خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

گسست مخاطب و امید / نقد فیلم شکاف

پدیدآورنده: سوده موحدی 1393 .18 بهمن

این فیلم روایتگر بحرانی ناگهانی ست که در روند به چالش کشیده شده ی زندگی زوجی جوان، بخاطر نگهداری ناخواسته و کوتاه مدت از فرزند دوست خود به وجود آمده است.

مشخصات فیلم شکاف

کارگردان: کیارش اسدی زاده - تهيه کننده: علی سرتیپی و منیژه حکمت - بازيگران: هانیه توسلی، بابک حمیدیان، پارسا پیروزفر و سحر دولت‌شاهی، امیرکیان نجف زاده، احسان امانی، علیرضا علویان، حسین راضی، مرتضی آقا حسینی و طوفان مهردادیان - نویسنده: کیارش اسدی‌زاده، شاهرخ کافی - مدیر فیلمبرداری: مجید گرجیان - دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: سمیرا برادری – تدوین: کیارش اسدی زاده - صدابردار: بابک اردلان - طراحی صحنه و لباس: ملودی اسماعیلی - طراح گریم: عباس عباسی - منشی صحنه: نائله شریفی - بازیگردان کودک: نوال شریفی - عکاس: مریم تخت‌کشیان - فیلمبردار پشت صحنه: امین آزمندیان - مدیر تدارکات: رضا راحت - مدیرتولید: جعفر عروجی - مجری طرح: سروش سرتیپی

خلاصه داستان فیلم شکاف

این فیلم روایتگر بحرانی ناگهانی ست که در روند به چالش کشیده شده ی زندگی زوجی جوان، بخاطر نگهداری ناخواسته و کوتاه مدت از فرزند دوست خود به وجود آمده است. حادثه ای که برای کودک پیش آمده باعث می شود، روند زندگی آنها دستخوش ناهمواری و تغییر اوضاع عادی شود.

درباره کارگردان فیلم شکاف

کیارش اسدی زاده از جمله کارگردانان متولد اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت است که علی رغم بیان بسیاری از معضلات و مسائل جاری جامعه در فیلم هایش، شم و ذوق چندانی برای به تصویر کشیدن آنها خرج نمی کند. این دومین اثر لند سینمایی اوست. فیلم قبلی او با نام "گس" تولید سال 1391 موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر مرد یا زن در حال ظهور در جشنواره بین المللی فیلم رم شد.

نقد فیلم شکاف

در سکانس اول فیلم، دیدن صحنه سونوگرافی معمولا مخاطب را به این مسئله آگاه می سازد که موضوع اصلی، حول محور حضور و یا عدم حضور فرزند در زندگی است. تعداد زیادی از اقشار مختلف جامعه مخصوصا زوج های جوان با این فیلم به راحتی ارتباط برقرار می کنند. لحظه های این فیلم اکثراً یادآور واقعیت ها و نیازهای جامعه امروز است که اساسا دغدغه و روح اندیشه کارگردان به این جنبه را پدیدار می کند.
کیارش اسدی زاده در شکاف به کودک آزاری هایی که ناآگاهانه از سمت والدین صورت می گیرد، می پردازد. او در فیلمش حق در معرض خطر کودکان، یعنی داشتن محیط امن و آرام در خانه را تصویر کرده و با نمایی رسا اعلام می کند: "هر کودک دارای حقوقی است که در صورت به خطر افتادن، دچار آزردگی می شود." "ایلیا"ی فیلم هم یکی از صدها کودکی است که قربانی دعوای والدینش شده. حقیقت این است والدینی که در حضور کودکان خود دعوا و مشاجره می کنند باید منتظر آسیب و بحران های روحی آنان باشند. اما آیا برای نشان دادن آسیب های روانی تا این اندازه پیشروی که منجر به نمایش صحنه خودکشی یک کودک است، لازم بود؟! این صحنه نه تنها تکان دهنده خلق نشد، بلکه برای مخاطب نیز دشواری در برقراری ارتباط را نیز به همراه داشت.
در سالهای اخیر نقد "کمرنگ بودن نقش کودکان"، بسیار به سینمای ایران وارد شد. بدین معنا که کمتر شاهد فیلمی با دغدغه پرداختن به مسائل خاص این گروه هستیم. شکاف در کنار فیلم های بسیاری که تهیه می شود و بچه ها در آنها به عنوان یک اسباب بازی، ساعت های طولانی از روز را در مهدکودک، مدرسه و یا کلاس های فوق برنامه سپری می کنند و یا تنها در خانه مشغول تماشای تلویزیون و بازی های رایانه ای هستند؛ سوژه مناسبی دارد. کمتر دیده شده که از حقوق اولیه کودکان سخنی به میان بیاید و یا هشداری به والدین در قبال مسئولیتی که در برابر روح و روان آنان دارند داده شود. در این فیلم مخاطب خود را در کشمکش "حقوق کودک"، "حق زندگی خود" و "جامعه تقریباً آرمانی" می بیند؛ ولی نمی آموزد که در زندگی باید به دنبال "حق" بود نه به دنبال "جامعه آرمانی". همچنان که در نهایت نیز قضاوت را در سکانس پایانی بر سر موضوع "تصمیم به بارداری" و یا "درآوردن رحم" بر عهده مخاطب می گذارد.
فیلم نگاهی هم به سیاست های جمعیتی کشور دارد و چالش هایی که امروز افراد در برابر موضوع داشتن فرزند با آن مواجه هستند را به نمایش می گذارد. به این موضوع نیز می پردازد که یک زوج ابتدا باید منشأ اختلافات را در زندگی زناشویی خود شناسایی و نسبت به رفع آن اقدام کنند، سپس بعد از رسیدن به بلوغ فکری، تصمیم به بارداری بگیرند. نتیجه گیری داستان در این باب درست و عاقلانه بود ولی مشکل از جایی آغاز شد که "پیمان" و "سارا" دلیل و امیدی برای بچه دارشدن پیدا نکردند. تنها در یک سکانس پدر غرغروی "پیمان" که از به هم ریختن کانال های ماهواره اش نیز کلافه بود، هنگامی که از تصمیم پسر و عروسش نسبت به بارداری مطلع شد، با آنکه ابتدا کلمه زشتی به زبان آورد اما در ادامه دیالوگی مطابق با عرف و مذهب بیان کرد: "آدم باید بچه دار بشه این طبیعت آدماست".
اما به واقع تولید نسل و بچه دار شدن، به فلسفه خلقت انسان بر می گردد. همچنانکه خداوند در سوره مومنون آیه 115 می فرماید: "أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ"؛ "آیا پنداشته اید که شما را بیهوده آفریده ایم و به سوی ما بازگشت نمی کنید؟".
کاراکترهای فیلم با وجود سیل مشکلاتی که با آن مواجه بودند نه تنها امیدی برای بچه دار شدن نداشتند بلکه دلیل درست و قانع کننده ای هم برای آن پیدا نکردند. در واقع "تصمیم به بارداری" معضل داستان نبود. عطف فیلم نداشتن شرایط لازم و در نتیجه بچه دار نشدن است. شکاف دلیل و امیدی برای بچه دار شدن و راهکاری برای رهایی از نگرانی در مورد سرنوشت کودک پس فردا، ارائه نمی دهد. غافل از اینکه، از نگاه اسلام سرنوشت فرزندانمان بستگی به دسته ای از مقدماتی دارد که در اختیار انسان گزارده شده اند؛ و با به کار گیری آن ها در زندگی می توان به داشتن فرزندانی سالم و متعهد امیدوار بود.
در شکاف، اگر چه رابطه دوستی "پیمان" و "سارا"ی "عاشق" و "فرهاد" و "نسیم" "فارق" زیباست، اما حد و مرز خودمانی شدن این رابطه بجا نبود و فاصله زیادی با ارزش های اخلاقی و اسلامی داشت. همچنانکه درباره سخن گفتن با زن نامحرم حضرت علی (ع) فرموده اند: "ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل‌ها را منحرف می سازد و پیوسته به زنان چشم دوختن؛ نور چشم دل را خاموش می گرداند و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه کردن از حیله و دام های شیطان است."
از سوی دیگر انتخاب شغل یکسان برای "پیمان" و "سارا" و نیز شادابی محیط کار آنها برای به تصویر کشیدن روابط زیبای عاشقانه کافی بود و نیازی نبود برای نشان دادن رضایت و همراهی "سارا" برای بچه دار شدن، سکانسی غیر محترمانه به نمایش درآید.
کمک کردن "پیمان" و "سارا" به "فرهاد" در قبول مسئولیت فرزندش، برایشان دردسر ساز شد. با توجه به این که معمولاً در شرایط عادی و عاری از حادثه هم، خانواده ها مسئولیت فرزند دیگری را به راحتی قبول نمی کنند؛ جا داشت با زنده ماندن "ایلیا"، فیلم اینگونه "غم انگیز" به پایان نمی رسید.
 "بازی خوب"، "موسیقی زیبا" و "تکنیک دوربین روی دست در فیلمبرداری"؛ به خوبی حس تنش را به بیننده القا می کرد و رابطه عنوان فیلم با داستانش را پررنگ می ساخت.
شکاف یکی از معدود فیلم های سینمای ایران با محوریت کودکان است.­ در این فیلم به خوبی شاهد شکاف بین همسران و تأثیری که روابط والدین در سرنوشت فرزندشان می گذارد، بودیم. گرچه معضل عدم توانایی در قصه گویی و ذوق کم در تعریف داستان، اثر اسدی زاده را دستخوش از بین رفتن بسیاری از ایده ها و ظهور کژتابی هایی کرده است و در نتیجه جز گسست اندیشه امیدوار و ایجاد شکاف مزبور در عنوان فیلم، پیامدی را در ذهن مخاطب نمی پروراند، اما همین جسارت در پرداخت به موضوعی حساس هرچند با کمترین آرایه ها، به دلیل نیازهایی بیرونی جامعه و دغدغه های جوان امروز، کاری بزرگ به شمار می رود.

1393 .18 بهمن / نویسنده: سوده موحدی / نظر: 1 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |