خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

کاشی؛ رنگ بر نقش کویر

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده | به نقل از کتابخانه دیجیتال تبیان ـ نویسنده: مریم یعقوبی 1394 .30 مهر

کاشی‌کاری هنری است که آمیخته با صنعت کوره و مهندسی حرارت انجام می‌شود. به این‌ها، باید علم رنگ و لعاب را نیز اضافه کرد.

کاشی‌کاری هنری است که آمیخته با صنعت کوره و مهندسی حرارت انجام می‌شود. به این‌ها، باید علم رنگ و لعاب را نیز اضافه کرد. شاید به این دلیل کاشی‌کاری را همواره هنری هم‌پای علم برشمرده‌اند. چه افراد بسیاری که از کودکی در کارگاه‌های سفال و کاشی به تحصیل علم و هنر پخت، ساخت و اجرای کاشی پرداخته‌اند.
در گذشته مناطقی از ایران را مهد هنر کاشی‌کاری دانسته‌اند . آنطور هم که از آثار معماری و هنری تاریخی این مناطق مشاهده می‌شود این گفته پر بیراه نیست. از قرن‌ها قبل در قم، کاشان، اصفهان، یزد و دیگر شهرهای کویری و نیمه کویری میانه خطه ایران هنر کاشی‌کاری رواج داشته است. این منطقه خاک و آب و آتش را به عنوان متریال و ماده اصلی در اختیار هنرمندان قرار داده تا با استفاده از این موقعیت و نیز با توجه به شاخصه‌ها فرهنگی و محیطی این بخش از ایران، آثاری در هنر کاشی‌کاری پدید بیایند که تا به امروز چشم هر بیننده‌ای را محصور روح خود کنند.


منطقه میانی فلات ایران در روایات و متون اسلامی نیز منطقه‌ای پر اهمیت است. نفوذ این مناطق در دوره‌ها و دربارهای خلافت‌های اسلامی قابل گفت و بررسی است. این باعث می‌شود تا هنرمندان کاشی‌کار نگاهی هم به آموزه‌ها و فرهنگ اسلامی داشته باشند. این هنر (کاشی‌کاری) گرچه در دیگر مناطق دنیا نیز هنرمندان بسیاری دارد و سفالگران چیره دست زیادی در سرتاسر جهان زیسته‌اند، اما به گواه جهانگردان و تاریخ نویسان و همچنین کارشناسان رشته‌های مربود به سفال و کاشی، هنرمندان کویر ایران با فاصله‌ای بسیار نسبت به دیگران، هنر خود را در طول قرن‌های بسیار به کیمیای ماندگاری آغشته‌اند و همچنان در حرکتند.
کاشی‌کاری علاوه بر علم ساخت و پرداخت و لعاب، هنر دست افرادی نیز هست که به چینش و جایگذاری تکه های کوچک کاری بر دیواره و نمای آثار و ساختمان‌های بزرگ، مساجد و اماکن مقدس و گاه یک سقف و طاقی محل عبور عموم مشغول‌اند. اما کاشی‌کاری را در یک یا چند مقدمه کوتاه نمی‌توان معرفی نمود. این، نیازمند پژوهش و گشت بسیار است.
شهر قم اما در کنار شاخصه‌های بسیار فرهنگی، یکی از مراکز صنعت سفال و هنر کاشی‌کاری و لعاب در ایران و حتی دنیاست. لعابی به رنگ " سبز " که در دنیا به " سبز قمی " معروف است، تنها در این شهر ساخته می‌شود و هنرمندان کاشی‌کار در این شهر آثار بسیاری را خلق نموده‌اند که هر ساله مورد بازدید جهانگردان و کارشناسان رشته لعاب قرارمی‌گیرد. " مریم یعقوبی " در نوشتاری با نام " بررسی صنعت كاشیكاری در قم " گوشه‌ای از گستره این هنر را در شهر قم بازمی‌گوید. این نوشتار را با هم مرور می‌کنیم:

بررسی صنعت كاشیكاری در قم
مسجد، فضایی معنوی است كه عاشقان حرم یار در آن گرد می‏آیند و به نیایش با یگانه معبود خویش می‏پردازند. عشق و اعتقاد، مسلمانان را بر آن داشته كه این جایگاه عارفانه را با بهترین امكاناتی كه در دست دارند بیارایند و حقا كه ادای وظیفه كرده‏اند و مسجد را شایسته ادای فریضه نموده‏اند.
در لحظه ورود به هر مكانی كه آراسته به كاشی‏های رنگارنگ باشد معنویت و آرامش برای انسان تداعی می‏شود و برای لحظاتی در این عشق بازی و رمز و راز گنبد و دیوار و شبستان و... گم می‏شوی. عاشق وقتی رخ یار را در این طرح‏ها می‏یابد، چقدر مجنون می‏شود! چرا كه سازنده این طرح‏ها و یا به عبارتی، كاشیكار این اماكن مقدس، حرف دل و جان را، به پهنه سخت سنگ و رس آورده است.
كاشیكاری رابطه‏ای نزدیك با سفال دارد. البته كاشیكاری راه و روشی كاملاً متفاوت از سفالگری دارد. در ابتدا به توضیح روش قدیمی و سپس روش كاشیكاری امروزی می‏پردازیم.
كاشی ساز ایرانی مجموعه كار ماده‏های بدنه‏سازی، لعاب‏كاری و رنگ‏آمیزی خود را در سه روش بنیادین به كار می‏برد. دیرینه‏ترین روش كه در ابنیه سده پنجم دیده می‏شود، جفت و جور كردن آجرهای لعابدار، به شكل‏های مربع و مستطیل و با تكرنگ فیروزه‏ای، بر طرحی ساده و سیاه است. متدرجا طیف رنگها گسترش یافت تا آبی را نیز دربرگیرد. از این مرحله تحول منطقی بعدی به پیدایش معرقكاری كاشی انجامید، كه در آن طرح كلی به واحدها یا اجزای كوچك از نگاره و رنگ تجزیه می‏گردید، و هر یك از آن واحدها با تیشه‏كاری از كاشی‏های لعابدار با تك رنگ‏های متفاوت تراش خورده و جدا می‏شد، تا بر طرح كلی سراسر قاب‏بند كاشی در جایگاه معین خود و به وسیله دو غاب گچ، نصب گردد، تا به هم الصاق یابند و به طور یكپارچه لوحه‏ای منقوش با كاشی معرق، یا كتیبه سردری برای ساختمان به وجود آورند. این اسلوب معرقكاری در دوره مغولی پیشرفت كرد، و در دوره تیموری هم از جهت رنگ و هم از جهت نقش، به اوج تكامل خود رسید. فنون دیگری كاربست چند رنگ مختلف را به هر خشت كاشی ایجاب می‏كرد، كه با رنگ‏آمیزی به روش‏های رولعابی و زیرلعابی انجام می‏گرفت. معمول‏ترین روش رولعابی كه به مراتب آسانتر و سریعتر از كاشیكاری معرق ـ بدور از آن همه مرارت برای تراشیدن صدها قطعات كوچك كاشی ـ اجرا می‏شد، كاشی هفت رنگی، یا معرّق خشتی نام گرفت، كه عبارت بود از نقش‏اندازی گل و بوته و مرغ و جانور، و اسلیمی‏ها، و مجلس یا منظره‏ای بر سطوح خشت‏های كاشی، و سپس چیدن و مرتب نمودنشان.
دو نوع اصلی از لعاب برپایه گرد كوارتز ـ یا در كوهی ـ مخلوط با كانی‏های گدازافزا به دست می‏آید. اكسید سرب نخست لعابی بسیار سیال می‏باشد، و چون ماده قلیایی به صورت اكسید پتاسیوم بر آن افزوده شود لعابی شفاف می‏شود.
به لعاب‏های قلیایی و سربی بیرنگ، عامل‏های رنگزای ـ یا رنگیزه‏ها ـ افزوده می‏شد. این كه چه كانی‏ها و رنگیزه‏هایی به كار برده می‏شد، موضوعی بسیار پیچیده و مفصل است: این مسأله به عناصر موجود در هر منطقه و ناخالصی‏های طبیعی آنها، واكنش آن عناصر در هنگام تركیبشان‏با حامل‏های قلیایییا سربی،و بالاخره،وضعیت كوره‏پزخانه،بستگی داشت.
رنگ‏هایی كه عمدتا مورد بهره‏وری قرار می‏گرفتند عبارت بودند از: فیروزه‏ای، سبز، آبی، قهوه‏ای، بادمجانییا خرمایی، سیاه، وزرد. ابوالقاسم كاشانی و علی محمد اصفهانی اتفاق‏نظر داشتند كه سنگ معدن‏های كویالت در حوالی كاشان، و نیز مس و منگنز چون به یكی از لعاب‏های قلیایی افزوده می‏شدند به ترتیب ذكر نام، تولید رنگ‏های سرمه‏ای (آبی سیر)، فیروزه‏ای، و سیاه می‏كردند. توصیه ابوالقاسم این بود كه كاهش در میزان منگنز تولید بنفش می‏كند؛ كه در آن مرحله علی محمد فتوی می‏داد طلا و قلع اضافه گردد تا قرمز تولید شود، و آنگاه با افزایش عیاری از كوبالت، رنگ بنفش به وجود آید. او خود گاه زردی به دست آمده از اختلاط سرب و قلع را برآنچه گذشت منضم می‏ساخت.

شیوه كاشی سازی كه امروز بسیار متداول است شامل مراحل زیر است:
در ابتدا، ابعاد مكان موردنظر را كه باید كاشی‏سازی بر روی آن انجام شود به طور دقیق اندازه می‏گیریم، بعد طرحی متناسب با خصوصیات محل نصب كاشی، طراحی می‏شود. از روی طرح (1)، طرحی دیگر یعنی طرح شماره (2) چاپ می‏كنیم. (هر دو طرح كاملاً شبیه هستند). در روی طرح (1) عمل نمره‏بندی و یا علامت‏گذاری صورت می‏گیرد؛ این علامت‏گذاری‏ها در واقع خط‏های مارپیچ و یا هر علامتی هستند كه راهنمای كاشی‏ساز در مراحل بعدی می‏باشند. بعد از انتخاب رنگ، نقش‏های طرح را به اندازه‏های كوچك‏تر با تیغ برش می‏دهیم و سپس تكه كاغذهای كوچك طرح را بر روی كاشی‏هایی كه مناسب با رنگ آن است می‏چسبانیم. به عنوان مثال، اگر رنگ یك برگ را سبز انتخاب كرده‏ایم آن را بر روی كاشی سبز با سریش می‏چسبانیم و همین‏طور اگر یك گل را درنظر گرفتیم آن را هم با فاصله‏ای مناسب از برگ سبز قبلی بر روی همان كاشی می‏چسبانیم.
در مرحله بعدی هر طرحی را با تیشه جدا می‏كنیم و لعاب اضافه را می‏گیریم. این مرحله از كار بر روی سكوی میز مانندی كه اصطلاحا سنگ دستگاه نام دارد اجرا می‏شود. با سوهان مخصوص لعاب‏های اضافه را كه تیشه قادر به جدا كردن آنها نبوده است و ظرافت بیشتری می‏طلبد، جدا می‏كنیم. سپس با كمك طرح شماره (2) كه همان كپی طرح است، نمره‏بندی می‏شود، یعنی تمام تكه‏های كاشی توسط نمره‏بندی اولیه و همان خط‏های مارپیچ راهنما مانند پازل كنار هم چیده می‏شوند. بعد از چیدن، تمام كار را وارونه می‏كنیم.
مرحله بعد اصطلاحا اكسن‏بندی نام دارد به این معنی كه محیط كار یا قاب را اندازه می‏گیریم كه با طرح اولیه یا بستر اصلی كاشی مغایرت داشته باشد و پس از اطمینان از صحت مراحل، كار را ادامه می‏دهیم. تمام كاشی‏ها را با همان نظم قبلی روی زمینه صاف با سریش می‏چسبانیم و بعد پشت كاشی‏ها را با گچ یا سیمان پر می‏كنیم. بعد از چند روز، كار خشك می‏شود و آماده برای نصب در جای اصلی است. پس از نصب، كاغذهایی را كه هنوز بر روی كاشی‏ها باقیمانده است با آب می‏شوییم و بدین ترتیب طرح‏ها و رنگها نمایان می‏شوند.

تاریخچه كاشیكاری در قم
سابقه استفاده از لعاب بر روی آجر یا سفال به دوره ایلام باز می‏گردد كه نمونه‏هایی از آجرهای لعابدار از چغازنبیل به دست آمده است. همین‏طور در دوره هخامنشی به صورت گسترده از آجرهای لعاب‏دار استفاده شده كه نمونه‏های مشخص آن، نقش‏های تزئینی كاخ آپادانا،شوش و سربازان جاویدان استفاده شده در همین محوطه است.
در دوره اشكانی برای نخستین بار از لعاب به صورت گسترده در ظروف سفالی استفاده شد. استفاده گسترده‏تر تزئینی از كاشی (موزاییك كاری) در دوره ساسانی و متأثر از هنر رومی رواج یافت كه نمونه آن را می‏توان در كاخ بیشاپور مشاهده كرد.
كاشیكاری در استان قم قدمت زیادی دارد. شاهد این مدعا، وجود گنجینه‏های فراوانی از آثار و بناهای كاشیكاری در این منطقه است. در اینجا به بررسی بعضی از این آثار می‏پردازیم.
از سده ششم (ه••.ق) بهبعدباورودچینی‏های ساخت چین به ایران، كار ماده‏های اختصاصی‏تری در بسیاری از نقاط به كار برده شد. این ظروف چینی به شدت مورد پسند ایرانیان قرار گرفت، و چون در ایران رسوبات گل ـ چینی ـ كائولین وجود نداشت، خمیر گلی مختلطی از خاك رس موجود و عیارهایی از مواد كانی در هر نقطه به نسخه‏ای متفاوت فراهم آمدكه برای تولیدات محلی ظروف سفالین و كاشی ساختمانی به كار می‏رفت. هم ابوالقاسم كاشانی و هم علی محمد اصفهانی نسخه‏هایی برای ساختن این خمیر گل چینی داده‏اند كه معلوم است مواد و روش‏های به كار رفته در آنها با هم تفاوت زیادی نداشته‏اند. ماده اصلی كوارتز یا در كوهی نیز سنگ چینی نامیده شده است، كه نام متداول دیگرش در زبان عمومی سنگ چخماق سفید است. ابوالقاسم آن را شكر سنگ و علی محمد سنگ چخماق خوانده است؛ كه ضمنا تأكید كرده است آن سنگ در حوزه زاینده‏رود، اصفهان، نائین، اردستان، قم و در تپه‏های بی‏بی شهربانوی جنوب تهران یافت می‏شود.
تهاجم خانمان‏سوز مغولان، با همه تبعات زیانباری كه داشت نتوانست زندگی ملی و فرهنگی ایرانیان را از هم بگسلد، یا دست كم در زمینه‏های دین و هنر، و در صناعت سفال‏گری و كاشی‏سازی وقفه‏ای به وجود نیاورد. از جمله تأسیس جایگاه‏ها و افریزهای كتیبه‏نویسی با كاشی قالب‏زده و به تك رنگ فیروزه‏ای همچنان ادامه یافت، كه در نمونه‏ای دارای تاریخ 716 ه••.قكاملاًمشهوداست. ازسوی دیگر تحولات بیشتری در یك سلسله كاشی‏های زرین‏فام تولید شده میان سال‏های 658 تا 761، و برخی با امضاهای خاندان ابوطاهر كاشی، به چشم می‏خورد. كاشی‏های زرین‏فام به كار رفته در مكان‏های دور افتاده از هم چون قم و كاشان و ورامین، شواهدی مصادیقی هستند بر مصرف عمومی آنها در ساختن محرابها و مزارها، یا در مرمت‏كاری مداوم پوشش بدنه‏های داخلی.
دو كاشی كوكبی تاریخدار از ارزش سندی خاصی برخوردارند. یكی كه محل تولید آن نامعلوم مانده است دارای كتیبه‏ای است به شرح زیر: «به سال 739، در مقرّ كاشان، كه خداوند تبارك و تعالی آن را از آفات زمان در امان بدارد.» دیگری كه متعلق به امامزاده جعفر بوده اطلاعات بیشتری به دست می‏دهد: «در دهم ربیع‏الثانی سال 738 تحریر شد، در كارگاه مرحوم سید ركن‏الدین محمد بن سید الدین علی غضایری چینی‏ساز در كاشان. عمل استاد محترم مكرّم جمال نقاش». ارزش آشكار این دو قطعه در برقرار ساختن ارتباط مستقیم كاشی زرین‏فام با شهر كاشان، و گزارش دادن از شمار صنعت‏گران دست‏اندكار بوده است.

در فهرست آثار و ابنیه تاریخی كشور، آستانه حضرت معصومه علیها‏السلام را به شماره 128 ثبت كرده‏اند. ساختمان بارگاه مرقد شریفه از اواسط سده سوم ه••.قشروعشدودرطولسدهچهارموپنجموششمقبروگنبدداشتوتزئیناتی در آن صورت گرفت. كاشی‏هایی كه بر مرقد حضرت معصومه است در طول سال‏های 605 تا 613 ه••.قساختهشدهاست كه البته وضع فعلی آنها از این قرار است:
در روی مرقد پانزده عدد كاشی به درازای 95 و 2 متر و پهنای 120 سانتی‏متر قرار دارد و بدنه قبر از سه نوع كاشی پوشیده شده است: كاشی خشتی لب برگردان، كاشی تمام كوكبی، كاشی خشتی كه زیر كاشی‏های كوكبی نصب شده است. در روی مرقد سه نوع كتیبه دیده می‏شود: 1. كتیبه كوفی برجسته به رنگ شنگرف، 2. كتیبه نوعی خط كه تعیین و تشخیص آن مشكل است و باید آن را خط كاشی‏نگاری خواند و 3. كتیبه خط نسخ طلایی كه زمینه كاشی‏های آن لاجوردی، قلم طلا و قهوه‏ای و نقره‏ای و دارای نقش‏های مختلف است.
بانی كاشی‏های مرقد مطهر، طبق كتیبه، «مظفر بن احمد بن اسماعیل» و نویسنده خطوط «ابوزید» و سازنده كاشی‏ها «محمد بن ابی طاهر بن ابن الحسین» هستند.
در سال 529 ه••.قشاه‏بیگم گنبد سابق را خراب كرد و به جای آن گنبدی با شكوه ساخت. در سال 925 ه••.قشاهاسماعیل صفوی، ایوان شمالی را با كاشی فیروزه فام بیاراست و صحن عتیق را شالوده ریخت. در سال 950 ه••.قضریح كاشی دور مرقد مطهر به دستور شاه طهماسب و به دست اعتمادالدوله ساخته شد. كاشی‏های روی مرقد مطهر حضرت معصومه، بهترین و نفیس‏ترین و كهن‏ترین شاهكار هنر كاشی‏سازی ایران در دوران اسلامی است و به تمام معنی گنجینه ناپیدایی از این هنر ارزنده ایران است كه درون دیواری از كاشی معرق، در پشت ضریح حرم‏مطهر قرار دارد.
هنگامی كه شخص وارد حرم مطهر حضرت معصومه می‏شود و در كنار ضریح آن حضرت قرار می‏گیرد، با مختصر دقتی درمی‏یابد كه پشت ضریح نقره و تقریبا چسبیده به آن، دیواری از كاشی معرق وجود دارد كه طبق كتیبه آن به فرمان شاه طهماسب اول صفوی، به سال نهصد و پنجاه هجری قمری ساخته شده است.
یك قطعه كاشی متعلق به آستانه حضرت رضا علیه‏ السلام ، مربوط به سال‏های آخره سده هشتم هجری قمری وجود دارد كه بر اثر تعمیرات متعدد داخل حرم مطهر آن حضرت این كاشی از محل اصلی خود بیرون آمده و در موزه آستان قدس رضوی نگاهداری می‏شود. از این قطعه كاشی كوچك كه بگذریم، قدیمی‏ترین كاشی دوران اسلامی ایران مجموعه بی‏نظیر كاشی‏های مرقد حضرت معصومه علیها‏السلام است. طرح كاشی‏های سطح فوقانی مرقد به صورت محرابی است و از خشت‏های مختلف كاشی تشكیل شده است. تركیب نقوش و رنگ‏ها و كتابه‏ها و تزئینات این سطح كه بیش از شش متر مربع است، نشان دهنده مهارت و درجه استادی و تسلط سازنده كاشی‏ها است. (نقل از یادداشت‏های مرحوم سید محمد تقی مصطفوی.)
اثر بعدی كشف شده مربوط به محراب زرین فام، متعلق به قرن 8 هجری است. این محراب كه به دربهشت مصروف است. از مزار امامزاده علی بن جعفر پیدا شده و هم اكنون در موزه گنجینه دوران اسلامی نگهداری می‏شود. اسم سازنده این محراب: «العبد یوسف بن علی بن محمد بن ابی طاهر كاشیكار» است.
اثر دیگر مربوط به محراب زرین فام متعلق به قرن 8 هجری است. این محراب متعلق به مزار حارث بن احمد بن زین‏العابدین در قم است و كتیبه‏هایی شامل سوره فاطر و سوره الذاریات و آیات سوره‏یس است.این‏محراب نیز در موزه گنجینه دوران‏اسلامی‏قرار دارد.
گنبد شاهزاده اسماعیل بیدقان متعلق به قرن هفتم هجری قمری است. مشهد بیدقان از بناهای تاریخی قم دارای درهای نفیس و كاشی‏های عالی و صندوقی منبت بر روی مرقد و مشتمل بر بقعه و قبر و رواق و صحن و مسجدی است. بقعه از ابنیه قرن 7 هجری با مصالح سنگ و گچ بنیان گردیده زیاده متین و بادام است. ازاره بقعه آراسته به كاشی‏های خشتی خشت تركی كوكبی عصر مغول كه فقط تعدادی از آنها باقی مانده و داخل موزه نگاهداری می‏شود. در متن كاشی‏ها تصویری برجسته از سه سوار مغولی است كه ماری را در زیر پای می‏كوبند و كبوتری را برفراز سر دارند. (اشاره به سركوبی موزیان سركش و كنایه از صلح‏جویی و بزرگداشت صلح طلبان است) و كاشی‏های مربع با نقوش برجسته طاووس و لك‏لك و طوطی كه در قسمت بالای ازاره به كار رفته بوده است و در موزه نگاهداری می‏شود. سه جانب درگاه مدخل بقعه آراسته به كاشی‏های شفاف روشن دارای كتیبه‏های متعددی به خط ثلثی سفید محمود قمی در زمینه لاجوردی است كه درخشندگی و خوش لعابی آن، بینندگان را مجذوب خود می‏سازد. این كاشی‏ها از هر جهت با كاشی‏های ایوان بقعه علی بن جعفر و سردر ورودی شاهزاده ابراهیم مشابه و استاد كاشی‏ساز آنها هم طاهر قطاع و تاریخ ساخت و پرداختشان سال 1269 و 1270 است.
در سایر قسمت‏های بنا، آثار دیگری از كاشی معرق یافت شده است كه در نوع خود آثار منحصر به فردی هستند.

مدرسه فیضیه در جوار روضه مطهره از حداكثر روحانیت و بركت برخوردار است. جزرهای میانه ایوان‏ها از آجر تراش و پوشش ایوان‏ها به طور كلی مقرنس گچی و لچكی‏های آنها مزین به كاشی‏های خشتی منقش هفت رنگ و در هر ضلعی ایوان بزرگی است. اما ایوان جنوبی از آثار تاج‏الشرف موسوی از دوره صفوی است و سه ایوان دیگر از آثار فتحعلی شاه قاجار و سال 1213 هر یك به دهانه 9 و عرض 6 متر و ارتفاع 5/12 متر است كه جدار آنها كاشیكاری و دارای كتیبه‏ای كمربندی نیز از كاشی خشتی زمینه لاجوردی به خط نستعلیق سفید میرزا مهدی ملك الكتاب و پوششی است ساده كه قبلاً مقرنس گچی بودند و اینك اثری هم از مقرنس آنها باقی نیست.
بنای تیمچه بزرگ از ابنیه شكوهمند این شهرستان و از آثار هنری استاد حسن معمارباشی بانی صحن و آستانه و ایوان و گلدسته‏های بلند آن است كه در سال 1301 قمری بنیاد گردیده است. پوشش بسیار زیبای تیمچه هر بیننده را خیره می‏كند. گنبد آن عرقچینی رومی، ولی پوشش زیرین یزدی‏بندی و صورت ساختمان آن فخری و دارای 20 حجره تجارتی تحتانی و دوازده غرفه فوقانی با درهای زیبای ارسی آلت جعفری و گره‏سازی است.
البته بسیاری از این آثار هم اكنون خراب شده‏اند و تنها یادگارهایی از آنها در موزه‏ها نگهداری می‏شود. كارگاه‏های كاشیكاری بسیاری در سطح استان مشغول به كار و تربیت شاگردان جویای این هنر هستند. استادان، با مهارتی وصف‏ناشدنی آثاری شكوهمند و بی‏نظیر خلق كرده و می‏كنند.

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |