خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

مکاشفه و تماشا؛ گفت و گویی با ابراهیم سلیمانی، پیشکسوت عکاسی

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده 1396 .26 مهر

ارمغان حرفه‌ی عکاسی در زندگی من تغییر نگاهم بوده به پیرامون خودم، به جامعه، به طبیعت، به انسان، به آفرینش و به هر آنچه که با چشم می‌توان دید و تا حدودی می‌توانم بگویم از نگاه ساده و غریزی انسان و حتی نگاه تخصصی به یک نگاه محض و یک نگاه جستجو گر و نگاه به سمت نوعی بصیرت حرکت کرده است.

لطفا خود را معرفی کنید و بفرمایید فعالیت خود را از ابتدا در چه زمینه ای و از چه سالی شروع کردید و الان مشغول چه کاری هستید؟
بسم الله النور  
ابراهیم سلیمانی هستم متولد 1339 از روستای مزید آباد فرهان اراک؛ تقریبا از سال 1355 با دوربین عکاسی به صورت تجربی آشنا شدم و با فعالیت های شخصی مراحل آشنایی با دوربین های عکاسی را سپری کردم تا کم کم عکاسی را آموختم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با مطالعه بیشتر و دیدن آثار عکاسان بزرگ مراحل آموزش را پی گرفتم.
در سال های نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برنامه آموزشی که مرکز فرهنگی هنری دفتر تبلیغات اسلامی تدارک دیده بود در مجتمع هنر و ادبیات تهران، تالار وحدت ، باغ فردوس و هتل کوثر حضور یافتم و آموزش های  مختلف را در زمینه عکاسی ،فیلمسازی و ادبیات داستانی تکمیل کردم و عکاسی را از اوایل انقلاب اسلامی به صورت جدی در زمینه مستند اجتماعی دنبال کردم .

چطور شد که به عکاسی علاقه مند شدید؟ و آن را چگونه یاد گرفتید؟
علاقه‌ی من به عکاسی از اوایل دهه پنجاه شروع شد. به همراه دو برادم اسماعیل و حسین سه دانش آموزی بودیم که از روستای "مزید آباد" برای تحصیل به روستای "مشهد الکوبه" از توابع فرهان می رفتیم و در مدرسه‌ی ابتدایی درس میخواندیم ، معلمی داشتیم که دوربین عکاسی داشت و از ما سه نفر که به طور معمول کت شلوار می پوشیدیم و منظم بودیم خوشش آمده بود. یک روز او یک عکس یادگاری پای تک درختی که در مدرسه بود از ما گرفت و این عکس را به یادگار لطف کردند و به ما دادند من از آن عکس به بعد علاقه‌ی شدیدی به عکاسی پیدا کردم و همیشه علاقه مند بودم دوربینی داشته باشم و خاطرات و سفر ها و رویداد های زندگی خودم و خانواده را ثبت کنم، این ماجرا باعث شد بعد از این که از فراهان به قم هجرت کردیم روزی در خیابان ارم پشت ویترین مغازه ای -که به مرحوم باباخان صاحب عکاسی فرد منتسب بود- با یک دوربین خیلی ارزان قیمت که فکر میکنم قیمتش حدود ده الی دوازده تومن بود آشنا بشوم و این دوربین را بخرم. آن دوربین شبیه دوربین های لوبیتل 2 بود اما با بدنه ی کاملا پلاستیکی و با این دوربین که فیلم رول 120 ( قطع 6 در 6) می خورد ،عکاسی را شروع کردم .
عکاسی با دوربینی که خودم خریده بودم برایم خیلی لذت بخش بود و لذا بعد از این که فروشنده حلقه فیلم را داخل دوربین قرار داد با خوشحالی زایدالوصفی رفتم وفامیل ها را برای عکاسی تشویق کردم وشروع کردم به عکاسی.
چون از قبل دیده بودم که نگاتیو ها را وقتی به سمت نور میگیریم تصویر درون آن پیداست، بعد از عکاسی بلافاصله فیلم را از داخل دوربین درآوردم و به سمت نور گرفتم و دیدم که فیلم کاملا سیاه است، خیلی نگران شدم دوباره به حالت اول بسته بندی کردم و برای ظهور عکس به لابراتوار سپردم. پس از چند روز وقتی رفتم تحویل بگیرم گفتند متاسفانه فیلم هاتون نور دیده و کلا سیاه شده غافل از اینکه من خودم این کار را انجام داده بودم .متاسفانه متوجه نشدم که فیلم های عکاسی را قبل از ظهور نباید در معرض نور قرار بدهیم و آن را باز کنیم .
 در دومین مرحله بازهم شیطنت کردم و بخشی از فیلم را بعد از عکاسی باز کردم و همین که دیدم خبری نیست به سرعت بسته بندی کردم و به لابراتوار دادم. این بار پس از چند روز وقتی رفتم پاکت را تحویل بگیرم گفتند این دفعه بخشی از فیلمتون نور دیده و بخشیش سالم است احتمالا شما درِ دوربین را باز می کنید. این نکته ای بود که برای اولین بار یاد گرفتم و تقریبا میشه گفت بخش عمده ای از عکاسی را شخصا تجربه کردم و این گونه یاد گرفتم.
 همانطور که قبلا اشاره کردم بعد از این تجربه های شخصی و پیروزی انقلاب اسلامی جهت فراگرفتن هنر به ویژه در رشته های عکاسی و فیلم سازی به واحد فرهنگی هنری دفتر تبلیغات اسلامی پیوستم و از طریق دفتر تبلیغات اسلامی در قالب یک گروه هنری به تهران اعزام شدیم در تهران اساتید بسیاری را برای این جمع تدارک دیده بودند که از جمله این اساتید جناب اقای دکتر اکبر عالمی، مرحوم نادر ابراهیمی، استاد محمد علی سپانلو، دکتر مظاهر مصفا و بسیاری از عزیزان دیگر بودند که ما عکاسی را هم در کنار این عزیزان از جناب استاد شهاب الدین عادل و دیگر دوستان فراگرفتیم و در خلال اموزش هایی که داشتیم نسبت به سایر رشته ها نیز دانش لازم را کسب کردیم .ازجمله در زمینه ی تهیه کنندگی، فیلمسازی، فیلمنامه نویسی،تدوین، نمایش نامه نویسی، بازیگری، ادبیات داستانی، آشنایی با شعر وسیرمطالعاتی درزمینه ادبیات کهن شاگردی کردیم و تجربه هایی را کسب کردم.

اگر در این مسیر وارد نمیشدید دوست داشتید چه حرفه‌ی دیگری را تجربه کنید؟
اگر دوباره انسان بخواهد متولد بشود و سرنوشت خودش را رقم بزند قاعدتا تجربه ی زندگی اش می تواند در تعیین مسیر کمک خوبی برای او باشد البته معمول این است که از شغل خود و گرایش هنری شان راضی هستند .اصولا هم گفته شده که دوباره این مسیر نورانی را شروع می کردیم.
به طور طبیعی هنر عکاسی چیزی نیست که انسان بخواهد از آن فاصله بگیرد این هنر بسیار با زندگی بشر عجین شده و لذا به طور قطع می توانم بگویم بار دیگر هنر عکاسی را به عنوان اولویت اولم قرار میدادم و البته بصورت جدی تر و با اموزش های دقیق تر آن را پیش میگرفتم و زمان را کاملا در دوران زندگی ام مدیریت میکردم. چنانچه  در این حرفه وارد نمیشدم به طور قطع در یکی از گرایشات هنری دیگر به طور جدی کار را دنبال میکردم .احتمالا فیلم سازی را بیشتر علاقه داشتم هرچند بنده در زمینه نقاشی ،خوشنویسی، نگارگری و گرافیک هم اندک تجربه ای داشتم و در بعضی از این رشته‌ها تا جایی پیش رفته ام که در دوسالانه های تخصصی ایران شرکت کرده ام، به عنوان نمونه در اولین دو سالانه نقاشان ایران، اولین دوسالانه گرافیک ایران و فکر میکنم دومین یا شایدم اولین دوسالانه عکس ایران اثار من راه پیدا کرده و در خیلی از این زمینه ها منتخب و برگزیده شده ام و لذا به طور قطع انتخاب یکی از گرایشات هنری میتوانست در اولویت باشد احتمال میدهم با این ذهنیت که الان وجود دارد اگر عکاسی نبود فیلم سازی بود.

در کیف دوربین ابراهیم سلیمانی چه چیز هایی هست؟
کیف دوربین به معنای اعمش برای من یک گنجینه است و من در مجموعه کیف دوربینم غیر از دو بدنه ی دوربین فول فریم نیکون که یکی D3X و  یکی D810  است، لنزهای 24-14 ،70-24 ، 200-70 و یک لنز ماکرو دارم علاوه بر اینها یک دستگاه فلاش متر ، یک دستگاه نورسنج دستی قدیمی ، یک عدد کالر چکر و وسایل تنظیف به علاوه تعدادی فیلتر ، باطری یدک و شارژر هایی که برای این دو دوربین است.
در گنجینه شخصی ام بیش از ده دستگاه دوربین های قدیمی را دارم که خیلی از آنها دوربین هایی است که قبلا استفاده میکرده ام به عنوان نمونه دوربین بسیار کوچک اولمپوس ،دوربین قطع 6 در 6 یاشیکا و پنتاگون و تعدادی هم دوربین های قدیمی که جزء وسایل شخصی من به حساب میآید و بخشی از دکوراسیون محل کارم را تشکیل میدهد.
البته به طور طبیعی هر عکاسی یک سیستم رایانه حرفه ای و تعدادی هارد اکسترنال نیز دراختیار دارد و مجموعه ای از نگاتیو ها و اسلایدها و آرشیو شخصیش را در این گنجینه‌اش میتوانید پیدا کنید من هم قریب به هزار حلقه فیلم نگاتیو رنگی و سیاه و سفید را در آرشیوم دارم. یک بخشی نگاتیو های دهه ی چهل و پنجاه ،مربوط به شهر مقدس قم هست که اینها را از عکاسان قدیمی و از آرشیوهایشان انتخاب کرده و خریده ام و فایل های متعددی از فضای معماری و اماکن قم تهیه کرده ام که در نوع خود یک گنجینه‌ی ارزشمندی است.

عکس گرفتن از چه سوژه هایی برای شما بیشتر جذابیت دارد؟
برای من خود عکاسی لذت بخش است ولی عمده سوژه های من انسانها در فرهنگ ها و اقلیم های مختلف هستند، گرچه عمدتا به ایران و بیشتر هم به شهر مقدس قم محدود میشود، اما انسان موضوع اصلی من است. در ارتباط با این بحث چندین پروژه را کار کرده ام یا در قالب مسابقات مدیریت کرده ام، یکی از انها دوسالانه عکس حوزه است که اختصاص به موضوع روحانیت و حوزه های علمیه دارد که طی چهار دوره انتشار فراخان ؛عکس هایی از آثارعکاسان حرفه ای و بعضا هم نیمه حرفه ای سراسر ایران به دبیر خانه واصل شده و طی یک فرایندی داوری و قضاوت شده و بهترین ها انتخاب شده و جوایزشان را نیز همراه با حق التصویردریافت کرده اند .یک کتابی هم از مجموعه یکی از این دوسالانه ها چاپ شده و لی متاسفانه در مسیر انتشار دو دوره ی بعدی آن با مشکلاتی روبرو هستیم.
به هر حال بخشی از موضوعات من روحانیت هستند و عمده ی عکسهای بنده به حوزه های علمیه و روحانیت اختصاص دارد اما در خلال ان به طور کلی شناخت جامعه و افراد آن برای من همیشه جالب بوده است .

عجیب ترین سوژه ای که با آن برخورد داشته‌اید اما نتوانستید آن را ثبت کنید تعریف کنید؟
سوژه های زیادی برای من اتفاق افتاده که بنا به دلایلی موفق به ثبتشان نشده‌ام و اگر روزی فرصت باشد آنهارا در یک مجموعه مکتوب خواهم کرد البته جسته و گریخته انها را ثبت کرده ام و باید حتما تدوین شود که بخشی از آن مربوط میشود به دوران پر افتخار دفاع مقدس .
در همسایگی ما یک بخشی از یک محل پر تراکمِ محروم مورد حمله‌ی هوایی دشمن بعثی قرار گرفت و من اولین فردی بودم که آنجا حاضرشدم. به دلیل وجود کودکانی زیر آوار و مادرانی که پیوسته به سر میزدن و فریاد میکردند "بچه ام !بچه ام!" لاجرم از عکاسی صرف نظر کردم و به امداد و نجات پرداختم و از این قبیل موارد در دوران دفاع مقدس اتفاق افتاده و البته موارد دیگری هم هست که بیان ان در این مقال نمی گنجد.

حرفه‌ی عکاسی چه چیزی را در زندگی شما به ارمغان آورده است؟
ارمغان حرفه ی عکاسی در زندگی من تغییر نگاه ام بوده به پیرامون خودم ،به جامعه ،به طبیعت ،به انسان ،به آفرینش وبه هرآنجه که با چشم میتوان دید و تا حدودی میتوانم بگویم از نگاه ساده و نگاه غریزی انسان و حتی نگاه تخصصی به یک نگاه محض و یک نگاه جستجو گر و نگاه به سمت نوعی بصیرت حرکت کرده است و خوشحالم که در این مدت چهل سال اخیر روز به روز عشق و علاقه من به دیدن سوژه هایم و ثبت آنها بیشتر شده و در بسیار از مواقع که دوربین همراهم نیست با چشمان خودم عکاسی میکنم و لذت آن را میبرم.
برای یک عکاس لذت دیدن از تمام لذایذ به نظر من شیرین تر خواهد بود چه اگر بخواهد عکاسی بکند یا اینکه بخواهد سیری در پیرامون خود و جهان خود داشته باشد .
من به شخصه هنر عکاسی را هنر بصیرت میدانم و اعتقاد من به شخصه این است که یک ارتباط بسیار جدی بین این هنر و جهان آفرینش وجود دارد. انسان به محض اینکه چشم باز میکند ؛ اولین اتفاقی که در زندگی اش رخ می دهد دیدن است و گرفتن عکس با چشمان خودش. بخصوص در این روزهای اخیر که ما شاهد هستیم بهترین دوربین های عکاسی سعی کرده اند توانمندی شان را در ثبت، به قدرت بینایی چشم برسانند و این نوعی ارتباط است بین انسانی که با چشمان خودش میتواند به وضوح تمام ببیند و جستجو بکند و کشف بکند وبا دوربین ثبت کند. امروزه هنرمندان عکاس هم با دوربین های حرفه‌ ای شان دست به چنین اقدامی میزنند.

در چه زمینه‌های هنری دیگری غیر از عکاسی فعالیت دارید و تا چه حد در آن زمینه ها پیش رفته‌اید ؟
من به شخصه علاوه بر هنر عکاسی در زمینه سینما ، فیلم سازی و  مستند سازی تجربه و تحصیلاتی راداشته ام که پیش تر به آنها اشاره کرده بودم، در زمینه ی نگار گری شاگرد استاد ملکی بودم در زمینه طراحی و نقاشی روزگار اندکی را در محضر استاد ناصر پلنگی شاگردی کردم و البته در کنار هنرمندان بزرگواری نیز تجربه هایی در زمینه‌های طراحی و نقاشی داشته ام. در زمینه خوشنویسی سرمشقی گرفتم از  استاد احمد عبدالرضایی و استاد حسینی موحد ولی مجال اینکه بخواهم این هنر را به شکل گسترده تری دنبال کنم نبود. در ارتباط با ادبیات داستانی شاگرد استادانی بودم و از سبک های ادبی و متون کهن ادبی مطلعات و یادداشت هایی داشتم تا جایی که چند داستان کوتاه نوشتم و مورد توجه اساتید هم قرار گرفت اما متاسفانه این مسیر را هم موفق نشدم ادامه بدهم، روزگاری شاگرد اساتیدی در زمینه نمایشنامه نویسی، بازیگری، فن بیان بودم تا جایی که در تئاتر شهر اولین تمرین را هم برای اجرا داشتیم اما متاسفانه تداوم پیدا نکرد.
همه ی این اموخته ها ، تجربه هاو مطالعات به نوعی لازم بود تا بتوانم در عرصه ی فرهنگ و هنر ورود پیدا کنم و فعالیت کنم و لذا یک بخشی از شغل خودم را به نشر و یک بخشی را به تبلیغات اختصاص دادم که هم کانون اگهی و تبلیغاتی دارم و هم موسسه فرهنگی و انتشاراتی. در یک دورانی هم در حوزه چاپ فعالیت کردم و اموخته هایم را در بحث مدیریت و نظارت فنی بر چاپ تا جایی پیش بردم که در جشنواره صنعت چاپ نامزد دریافت جایزه شدم و در یک مقطعی هم مقام کسب کردم. در ارتباط با رشته ی گرافیک هم تجربه ی شخصی ام تا جایی پیش رفت که در طراحی نشان و پوستر و بروشور مدت ها شخصا فعالیت میکردم و در دورانی که گرافیک سنتی رایج بود و نرم افزار های رایانه ای امروزی وجود نداشت من پا به پای خیلی از همکاران پیش می رفتم و خدماتی در این زمینه ها داشتم.
غیر از این گرایشات هنری در برگزاری جشنواره ها و برپایی نمایشگاه ها، به عنوان یک کارشناس فرهنگی و هنری انجام وظیفه کردم. مؤسس ومدیر  نگارستان اشراق بودم که تا به امروز بیش از شاید هشتصد نمایشگاه تجسمی در ان برگزار شده است . قریب به ده سال شخصا مدیریت این نگارستان را عهده دار بودم و آثار بزرگانی را از سراسر ایران و جهان تدارک می دیدم و در نگارستان اشراق شهر قم به دیدگان مشتاق آثار تجسمی تقدیم می کردم. در تدوین و تولید آلبوم های مصور تجربه داشتم و موفقیت هایی را کسب کردم.
موسس انجمن صنفی تبلیغات استان قم بودم و برای سامان دهی به تبلیغات شهری طرح و پروژه و پیشنهاداتی داشتم و به عنوان یکی از اعضا کمیته تبلیغات استان به مدت هشت سال در نظارت و صدور مجوز همکاری داشتم و در ادامه ی اینگونه فعالیت ها اولین همایش تحول و نوسازی صنعت چاپ را در قم طراحی و اجرا کردم و پروژه نوسازی چاپخانه بوستان کتاب را مدیریت کرده ام. همکاری در برگزاری جشنواره های فیلم اشراق و بسیاری از رویداد های هنری را برعهده داشته ام و سال های سال است که توفیق دارم در زمینه اموزش عکاسی و اموزش مبادی سواد بصری و مدیریت فرهنگی و هنری فعالیت میکنم.

وضعیت آموزش حرفه‌ی عکاسی و مراکز آموزش دهنده چگونه هستند؟
وضعیت آموزش عکاسی در شهر مقدس قم نسبت به گذشته خیلی بهتر شده است اموزشگاه های آزاد هنری و ،موزشگاه های علمی و کاربردی و همینطور مراکز خصوصی زیاد شده و در مجموع اموزش ها بهتر شده اما همچنان مخاطب در این عرصه از وجود مراکز غیر حرفه ای و سود جو که آموزشهایشان چندان نتایجی را در بر ندارد رنج میبرد و بعضا باعث پشیمانی در انتخاب این مسیر میشود، هنوز شاهد هستیم بسیاری از هنرجویانی که هزینه های گزافی پرداخت می کنند تا عکاسی مقدماتی و پیشرفته سپری کنند ، دوباره می آیند کلاس مقدماتی حاضر میشوند و وقتی از آنها سوال میشود که شما که اینقدر هزینه کردید و این دوره هارا گذرانده اید چرا دوباره عکاسی مقدماتی؟ میگویند چیزی به ما یاد نداده‌اند و این اعتراض همیشه بر سر زبان هنرجو جاری است. البته خوشبختانه اتفاقات خوبی رخ داده تجهیزات عکاسی فراوان شده و عموم مردم به این هنر علاقه مند شده اند و حضور حداکثری کسانی که علاقه مند هستند در این زمینه فعالیت کنند باعث شده محدودیت هایی ایجاد شود و شرایط را برای هنرمندی که بخواهد بالفعل ظاهر شود سخت کند. از طرفی این فراوانی و گستردگی باعث شده فرهنگ عکاسی و بطور کلی علاقه مردم به هنر عکاسی زیاد شود و استقبال خوبی هم در این زمینه داشته باشیم در نتیجه مراکز اموزشی و مراکز عرضه خدمات و امکانات و دوربین ها زیاد میشود و این باعث خوشحالیست. در نهایت تاکید میکنم در ارتباط با سطح کیفی اموزش های عکاسی چه در محافل خصوصی چه در مراکز رسمی و حتی در محافل دانشگاهی استان مقدس قم الان قضاوت دقیقی نمیکنم و امیدوارم کاستی ها برطرف شود و این گلایه هایی که از سمت هنرجویان وجود دارد به سرعت مرتفع شوند.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید چه پروژه ای را در پیش رو دارید؟
در دو سال اخیر توفیق داشتم به عکاسی از نسخه های خطی در عتبه علویه و حسینیه مشغول باشم.
 طی ده سفری که به کربلا و نجف داشتم تقریبا تمام اثار خطی موجود در گنجینه حرم حضرت اباعبدلله حسین [ع] و همینطور حرم حضرت امیر [ع] را عکاسی بکنم البته در این نوع عکاسی عموما تمام صفحات یک نسخه خطی عکاسی نمیشود بلکه صفحات اغازین و پایانی و نمونه هایی از صفحاتی که مورد توجه فهرست نگار است عکاسی میشود و گرچه توفیق داشته ام چندین نسخه رانیز کامل عکاسی کنم و در حال حاضر مشغول اماده سازی و پردازش این اثار هستم. در کنار این کار بخشی از وقت من صرف تدریس میشود همچنین مسولیت موسسه انتشاراتی نقش و کانون اگهی و تبلیغات نقش اول را هم بر عهده دارم در این دو بخش کارهای شخصیم را دنبال میکنم. مدیریت انجمن عکسان قم نیز یکسال است که به بنده واگذار شده ولی از رویداد های بزرگ غافل نیستم.
سال گذشته دومین همایش علمی پژوهشی هنر و تبلیغ را برگزار کردیم مشغول تدوین دو کتاب مجموعه مقالات و آثار تجسمی این همایش هستم که رو به پایان است و ان شالله به زودی چاپ خواهد شد.
اخیرا با نمایشگاه اثار اقای هانس گئورگ برگر از برلین که فیلسوف، پژوهشگر ادیان و عکاس هستند از طریق یکی از دوستان در ارتباط قرار گرفتم ، و این ارتباط باعث شد من مشارکتی در برپایی نمایشگاه آثار ایشون در ایران داشته باشم از طرفی چون این پروژه با عنوان "مکاشفه و تماشا" از طرف رایزنی ایران در برلین به مشارکت بین ایران و المان ختم شد ؛ بسیاری از مراکز عمده از جمله وزارت امور خارجه ایران و المان، سازمان یونسکو ، آستان قدس، کاخ گلستان، شهرداری اصفهان نیز مشارکت کردند و در قم هم بنده موضوع را به مرکز فرهنگی و هنری دفتر تبلیغات اسلامی پیشنهاد دادم و انها هم در برپایی نمایشگاه قبول همکاری کردند و این پروژه تبدیل به یک رویداد جهانی شد و علاوه بر عکس های اقای هانس ،مجموعه ای از عکس های قدیم کاخ گلستان هم در این پروژه قرار گرفت و تبدیل به یک کتاب تحت عنوان مکاشفه و تماشا شد و این کتاب در چند روز آینده در بیست و یکم مهر ماه در نمایشگاه فرانکفورت رو نمایی خواهد شد من هم شخصا آنجا حضور خواهم داشت و این کتاب در گستره ی جهانی توزیع خواهد شد. البته نمایشگاه آثار این کتاب از روز جمعه‌ی 14 مهر ماه در مشهد مقدس افتتاح خواهد شد و سپس این نمایشگاه به تهران (کاخ گلستان) و در ادامه به شهر قم، اصفهان و کربلای معلی منتقل خواهد شد و درپایان نیز  به برلین منتقل خواهد شد. در خلال این نمایشگاه کتاب نیزتوزیع و به فروش می رسد. درخلال این پروژه ی بزرگ جهانی با عنوان مکاشفه و تماشا، که حاصل سه سفر به جهان شیعه است، اتفاقات دیگری هم در نمایشگاه فرانکفورت و در پایتخت آلمان( برلین) روی خواهد داد که یکی از آنها نشست های تخصصی در رابطه با هزار سال مدارس شیعه است. امیدوارم برگزاری این رویداد بزرگ کمکی کند به شناخت بیشتر جهان از فرهنگ و مکتب تشیع.

توصیه شما به هنرجویان عکاسی که تازه وارد این حرفه شده اند چیست؟
توصیه بنده‌ی حقیر به هنرجویان عکاسی بر‌میگردد به تجربه‌ی بیش از چهل سال خودم. در طول این چهل سال متاسفانه به دلایل متعدد که بخشی از آن هم ضرورت شناخت هرچه بیشتر بود پراکندگی در فعالیت و آموزش ها بوده بنابراین اولین توصیه ام این است که دوستان علاقه مند در رشته های هنری  سعی کنند که یک رشته را اصل قرار دهند و در سایر زمینه ها فقط مطالعات جنبی داشته باشند و به شکل تخصصی آموزش ببینند. خیلی تاکید نمیکنم که اموزش ها حتما آکادمیک باشد اگر قصد دریافت مدرک باشد و ادامه تحصیل ؛ ورود به دانشگاه را توصیه میکنم در غیر اینصورت در آموزشگاه های تخصصی عکاسی را یاد بگیرند و به شکل حرفه ای دنبال کنند، گرایش خودشان را مشخص کنند وسعی نکنند در تمام زمینه ها فعالیت بکنند .متاسفانه ما در ایران عکاسانی داریم که در تمام زمینه ها عکاسی میکنند و در هیچ زمینه ای هم به نتیجه ی مثبتی نمیرسند .بهتر است گرایش خود را مشخص کنند اگر عکاسی مستند اجتماعی است فقط در همین زمینه کار بکنند و اگر به گرایش دیگری علاقه مند هستند در آن بخش فعال ظاهر شوند. هنر عکاسی را فرصتی بدانند برای درک و شناخت بیشتر و برای لذت بردن از زندگی در جهان پیرامون خودشون، و سعی کنند در این عرصه  خادم خوبی باشند و خدمت بکنند و از خودشان  آثار ارزشمندی را به جای بگذارند. بهترین پیشنهاد در این حوزه میتواند انتخاب یک پروژه باشد زیر نظر اساتید بزرگ تر، و کار کردن و به ثمر رساندن آن پروژه و بستن پرونده‌ی آن و رفتن به دنبال پروژه های جدید تر و بهتر.

1396 .26 مهر / نویسنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |