خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

تاملی بر شعر و ادبیات مهاجرت

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده 1395 .14 مرداد

شعر مهاجر شعری است که از شهر و وطن خود به شهر یا کشور دیگری ورود می کند. به دیگر بیان هر شعر یا اثری که از یک مکان به مکانی دیگر هجرت کند را می‌توان شعر مهاجر نامید.

شعر مهاجر شعری است که از شهر و وطن خود به شهر یا کشور دیگری ورود می کند.
به دیگر بیان هر شعر یا اثری که از یک مکان به مکانی دیگر هجرت کند را می‌توان شعر مهاجر نامید. مهاجرت شعر میتواند درون مرزی باشد و یا برون مرزی ودرهردو شرایط جبرطبیعی واجتماعی درهجرت شعرتاًثیراساسی دارند.
آنچه که ازعقلای قوم مبرز است وازحیث معنا متداول گردیده ،این است که مهاجرت میتواند از روی اختیار باشد و یا از روی جبر.بنابراین در هر شرایط میتوان معایب و محاسنی را برای این دو مدنظر داشت.
دیگر نکته شعر تبعید است.معنی لغوی تبعید دور کردن است ولی از حیث مفهوم به معنای کسی یا تفکری را از مکانی و یا شهروکشوری بیرون کردن و به جای دیگر فرستادن میباشد.بنابراین شعر تبعید شعری است که از خاستگاه و بستر خود به مکانی دیگر فرستاده میشود.فرق بین شعر مهاجر با شعر تبعید در این است که اگرچه در شعر مهاجر اختیار وجود داردولی در شعر تبعید چیزی بنام اختیار از جانب صاحب تفکر وجود ندارد و بالاجبار فرد و یا اندیشمند به مکانی دیگر با مراقبت لازم و عدم تکثیر فکرو اثرش، انتقال می یابد.
شعر مهاجر از چند زیر لایه ی جامعه شناسانه برخوردار است که این زیرلایه ها میتوانند دررشد و بالندگی فرهنگ و ادب یک جامعه موثر باشند و یا احیانا" منجر به ایستایی و رکود فرهنگی و ادبی در اجتماع شوند.مهمترین عنصر در شعر مهاجر قدرت پوست اندازی آن است که اگر چه در یک مکان متولد وپخته میشود اما براساس هجرت از مکان مادر و حضور در یک مکان دیگر دچار تغییر و تحولات زبانی و فرهنگی و... میشود.به عنوان مثال:یک شاعر که زادگاهش مشهد است وتا مقطعی از زمان در این شهر زندگی کرده است بی تردید وقتی که به شهر ویا کشوری دیگر مهاجرت میکند،درواقع نظرو منظر عینی آن عوض می شود و با نوعی نطر و منظر ذهنی تصادم پیدا می کند . به تعبیری دیگر اگر چه صاحب اثر با پیشینه ی خود در ابعادی سر سازگاری خواهد داشت و میتوان یک تعلق خاطر را نسبت به محیط و خاک خود احساس نماید.اما اگر این مهاجرت با همراهی اندیشه وخود شاعر صورت پذیرد، بی تردید تعلق و علاقه ی شاعر نسبت به زیست بوم قبلی خود کم رنگ میشود.دیگر زیرلایه ی جامعه شناسانه ادبیات مهاجرت این است که مهاجرت میتواند داخلی باشد و یا احیانا خارجی.اگر مهاجرت شاعر از یک مکان یا شهر به یک مکان یا شهر دیگر در کشور خود صورت پذیرد، فرایند فکری و زبانی شاعر تنها از حیث زبان و آداب ورسوم و با ورداشت ها دچار تغییر و تحول میشود ولی از لحاظ معنا و مفهوم و ارزش های معیاربا تغییراتی تصادم نداریم.اما اگرچنانچه این مهاجرت شعر،خارجی باشد،چون زیر لایه های زبانی و فرهنگی بستری که شاعر مهاجرت میکند متفاوت اند،بنابراین تغییرات نیز به مرور زمان در اشکالی متفاوت ظاهر میشوند.به بیانی صاحب اثر چون با رویکرد ها و روش هایی دیگری مواجه میشود،لذا زبان و قانون سیاسی یک کشور شما را مجبور به پذیرفتن اصول و قواعد خاص خودش میکند.اما نکته ی مهم اینکه در خیلی از موارد شعر مهاجر حقیقی نیست بلکه مجازی است.یعنی تنها اثر شاعر در یک کشور حضور میابد و صاحب اثر حضوری ندارد. با این وجود،تاًثیر اثر شاعر بستگی به جهان بینی شاعر و موًلفه هایی برمی گردد که در شعر شاعر وجود دارد و این موًلفه ها چه اندازه خود را با روحیات و فرهنگ آن کشور سازگار میکنند و یا احیانا" سر سازگاری با التفات به آنچه که ذکر آن رفت،ندارند با این تعابیر در می ابیم که،شعر مهاجرت در جامعه ی پست مدرن امروز برخلاف دنیای دیروز در خیلی از زوایا اختیاری است و با توجه به دنیای مجازی وموًلفه های آن،این امکان را به صاحب اثر میدهد تا که شعر یا آثارش را به کشور های دیگر انتقال دهد.
اما این مهاجرت میتواند دارای معایب و محاسنی باشد.حسن کار این است که نویسنده اثر در انتقال اندیشه خود دخیل و صاحب اختیار است و البته هدف نهایی نیز تکثیر و اشاعه ی دیدگاه خود به صورت فراگیر است ،ولی در برخی از مواردنیز بدین صورت نیست چه این که شاعر یا نویسنده بدون اختیار و براثر یکسری شرایط سیاسی و اجتماعی که پیش می آید،ملزم به انتقال اندیشه ی خود از مکانی به مکان دیگر را گزینش میکند.
دیگر رویکرد شعر تبعید است.شعر تبعید درازمنه ی تاریخ تا به امروز از دوزندان برخوردار بوده است.نخست زندان درون و دیگر زندان برون است.تبعید یک اصطلاح سیاسی است که اغلب برای اپوزیسیون های ساختاری که بر علیه سیستم یا حکومت وقت قیام میکنند بکار رفته و میرود.ولی چون شعر ویا هر اثر فکری از جانب متفکر به جامعه تزریق میشود لذا از این نگاه علاوه بر تبعید جسمی که تاثیر عمده ای در جنبش ها و قیام ها دارد، بی تردید تبعید روحی و اندیشه ای نیز یک کف این ترازوست که تاًثیرش شاید از تبعید خود فرد صاحب اندیشه بیشتر است.
بنابراین همانطور که ذکر آن رفت،شعر تبعید از دو زندان درون و زندان برون بهره می جوید.تبعید درونی شعر تبعیدی است که دلایلی چون جبر طبیعی،اجتماعی و سیاسی و... به صاحب اثر اجازه نمیدهد تاشعر خود را به جامعه عرضه دارد و طبعا" این تبعید درونی به دو زیربرگ در اندرون خود تقسیم می شود.نخست تبعید درونی صاحب اثر می باشد و دیگر تبعید درونی اثر میباشد که در خیلی از مواقع بعد از مرگ موًلف صورت میگیرد.دیگر مهم تبعید بیرونی شعر است.تبعید بیرونی شعر ویا هر اثر هنری و... زمانی شکل میگیرد که صاحب اثر در موطن خود به نوعی اپوزیسیون تبدیل شده و به شهر و دیار دیگری با مراقبت های ویژه منتقل میشود و اجازه تکثیر اندیشه نیز از آن گرفته میشود.تبعید بیرونی شعر که به بیرون از موطن خود ختم میشود،احتمال دارد که طغیان کند و یک پارادایم را تشکیل دهد و منبعد خود را در زیست محیط پیشین نشان دهد.لذا شعر تبعید نیز به مانند شعر مهاجر میتواند دارای زیر لایه هایی جامعه شناسانه باشد.یکی از مهمترین عناصری که باعث میشود تا شعر تبعید و یا هر هنر و یاتفکری طغیان کند و انقلابی شعری را شکل دهد،تبعید شعری است.تبعید شعری اگرچه به صورت مقطعی و با پشتوانه قدرت و جبرتامدت کم و یا احیاناً زیادی در تبعید به سر می برد ولی تاریخ نشان داده است که این حرکت سیاسی نمیتواند حداقل جلوی اندیشه فرد را بگیرد و به مرور زمان با تمام را هکارها و رایزنی هایی که از جانب مقتدرین به انجام میرسد.باز در بطن جامعه احیا میشود و راه خود را ادامه میدهد.دلیل عمده باز تولید و بازآفرینی اندیشه توسط جامعه است چه این که تخم اندیشه به صورت بنیادی در دل مردم کاشته میشود و راهی جز رشد ونمو آن نمیتوان تجویز کرد با این وجود شعر تبعید فی نفسه دارای محاسن و معایبی است که حسن کار این نوع ژانر شعری این است که جامعه را از خواب تحجر بیدار میکند و آن را به سوی آگاهی و معرفت سوق میدهد.رکود و ایستایی را از جامه می زداید و حرکت و پویایی را جایگزین میکند. مضاف بر این که این نوع شعر در توجه و ایجاد زیرساخت ها بیشتر از روساخت ها در تلاش و تکاپوست والبته عیب آن در این است که هزینه های معنوی و اجتماعی زیادی را متحمل میشود و تاًخیر در تولد و پویایی آن نیز خود مسببی است که جامعه با پیشارفتی مهجور مواجه شود.این پیشارفت و رکود فکری که از جانب مخالفین صورت میگیرد،روح بیداری و پیشرفت اجتماعی را از جامعه می ستاند!
-------------
به قلم: عابدین پاپی

1395 .14 مرداد / نویسنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |