خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

سخنی کوتاه درباره سینما در اسلام

1393 .20 خرداد

در سال 1895 بشر موفق به ساخت وسیله ای شد که خود نیز هنوز به نیروی نهفته در آن پی نبرده بود؛ نیروی که با آن می‌توانست مغز انسان را همچون مومی در قالب دلخواه خودش شکل دهد.

در سال 1895 بشر موفق به ساخت وسیله ای شد که خود نیز هنوز به نیروی نهفته در آن پی نبرده بود؛ نیروی که با آن می توانست مغز انسان را همچون مومی در قالب دلخواه خودش شکل دهد. وسیله ای که برادران لومیر پس از سال ها تلاش علمی به آن دست یافته بودند، در همان آغاز پیدایش نیروی خارق العاده خود را آشکار ساخت، نیرویی که سازندگان آن هم فکرش را نمی کردند. (1)
جهان کفر این بار نیز با شامه پول پرستانه خود، به این نتیجه رسید که برای انبار کردن ثروتی جدید راهی جز خرید این وسیله گرانبها را ندارد. بدین ترتیب همانند آهنربایی قوی دست به خرید وسیله ای زد که با تکثیر تک سلولی خود در حال رسیدن به تمامی دنیا بود؛ وسیله ای که اینک، سینما نام گرفته بود.
نطفة این وسیله که حالا تبدیل به یک صنعت شده بود، مانند دیگر صنایع غرب در همان هوای آلوده رشد کرد و این شد که از حدود یک قرن پیش که سینما پا به کشور های جهان سومی همچون ایران آن زمان نهاد، این هوای آلوده را نیز به همراه خود به ارمغان آورد.
از بدو ورود این مولود غرب به ایران، واکنش علما و مراجع آغاز گردید؛ واکنش هایی کاملاً منفی و بعضاً صحیح. چرا این وسیله به یکی از راه های ترویج فساد تبدیل شده بود. اما درک نکردن مصادیق «الحرب خدعه»، باعث پاک شدن کامل صورت مسأله گردید.
در زمان حاضر دستیابی به این حقیقت که سینما برای جهان کفر، به وسیله ای برای رسیدن به مقاصد شیطانی بدل شده امری بدیهی است. وسیله ای که در آغاز به عنوان کشفی علمی، سپس برای سرگرمی و بالتبع جذب سرمایه و در نهایت به وسیله ای برای تبلیغ ادیان و افکار شیطانی و ضاله و ترویج خرافات تبدیدل شد.
حال سؤال اینجاست که با شناخت چنین تحدیدی از سوی دشمنان اسلام و انسان، برای مقابله با این هجمة جدید که البته یک قرن از آن می گذرد، چه وظیفه ای بر روی دوش مبلغان اسلام سنگینی می کند.
این سؤال در زمینه دیگر ابزار های هنری تا قسمتی پاسخ داده شده، اما آن نیز نه آن گونه که چراغ راه مبلغان شود. در مورد سینما قضیه کاملاً متفاوت است، به این شیوه که در اکثر موارد با پاک شدن صورت مسأله مواجه می شویم.
در چند سال اخیر، میان عده ای از نظریه پردازان و هوادارانشان و نیز سینماگران مذهبی، واژه هایی از قبیل سینمای معناگرا، سینمای دینی، سینمای ماوراء و ... متولد شد که این واژه ها نبز همانند هر چیز جدید دیگر تبدیل به مد گردید. علاقمندان سینما برای عقب نماندن از خیل مدگرایان به تلفظ و ترجمة این واژه ها پرداختند. البته در این میان مخلصانه، صحبت ها و فعالیت هایی نیز در جهت نمایان شدن سینمای دینی به عمل آمد، اما به علت مهجور ماندن مبانی دینی در بین متدینین، این بحث ها عمداتاٌ ثمرة چندانی نداشت.
در آن سوی میدان هم بسیاری از افراد نیز به این خیال که چون سینما در غرب متولد شده، در برخورد با آن باید جانب سکوت را اختیار کرده و نظرات سازندگان آن را به گونه ای دیگر در دهان بچرخانیم.
اما تاریخ هیچ گاه قرون وسطای اروپا و عصر طلائی اسلام را از یاد نمی برد. عصری که بعد آن، رنسانس از پیشرفت‌های علمی مسلمانان متولد شد. تجهیزاتمان، علممان و دینمان را گرفتند و علیه خودمان استفاده کردند. حال که نوبت به ما می رسد بحث احترام به حقوق سازنده و مؤلف و هزار حق ناحق دیگر مطرح می شود.
گویا این جا فراموش می شود که انظر إلی ما قال و لا تنظر الی من قال(2) ؛ و این که اسلاممان، دینی برای زندگی و قرآنمان، کتابی برای روشن(3) گریست. قرآنی که هر علمی را که باعث هدایت بشریت است در چند آیة خود گنجانده است؛ اما غفلتی بزرگ باعث مهجور ماندن معانی شگرف آیات آن شده است.
نمونه ای از این شگفتی را بیان می کنیم. حجت الاسلام سید کاظم علوی که بنده افتخار شاگردی ایشان را داشتم، بعد از فارغ التحصیل شدن در رشتة سینما از دانشگاه تهران، پایان نامه ای با این عنوان تألیف کردند: دکوپاژ(4) در قرآن.
آیاتی که چگونگی نورپردازی، زاویة دوربین، حرکت بازیگران و بسیاری دیگر را در بر می گرفت. مواردی که باید چندین سال سرگردانی را در کتب غربی تحمل کرد تا به قسمتی از آن‌ها دست یافت.
آری، قرآن چنین است. اگر با نیاز، تأمل و تفکر به سوی آن حرکت کنیم، حتی هیچکاک‌ها نیز در برابر آن هیچند.
همان طو رکه اشاره شد قرآن تبیان و راهنمای همه چیز است؛ هر چه که به هدایت انسان منجر گردد.
سینما نیز یکی از این موارد است. وسیله ای که هم میتواند مقدمات هلاکت انسان را فراهم کند و هم موجبات هدایت او را.
سینما به علت این که یکی از وسایل جدید هنری وتبلیغی می باشد، نامی از آن در متون اسلامی برده نشده، (غیر از مواردی مشابه که خواهد آمد) به همین علت در قسمت هایی از مباحث، سینماگر را از دیدگاه یک مبلغ ارزیابی می کنیم. با این تفاوت که این شخص با زبان قوم خود سخن میگوید. از همین رو احادیثی که به گونه ای با این بحث ارتباط داشتند را یادآور شده ایم (از قبیل احادیث روانشناختی، جامعه شناختی، مخاطب شناسی، زمان و مکان و...) قسمتی نیز به بحث دربارة ترتب احتمالی مفسده در سینما پرداخته شده است.
در این بررسی مجموعاً سعی بر آن شده، تا راهی محکم و روشن از دل قرآن و احادیث برای بهره برداری از سینما پیش پای مبلغان اسلام گذارده شود.
امید است که با بیان معارف قرآن مبین، بیش از پیش بر تعداد سربازان منجی بشریت و پیروان راستین وی افزوده شود.
 

پاورقی:
1. ر.ک: تاریخ سینمای هنری، ص19
2. نگاه نکن چه کسی کلامی را می گوید، به کلامش گوش فرا ده.
3. نحل: 89، ترجمه تفسیر المیزان ،ج 12، ص 468
4. منظم کردن نماها در هر صحنه. ر.ک: فرهنگ کامل فیلم

1393 .20 خرداد / نویسنده: / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |