت دینی، رسانه‌ای دینی هستند، آیا می‌توان همۀ رسانه‌های فعال در یک جامعۀ دینی را هم رسانه‌هایی دینی دانست؟ برای نمونه رسانه‌های تخصصی یا فنی مانند شبکۀ ورزش یا نشریۀ الکترونیک که در جامعۀ دینی منتشر می‌شوند، نیز دینی هستند؟

بعید به نظر می‌رسد که این مسامحه تا این حد ادامه داشته باشد؛ چرا که رسانۀ دینی تعریفی دارد و تنها رسانه‌ای را که در این تعریف بگنجد، می‌توان دینی نامید:

رسانه‌ای که در جهت تقویت ارزش‌های دینی ـ که مبتنی بر امر به معروف و نهی از منکر است ـ به صورتی فعال و پویا عمل کند.

اگر این تعریف را بپذیریم، در نقطۀ مقابل آن، شبکه‌های بسیاری هستند که امروزه در جامعۀ دینی فعالیت می‌کنند ولی لزوماً دینی نیستند.

حال با این تعریف می‌خواهیم شبکه‌های خبری را واکاوی کنیم. این شبکه‌ها که الزاماً به صورت 24 ساعته و به طور تخصصی به پخش اخبار مبادرت می‌ورزند، از دو منظر قابل بررسی‌اند. بسیاری از این شبکه‌ها هم‌چون BBC، CNN، Fox News، العربیه و... خاستگاه‌شان جامعۀ دینی نیست و از آن‌ها انتظار دینی بودن نمی‌رود. ولی در میان شبکه‌های خبری، دو شبکۀ خبری 24 ساعته هستند که از ایران پخش می‌شوند. شبکه‌های العالم و Press Tv؛ این دو از جمله شبکه‌هایی هستند که خاستگاهی دینی دارند و به گمان برخی شاید بتوان آن‌ها را به نوعی دینی نامید. این شبکه‌ها ملزم هستند هنجارها، قوانین و ارزش‌های جامعۀ دینی را مدّنظر قرار دهند. بنابراین می‌توانیم بگوییم این دو به رسانۀ دینی نزدیک شده‌اند نه این‌که رسانۀ دینی هستند؛ برای نمونه به تفاوت شبکه‌های الکوثر و العالم توجه کنید. به دلیل این‌که اساساً کارکرد شبکۀ الکوثر، تقویت ارزش‌های دینی و معارف اهل بیت است، یک شبکۀ دینی به حساب می‌آید ولی العالم به عنوان یک شبکۀ خبری، با این‌که خاستگاه آن جامعۀ دینی است شبکۀ دینی قلمداد نمی‌شود؛ چرا که ضرورتاً نوع چینش اخبارش دینی نبوده یا می‌تواند چنین نباشد؛ هرچند مصالح جامعۀ دینی و ارزش‌های آن را همواره مد نظر قرار می‌دهد.

با همۀ این اوصاف، در بین رسانه‌های خبری جهان، دینی‌ترین و مذهبی‌ترین رسانه‌ها، شبکه‌های العالم و Press TV ـ متعلق به جمهوری اسلامی ایران‌ ـ هستند؛ گرچه چنان‌که تأکید داشتیم، ما این شبکه‌ها را در تعریف خاص شبکه‌های دینی جای نمی‌دهیم. برای آن‌که یک شبکۀ خبری بتواند اهداف دینی را نیز تحقق بخشیده و ارزش‌های دینی جامعه را تقویت کند، راهی جز بهره‌مندی از چینش خبری یا استفاده از فرصت‌های خبری ندارد؛ برای نمونه در ایام دهۀ محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا، یک شبکۀ خبری نمی‌تواند مانند دیگر شبکه‌های دینی به بسط معارف عاشورا و تبیین ارزش‌های حسینی بپردازد ولی می‌تواند با توجه به گرایش مدیران شبکه و خاستگاه دینی خود نسبت به پوشش اخبار مرتبط با تکریم این شعائر دینی اقدام کرده و با این نوع پوشش، برای نمونه تماس زنده با خبرنگار خود در کربلای مُعلّی و تصویر منظم دسته‌های عزادار، اهمیت این حادثه را گوشزد و نسبت به تقویت آن در جامعه اقدام کند. البته این مهم همیشه میسر نیست؛ چرا که لازم است حتماً این خبر دارای ارزش خبری باشد؛ مانند حضور میلیونی گروهی در یک محل هم‌چون کربلا یا صحرای عرفات و .... بنابراین روشن است که شبکۀ خبری بدون بهانۀ خبری نمی‌تواند مسقیماً به مسئلۀ دین و شعائر دینی بپردازد و این همان نقطۀ افتراق آن با شبکه‌های دینی است. برای این مهم نیز مدیریت رسانه باید شناخت کافی نسبت به اقتضائات رسانه‌ای شبکۀ خود داشته باشد.

نکتۀ دیگری که در شبکه‌های خبری با رویکرد دینی اهمیت دارد، شناخت مدیریت آن نسبت به اقتضائات و شرایط جامعۀ دینی است. یک شبکۀ خبری با پوشش جهانی یا منطقه‌ای نمی‌تواند برای بیان یا القای معارف دینی، مطالبی را مطرح کند که منجر به ایجاد یا گسترش اختلاف و تفرقه میان مذاهب دینی شود و این خطر تنها زمانی بروز می‌کند که مدیریت رسانۀ مزبور، شناخت لازم و کافی از مسائل دینی و شرایط جامعۀ دینی نداشته باشد.

بنابراین مدیر یک رسانه، به ویژه رسانۀ خبری، هم باید قدرت مدیریت رسانه را داشته باشد و هم شناخت کافی نسبت به مسائل و شرایط دینی؛ ولی از آن‌جایی که شبکه‌های خبری (به ویژه ماهواره‌های خبری با برد جهانی و منطقه‌ای) مبحثی نو با عمری تقریباً ده ساله هستند و در کشور ما نیز کمتر از ده سال است که شکل گرفته‌اند، متأسفانه در این زمینه با مشکلات بسیاری مواجه هستیم. به عبارت دیگر ما هنوز مدیران بسیار کمی داریم ـ اگر نخواهیم بگوییم اصلاً نداریم ـ که هم‌زمان هم رسانه و اقتضائات رسانه را به خوبی درک کنند و توان مدیریت رسانه‌های خبری را داشته باشند و هم شناخت کافی نسبت به دین و شرایط دینی ادیان و مذاهب منطقه داشته باشند.

 

مواردی که تا به حال شما اشاره فرمودید، صراحتاً دربارۀ استفادۀ دینی از رسانه‌های خبری یا ایجاد نقش مقطعی دینی برای شبکه‌های خبری است ولی با توجه به خاستگاه این رسانه آیا با همین روش‌ها هم می‌توان به غایت یک رسانۀ خبری‌ـ‌دینی رسید؟

قطعاً اگر ما بخواهیم یک رسانۀ خبری‌ـ‌دینی داشته باشیم، نیازمند یک الگوی جدید رسانه‌ای خواهیم بود و باید کارشناسان دین‌شناس برای طراحی آن پا به میدان بگذارند؛ چرا که دربارۀ چنین رسانه‌ای نه تنها خاستگاه آن را جامعۀ دینی می‌دانیم بلکه کارکرد آن را هم دینی تعریف می‌کنیم و از آن انتظار داریم تا خروجی‌های رسانه‌ای‌اش زمینه را برای بسط و تقویت ارزش‌ها و بنیه‌های دینی جامعه آماده کنند. بنابراین باید در نوع تصاویر، واژگان، گزارش و چینش برنامه‌ای که به کار می‌برد، رنگ و لعاب دینی داشته و زیرساخت‌های دینی نیز نقشی تعیین‌کننده در آن داشته باشند؛ چرا که اساساً خبر با تعریف حاضر (گزارشی عینی و بی‌طرفانه از یک رویداد واقعی که می‌تواند تحت تأثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی قرار بگیرد) مفهومی کاملاً سکولار است که تقویت ارزش‌های دینی در آن جایی ندارد و استفاده از هر گونه صفت ارزش‌گذارانه را غیر حرفه‌ای می‌داند. البته این خود، تقویت ارزش‌های سکولار خواهد بود و با حذف ارزش‌گذاری‌های دینی، ارزش‌های سکولاریسم در جامعه بسط می‌یابد؛ برای نمونه در رسانۀ خبری سکولار با تعاریف خاص خود، دیگر به کشته‌شدگان حادثۀ بمبگذاری در کربلای معلی نمی‌توان شهید اطلاق کرد و یا بسیاری از خبرهای دینی به دلیل آن‌که فاقد ارزش‌های خبری (سکولار) هستند، امکان مطرح شدن ندارند.

اگر رسانۀ خبری‌ـ‌‌دینی بخواهد کارکرد خبری‌ـ‌دینی داشته باشد، نمی‌تواند تنها به این ارزش‌ها تکیه کند. بنابراین اگر بخواهیم رسانۀ خبری‌ـ‌دینی ایجاد کنیم، لازمه‌اش آن است که هم تعاریف آن، تعاریف دینی باشند، هم عناصرش مبتنی بر ارزش‌های دینی باشند و هم ارزش‌های خبری آن لزوماً نباید همین هفت عنصر رایج باشد بلکه ارزش‌های خبری‌ـ‌دینی نیز برای آن تعریف شوند و چه بسا برخی از این عناصر رایج، دیگر در چنان رسانه‌ای فاقد ارزش خبری باشند.

 

یکی از مؤلفه‌های مهم در شکل‌گیری رسانۀ دینی، نیروی انسانی یا عامل انسانی است. بی‌شک هر یک از عوامل انسانیِ مؤثر در یک مجموعه، فارغ از نگاه آن سازمان، دارای نگاهی ارزشی (هر چند ارزش‌های سکولار) بوده که خواه‌ناخواه در تولید رسانه‌ای‌اش به نوعی بروز و ظهور خواهد یافت؛ برای نمونه تصویربردار، خبرنگار، گویندۀ خبر، سردبیر و دیگر عوامل یک رسانۀ خبری هنگام پوشش یک خبر، گریزی از نگاه ارزشی خود ندارند و به شکلی هرچند خفیف زاویۀ نگاه دوربین، لحن کلمات یا لحن بیان خبرشان حاوی پیام‌های ارزشی فردی‌شان خواهد بود. بنابراین آیا می‌توان گفت یکی از عناصر اصلی رسانۀ دینی، عامل انسانی بوده و سپس نتیجه گرفت که رسانۀ خبری برآمده از جامعۀ دینی با عوامل انسانی دینی، یک رسانۀ دینی است؟

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، برخی از کارشناسان معتقدند که هر شبکه و رسانه‌ای ـ‌چه خبری و چه غیر خبری ـ را که از جامعۀ دینی پخش می‌شود، می‌توان دینی نامید. مانند اصلی که دربارۀ بازار مسلمین وارد شده است.[1] حکم اصل در این‌جا حلیت است ولی دربارۀ رسانه هم می‌توان چنین قضاوتی کرد یا خیر؟

به فرض، نشریه‌ای با موضوع دکوراسیون داخلی منازل با مجوز حکومت اسلامی و در جامعۀ اسلامی منتشر می‌شود. این نشریه از دیدگاه بسیاری از کارشناسان، دینی است؛ زیرا هم مجوز شرعی لازم را از حکومت دینی دریافت کرده و هم تمام ظوابط شرعی را در به کارگیری واژگان، تصاویر و ... رعایت كرده و تلاش می‌کند برخلاف هنجارهای دینی و شرعی اقدامی نکند ولی باید توجه کرد که با همۀ این اوصاف، خود موضوع و مباحث این نشریه، ترویج اصراف و تجمل‌گرایی و رفاه‌زدگی است و با روح دین در مغایرت. نظر من این است که بایست به صورت واقعی با موضوع برخورد کنیم. فرض ما دربارۀ رسانه‌ای که در جامعۀ دینی منتشر می‌شود بر این است که عوامل انسانیِ متدین در آن فعالیت می‌کنند ولی آیا تولیدات همۀ رسانه‌های این چنین، زمینه را برای تقویت ارزش‌های دینی فراهم می‌کند؟

اصل اساسی در دینی نامیدن یک رسانه، خروجی‌های آن است و برای تولید آثار رسانه‌ایِ مؤثر در تقویت ارزش‌های دینی، لازم است الگوهای رسانه‌ایِ مبتنی بر ارزش‌های دینی طراحی و تبیین شوند. تجربه نشان داده است که به صرف حضور نیروهای متدین در یک رسانه، نمی‌توان آن را دینی نامید. گرچه عوامل انسانی متدین می‌توانند در ایجاد فضای دینی در یک رسانه مؤثر باشند یا مانع تقویت ارزش‌های غیر دینی در یک رسانه و آثار آن شوند ولی آیا مثلاً با سریالی مانند جواهری در قصر ارزش‌های دینی در جامعه تقویت شده است؟

 

در رسانه‌های خبری اصلی حاکم است به نام اصل سرعت که نتیجۀ بی‌واسطۀ آن بمباران اطلاعاتی مخاطب است ولی بر دین، اصلی حاکم است به نام تأمل و تفکر. چنان‌که در قرآن به عنوان مهم‌ترین رسانۀ اسلامی و الگویی برای رسانه‌های دینی، همواره به تفکر و تأمل (در خبر بیان‌شده) دعوت می‌کند. حال پرسش این است چگونه می‌توان رسانه‌ای را که اصل سرعت و بمباران اطلاعاتی بر آن حاکم است، برای تقویت مفاهیم دین و فرهنگی به کار بست که اصل تأمل و تفکر بر آن مستولی است؟

رسانه فارغ از آن‌که خاستگاه دینی داشته باشد یا نه، برای دینی بودن باید دو ویژگی اساسی را داشته باشد. چنین رسانه‌ای باید ابتدا صدق خبری داشته باشد و دوم صدق مخبری. اگر خبری هم صدق خبری داشته باشد و هم صدق مخبری ـ و تازگی و سرعت مخابره نیز داشته باشد ـ با دین منافاتی ندارد. آن‌چه با دین مناقات دارد سرعت نیست بلکه عدم صدق خبر است. خبری ممکن است همراه تحلیل و طمانینه هم ارائه شود ولی صداقت خبری یا مخبری نداشته باشد؛ این خبر، با دین در تضاد است. بنابراین به جای آن‌که سرعت را در برابر تأمل قرار دهیم و با مذموم شمردن‌اش، آن را در برابر دین نشان دهیم، بر اصل صدق پافشاری کنیم و سرعت را در کنار صداقت، اصالت بدهیم. در حقیقت ملاک ما صحت و صداقت است، حال می‌خواهد با سرعت مخابره شده باشد یا به اصل سرعت توجهی نداشته باشد. دربارۀ خبرنگار نیز صدق مخبری ملاک است، حال این خبر را خبرنگار پیش از همۀ دیگر رسانه‌های خبری مخابره کرده باشد یا پس از همۀ آن‌ها.

 

منظور من از اصل سرعت، نتیجۀ آن یعنی بمباران اطلاعاتی بود که به دلیل حجم انبوه خبری که بر ذهن مخاطب آوار می‌کند، توان تفکر و تأمل را از او سلب می‌سازد؛ حال آن‌که رسانۀ دینی رسانه‌ای تأمل‌برانگیز است. به هر تقدیر رسانۀ خبری بدون اصل سرعت، یک شبکۀ خبری نخواهد بود و در بازار رقابت رسانه‌ای جایگاهی نخواهد داشت و با رعایت این اصول نیز قدرت تحلیل و اندیشه از مخاطب گرفته خواهد شد.

این از شگردهای رسانه‌ای است. شگردهای رسانه‌ایِ مختلفی در حوزۀ عملیات روانی استفاده می‌شوند و یکی از این شگردها نیز بمباران اطلاعاتی است. بمباران اطلاعاتی اگر به معنای این باشد که یک موضوع را از چندین منظر بیان کند، مشکلی نداشته و فی‌نفسه با دین و اصل تأمل منافاتی ندارد؛ برای نمونه رسانۀ خبری به صورت پیوسته اخباری هشداردهنده را دربارۀ خطر حمله یا فتنۀ دشمن منتشر کند و به جامعه خطر محتمل از سوی دشمن را گوشزد کند. در این شیوه، رسانۀ خبری به نوعی با بمبارن اطلاعاتی جامعه، هوشیاری آن را در برابر خطر حمله یا فتنه‌گری‌های دشمن آماده نگاه می‌دارد و یا این‌که با بمباران اطلاعاتیِ جامعۀ جهانی، نسبت به قدرت دفاعی یا نظامی کشور، افکار عمومی را نسبت به جنگ با کیان اسلام پرهیز می‌دهد. چنین بمبارانی فی‌نفسه نکوهیده نبوده و حتی می‌تواند در راستای اهداف دینی باشد.

بحث این‌جاست که ما این شگردها را نمی‌توانیم فی‌نفسه خوب یا بد بدانیم بلکه نحوۀ استفاده و محل استفاده است که خوبی و بدی یا دینی و غیر دینی بودن آن را مشخص می‌کند. البته در این موارد باید دین‌شناسان مشخص کنند که برای نمونه استفاده از فریب رسانه‌ای دشمن درست است یا خیر (درست به معنی دینی و شرعی بودن) و در نهایت کدام شگردها حجیت شرعی و دینی داشته و کدامیک ندارند. عالمان دینیِ آشنا به اقتضائات رسانه باید جایگاه هر یک از این شگردها و تاکتیک‌ها را در نسبت با دین تعیین کرده و ما نیز به عنوان سربازان رسانه‌ای آن‌ها را به کار بندیم.

 

مشکل دیگری که فراروی شبکه‌های خبری دینی قرار می‌گیرد، اصل حقیقت است. شما در بین صحبت‌های‌تان به اصل صحت و صداقت اشاره کردید و من می‌خواهم آن را به اصالت حقیقت تعمیم بدهم. گروهی از کارشناسان معتقدند حقیقت دارای سه بعد و تصویر دارای 2 بعد است. اگر خیلی با ابعاد ماجرا هم کاری نداشته باشیم، بی‌شک قبول داریم که دوربین خبرنگار هرگز نمی‌تواند همۀ حقیقت را منتقل کند و در گزینش حقیقت، نوع نگاه تصویربردار یا خبرنگار یا حتی کمپانی خبری سهم عمده‌ای دارد. پس چگونه می‌توان مدعی شد که این حقیقت است که مخابره می‌شود؟ و چگونه می‌توان انتظار داشت شبکۀ خبری دینی داشته باشیم حال آن‌که شبکه‌های خبری، مُبیِّن حقیقت ـ‌که جوهرۀ دین است‌ـ نیستند؟

هیچ‌گاه روایت یک رویداد نمی‌تواند همۀ حقیقت را بیان کند. راوی هر چقدر هم که مطمئن و موثق باشد، باز هم قادر نیست حقیقت را به طور کامل ارائه کند. بنابراین هر کسی که روایت می‌کند یا به آن روایت گوش می‌سپارد، باید به این مهم توجه داشته باشد که این روایت ضد حقیقت نباشد و با حقیقت در تضاد و ضدیت قرار نگیرد، هر چند که همۀ حقیقت نباشد.

اكنون با حضور تلویزیون‌های خبری، مسئله از این هم پیچیده‌تر شده است. امروزه در حالی که دو یا سه دوربین در برابر حقیقت قرار گرفته، باز ما نسبت به روایت صادقانۀ آن تردید داریم. نمونه‌ای که چند وقت پیش در پدیدۀ هولوگرام[2] رخ داد. یکی از خبرنگاران CNN در برابر دوربین‌ها در شیکاگو قرار گرفت و در یک چشم برهم زدن به استودیوی شبکه در نیویورک رفت. گرچه فرد مزبور در برابر دوربین قرار داشت و دوربین‌ها به صورت زنده او را می‌دیدند ولی آن‌چه در این مورد اتفاق افتاد، قطعاً واقعیت نبود بلکه کامل‌ترین تصویر سه بعدی از واقعیت بود و چون به هر حال با واقعیت فاصله‌ای پیدا کرده بود، می‌توانست روایتی غیر واقعی را مجسم کند. ما وقتی با این نگاه به حوزۀ رسانه‌های تصویری خبری وارد می‌شویم، با چنان چالش‌های عمیقی نسبت به حقیقت مواجه می‌شویم که ماهیت حقیقت و رسانه را دست‌كم به لحاظ نظری دچار چالش می‌کند. به هر حال معتقدم این مسائل نمی‌تواند مانع از ایجاد و شکل‌گیری یک رسانه یا شبکۀ تلویزیونی خبری دینی شود؛ چرا كه همۀ آن‌ها قابل حل هستند.

فکر می‌کنم می‌توان با تعریف مجدد و تدوین دوبارۀ نظریه‌ها، تربیت نیروی انسانی، مدیران آشنا با دین و مدیران آشنا با رسانه و اقتضائات رسانه برای ایجاد یک رسانۀ خبری‌ـ‌‌دینی تلاش کرد و در صورت تحقق این موارد، می‌توان به تحقق تلویزیون خبری‌ـ‌‌دینی امیدوار بود.

گفتگو با: دكتر حسن عابدینی

به كوشش: امیرحسین پیش‌آهنگ

منبع:ماهنامه رواق هنر واندیشه ،شماره سی و نهم و چهلم

Ps147

 

1. منظور قاعدۀ سوق مسلمين است و مراد از جمعيتِ سوق مسلمين اين است كه اگر گوشت، پوست و ديگر اجزای حيوانی در بازار مسلمان خریداری شود، حكم طهارت دارد و بايد آن را در حكم گوشت حيوان ذبح‌شده‌ای قرار داد و لازم نيست از ذبح شرعی آن حيوان پرسيد. در اجراي اين قاعده در بازار مسلمانان سه شرط معتبر است:

(1) بازار مسلمانان باشد. (2) از دست مسلمان يا شخصی كه ظاهرش به مسلمانان شباهت دارد خریداری كند. (3) علم به عدم تذكیه نداشته باشيم.

2. CNN در حوزۀ فن‌آوری نوین نیز برای نخستین‌بار از هولوگرام (HOLOGRAM) در خبر تلویزیونی استفاده کرد. در میان ناباوری میلیون‌ها بیننده، خانم جسیکا یلين (Jessica Yellin)خبرنگار CNN در شیکاگو، در چشم برهم زدنی، ۱۶۰۰ کیلومتر آن طرف‌تر، وارد استودیوي نیویورک شد. او برابر ولف بلیتزر (Wolf Blitzer) مجری CNN قرار گرفت که روی پلاسماهای بزرگ فینگرتاچِ (لمسي)، شمارش آرای الکترال را به صورت لحظه‌ای گزارش می‌کرد. خبرنگارجسیکا، همانند روح احضار شد. او در استودیو چنان گزارش می‌داد که گویی به صورت واقعی مقابل مجری‌ولف قرار دارد. خبرنگار CNN در شیکاگو برای این‌که در استودیوي مرکزی CNN از همۀ جهت‌ها واقعی به نظر برسد، از طریق 35 دوریبن با کیفیت و تفکیک‌پذیری عالی، تصویربرداری می‌شد. هولوگرام نوعی تصویر سه بعدی است که با استفاده از لیزر ایجاد می‌شود. نکته‌ای که نبایستی فراموش شود این‌که، تصویر گرچه واقعی به نظر می‌رسد ولي جسم نیست.
1390 .11 اردیبهشت / نویسنده: / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |