خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

همچون استخواني از خاك برآمده

پدیدآورنده: وحید حیاتی 1390 .11 اردیبهشت

سینما در کنار تلویزیون به عنوان رسانه ای توانا دارای قدرتی عظیم از جهت تاثیرگذاری است و شاید از منظری این هنر، جامع دیگر هنرها نیز قلمداد شود، چرا که به نوعی ادبیات، معماری و موسیقی را هم در خود جمع کرده است.
سینما در کنار تلویزیون به عنوان رسانه ای توانا دارای قدرتی عظیم از جهت تاثیرگذاری است و شاید از منظری این هنر، جامع دیگر هنرها نیز قلمداد شود، چرا که به نوعی ادبیات، معماری و موسیقی را هم در خود جمع کرده است. از این رو به سادگی از کنار آن گذشتن یعنی وانهادن بخش عمده ای از ابزار قدرتمند رسانه ای که صد البته دیگران به نحوی مطلوب از آن بهره می برند. از این رو پرداختن به این مقوله نه تنها نباید فراموش شود، بلکه باید به صدها پرسش بی پاسخ نیز جواب بدهیم و در این وادی به آنچه که مباحث بنیادین مورد نیاز جامعۀ امروز و فردایمان را تشکیل می دهد، بپردازیم.

با تاسف می توان گفت پژوهش های بنیادین که زیر بنای اندیشه ها وجریان های فکری هستند هنوز نیز پس از سال ها جایگاه مطلوب خود را نیافته اند که این نقصان آشکارا در عرصۀ سینما و تلویزیون دیده می شود و نیاز به شكل گیری این پژوهش ها پس از گذشت بیست و هشت سال از انقلاب شكوهمند مردم ایران بیشتر احساس می شود.

اینکه از سینما به عنوان یک رسانه چه انتظاراتی باید داشت و اینكه این وسیلۀ ارتباطی با تمام ویژگی هایش دارای چه ظرفیت هایی برای انتقال مفاهیم عمیق، به ویژه در حوزۀ مسایل مربوط به ماورا و امور متعالی است از مهم ترین دغدغه ها و پرسش هایی است که سال های سال متفکران این عرصه چه در غرب و چه در شرق درصدد پاسخگویی به آن بوده اند. تعدد نگرش ها، اندیشه ها و مکتب های گوناگون و نسخه های متعدد سینمایی برگرفته از آن اندیشه ها گواه بر این مطلب است که تلاش هایی جدی در این زمینه صورت گرفته است.

اما اینکه بحث مفاهیم معنوی و انتقال آنها از طریق رسانۀ سینما تا چه اندازه در سینمای ایران جایگاه خود را پیدا کرده تنها می توان به آن چه که در سطح مدیریتی و برنامه ریزی سینمای ایران اتفاق افتاده اشاره نمود. این تلاش ها كه با عناوین گوناگونی چون سینمای دینی، سینمای استعلایی و... صورت گرفته اند در این اواخر با نام سینمای معناگرا تولدی دوباره یافت و در سال جاری با نام در جستجوی حقیقت سر و شكلی دیگر یافته است. اما نكتۀ مهم این است كه به جز این نامگذاری ها آثار دیگری در بدنۀ سینما دیده نمی شود كه بتواند این جریان را هر روز به جلو هدایت كند و تنها آثاری که در این راستا باقی مانده اند صرفا توانسته اند الگوی آن اندیشه های ابتدایی را خام دستانه به تصویر بکشند و بیش از آن حضوری نداشته باشند.

بزرگترین آفت این چنین تصمیم گیری هایی را می توان کمبود اندیشه و پژوهش در این شكل فعالیتها دانست که فقر فکری آثار را دو چندان نموده است. هر چند که نمی توان ایجاد بستر مناسب و هدایت افکار را نادیده گرفت اما ای کاش کمی از نیروی انسانی و منابع مالی را كه به ایجاد این آثار اختصاص می دهیم به بدنۀ فکری این عرصه عطا کنیم تا این بخش از قضیۀ کلی سینمای ایران نیز همپای بخش اجرایی آن بتواند رشد کرده و به بالندگی این سینما کمک نماید.

نکتۀ دیگری که به نظر می رسد از نظرها دور مانده باشد پرداختن به سینما فارغ از دغدغه هایی است که پرسشهای پیشینی این عرصه هستند و سالهاست اذهان را به خود مشغول ساخته است. اما دریغ از پاسخ برای پرسشهایی که اساتید فن و اندیشمندان این عرصه مخاطب اصلی آنها هستند.

هنوز پس از سالها پرسش اساسی این است که جایگاه سینما در اسلام و نسبت اندیشۀ دینی با آن چیست؟ آیا رسانۀ سینما ابزار است یا هدف؟ وسیله ای برای سرگرمی است یا تبلیغ؟ و از همه مهم تر آیا الگوهای مبتنی بر اندیشه های غربی را باید با چشمان بسته پذیرفت؟ و در نهایت آیا سینما را باید همان گونه که آنها می فهمند دریابیم؟

باید پذیرفت که استفاده از سرچشمه های فکری غربی همچون اندیشه های هایدگری، کانتی و نئوکانتی نمی توانند مبنایی برای شکل دادن سینمای ایران با ویژگی های دینی و بومی خاص باشند. از این رو باید با بازنگری در آبشخورهای آن تفکر، راهی به سوی آینده جستجو کرد و شاید در جستجوی حقیقت تنها آغازی باشد و نه نقطۀ پایان.

 

نویسنده : وحيد حياتي

منبع : ماهنامه رواق هنر و اندیشه ،شماره پنجم
1390 .11 اردیبهشت / نویسنده: وحید حیاتی / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |