خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها
در گفتگوی اختصاصی با محمد رجبی:

نقاشی قهوه خانه ای، برخواسته از عدم حمایت های رسمی

نقاشی قهوه خانه ای یا خیالی نگاری نوعی از نقاشی است که دربردارنده بساری از اعتقادات فرهنگ عامه درباره حماسه های کهن و داستان های دینی است و از این جهت بسیار حائز اهمیت است

نقاشی قهوه خانه ای یا خیالی نگاری نوعی از نقاشی است که دربردارنده بساری از اعتقادات فرهنگ عامه درباره حماسه های کهن و داستان های دینی است و از این جهت بسیار حائز اهمیت است و به راحتی نمی توان از آن گذشت. دکتر محمد رجبی نگارگر، از شاگردان استاد فرشچیان، استاد دانشگاه و محقق در حوزه هنرهای اسلامی است. با ایشان در رابطه با این نوع نقاشی و مباحث پیرامون آن به گفتگو نشته ایم . حاصل آن را از زبان ایشان در زیر بخوانید:

نقاشی قهوه خانه ای دارای دو رویکرد عمده کاربردی و هنری است . رویکرد کاربردی در مراکز عمومی که اولین جایگاه آن قهوه خانه هاست شکل می گیرد . همچنین پرده های درویشی  که در محل های عمومی  گسترده می شدند و دراویش از روی آنها برای مردم به نقل و روایت داستان های گوناگون می پرداختند. از انواع دیگر می توان به  دیگرنقاشی پشت شیشه اشاره کرد  که اینها نیز توسط دراویش حمل  و از روی آن مراثی ائمه و داستان های دیگر  نقل می شدند و یا برای تزئین حسینیه هاو مراسم ایام محرم  مورد استفاده قرار می گرفت.صورت های دیگری از این نقاشی بر روی کاشی ها در بنا های مختلف همچون تکیه معاون الملک ، حسینیه مشیر و ... دیده می شود که این نوع کمتر جنبه کاربردی به معنای بالا را دارا بودند و بیشتر در تناسب با کارکرد بنا، محل تکایا یا حسینیه ها بوده است. صورت بعدی نقاشی هایی است که در حسینیه ها و تکایای کوچک عموما در شمال کشور کار می شد و به نام "سقانفار" مشهور بودند. سقانقار ها عبارت از آثاری مردمی است از لحاظ تکنیکی در سطح پایین تر از سایر نقاشی ها قرار داشته و در محل های کوچکی در تکایا و حسینیه ها  اجرا می شدند. انواع دیگری از این نوع نقاشی  در پارچه های قلمکار،قلمدان ها ، در کتاب ها به صورت نقاشی چاپ سنگی  و... نیز کار شده است که هریک کاربرد  خاص خود را داشته اند. اما دو صورت آن از لحاظ کاربردی بسیار حائز اهمیت است که نقاشی قهوه خانه ای و پرده های درویشی را شامل می شود.

نقاشی قهوه خانه ای و پرده های دوریشی، رسانه های زمانه خود بوده اند

در نقاشی قهوه خانه ای بیشترین مضامین به صحنه های حماسی شاهنامه فردوسی، و موضوعات مذهبی عموما عاشورایی یا ماجراهایی همچون غدیر یا بعثت پیامبر مربوط می شود.چون آن زمان رسانه به شکل و معنای امروز وجود نداشت، این نقاشی ها نوعی کاربرد صوتی تصویری داشتند. در برخی موارد نیز موسیقیدان ها نقال را همراهی می کردند. چه در داستان های پهلوانی همچون ماجرای  سیاوش و یا مضامین عاشورایی، زمانی که درویش به بخش های حزن انگیز کار می رسید سکوت می کرد و نوازنده  ای با نی به محفل عمق معنایی بیشتری می بخشید. بعد از آن، درویش در دستگاه ها و نواهای مغموم همچون دشتی آواز می خواند.
سنت به تصویر کشیدن صحنه های عاشورایی ابتدا در عصر آل بویه ایجاد شد که در ایام محرم از روی آنها به نقل داستان های زندگی امام حسین و عزاداری می پرداختند. متاسفانه از این پرده ها نمونه ای به جان نمانده است. پس از آن با قطع این سنت روبرو می شویم تا اوایل دوره صفویه و در پی در جنگ هایی که میان ایران و سنی های متعصب ازبک پیش می آید، برای تزکیه و تشویق مردم در نبرد با دشمنان دوباره این سنت احیا می شود.پرده های این دوران با کاربرد جدید و در زمان حمله توسط خواننده های خوش صدا  خوانده شده و نوازندگان با طبل و ابزار موسیقی نظامی با آن همراهی می کردند تا مردم را برای حمله تحریک کنند. این کار را می توان هم پا با مارش های نظامی زمان حال دانست.متاسفانه  از این پرده ها نیز چیزی یافت نشده است اما خبرهایی در رابطه با وجود آن ها در منابع مختلف مشاهده می شود.
تاسیس تکیه دولت عامل مهمی در احیا سنت پرده خوانی مذهبی بود
در دوره قاجار  ضمن توجه بسیار به منابع شیعی بار دیگر با احیا این پرده ها اما این بار به صورت گسترده مواجهیم. خصوصا در دوره ناصرالدین شاه که تکیه دولت ساخته می شود و در آنجا مراسم تعزیه به شکل بسیار وسیع و هنرمندانه اجرا می شود. به تبع همین مراسم، پرده ها نیز احیا می شوند و تصاویرشان را بسیار متاثر ازتعزیه شکل می دهند.هنرمندان مردمی با استفاده از رنگ و روغن و بر روی پارچه های کرباس که تهیه آن بسیار ارزان بود نوع خاصی از نقاشی را به وجود آوردند. محل استقار این نقاشان، به جای دربار قهوه خانه هایی است که مکان رفت و امد مردم کوی بازار است.
نقاشی قاجار چندین وجه داشت. نوع اول به همان شیوه قدیم کار می شدو  بیشتر همان نمونه های صفویه با تغییراتی که در دوره قاجار انجام شده، بود که اینها اغلب بر روی جلد و قلمدان ها کار می شد. نمونه های بعدی با استفاده  از رنگ و روغن که نوعی آورده غرب به حساب می آمد کار می شد. البته هنرمندان ایران از ادوار تیموری و صفوی رنگ روغن را می شناختند اما به دلایل  خاص خود از آن در نقاشی استفاده نمی کردند. اما در دوره قاجار  با ورود نقاشی غربی به کشور به صورت گسترده مورد استعمال قرار گرفت و سبکی به وجود آمد که هم در بردارنده ویژگی های  نقاشی ایرانی بود و هم از اصول نقاشی غربی تاثیر می پذیرفت.  این شیوه نقاشی رسمی و درباری ما را در برگرفت. بعد از این قدرت دولت قاجار رو به ضعف نهاد و دربار دیگرنمی توانست آن کارگاه های بزرگ و عظیم را برای هنرمندان ترتیب بدهد و جزنقاشانی چون صنیع الملک و به طور کل خانواده غفاری نمی توانستند هنرمندان دیگری جذب کنند. از طرفی  با پیدا شدن ماده رنگ روغن که بسیار راحت و ارزان به وجود می آمد ( پودر رنگی و حل آن در روغن بزرک) و دیگر نیاز به تهیه  رنگ های کتاب آرایی که در شرایط سخت و با قیمت بسیار گران تهیه می شد و فقط کارگاههای سلطنتی می توانستند متزمن تهیه آن بشوند نبود، و نیز نقاشی بر روی پارچه های کرباس سبب شد نقاشان مردمی که نمی توانستند به دربار  راه پیدا کنند از این مواد استفاده و سبک تازه ای از نقاشی را خلق کنند.به همین علت قهوه چی به فکر حمایت از این نقاشان افتادند تا در عوض پرداخت مزدشان به صورت تهیه غذا، ابزار نقاشی و مخارج زندگیشان پرداخت کنند این هنرمندان درون قهوه خانه ها به نقاشی و در همانجا نیز به اجرای برنامه بپردازند.
ابتکار بعدی این نقاشان مردمی، پرده های درویشی است که بر روی دیوارها نصب شده و قابل حمل بودند. برای این کار شیره انگور را بر پارچه می زدند تا آن را نرم نگه دارند و  با لوله شدن و باز شدن، رنگ ها خراب نشود.

بعد ها این سبک نقاشی ، به نام قهوه خانه ای معروف شد.در دوره جدید عده ای عبارت "خیالی نگاری "را به آن اطلاق کردند زیرا  معتقد بودند که اینها از نظر خیال بسیار قوی بوده و خود را بسیار کم تابع اصول و قواعد هنر نقاشی می کردند.
مضامین نقاشی های قهوه خانه ای همواره در رابطه با تقابل خیر و شر بود.
دو مضمون عمده را می توان به نقاشی قهوه خانه ای نسبت داد. صورت حماسی کهدر تاریخ ما با تصویر گری داستان های شاهنامه فردوسی سابقه داشته است . مردم ایران، این حماسه ها را دوست داشتند چرا که در تمام آن مقابله خیر و شر و در آخر پیروزی خیر بر شر اتفاق می افتد. در دوران آل بویه و صفوی مضامین شیعی بسیار مطرح شد که  این امر نیز خود در ادامه جلوه دیگر از نگارگری بود که از گذشته  دور به غیر از شاهنامه،  آثاری فاخر با جنبه عرفانی چون خمسه نظامی به تصویر کشیده می شدند .این مهم، در دوره تیموری با وارد شدن منابع دیگر عرفانی به اوج خود رسید تا جایی که حتی به غزلیات حافظ نیز پرداختند. پس از آن آثار جامی ،عطار و دیگران نیز که جنبه عرفانی داشتند توسط نگارگران به تصویر در آمدند. از دوره صفوی  خصوصا زمان شاه عباس به به بعد  آرام آرام مضامین عرفانی حذف شد و جای خود را به مسائل روزمره مردم داد که این امر نیز متاثر از فرهنگ وارد شده به دربار های ایران بود . همین امر شده در دوره زندیه نیز ادامه پیدا می کند و در زمان  قاجار به صورت وفور نقاشی از پرتره شخصیت ها و مجالش ایشان نمود می یابد.

ترکان غزلباش و تفکرات فراماسونری، در تقابل با جهانبینی معنویت محور ایرانی
شاید دیگر علتی که می توان برای کمرنگ شدن مضامین دینی در اواسط صفوی به بعد عنوان کرد،  انحرافی قزلباش ها بود .شاه عباس با آنها بسیار به مبارزه پرداخت  و سعی  فراوان کرد تا ایشان کمتر به مطرح ساختن  مسائل صوفیبپردازند. از سوی دیگر  ورود فراماسونری به ایران و تفکرات  آن که مغایر با هر گونه تفکر معنوی و خصوصا عرفانی بود سبب شد جو حاکم کشور بر به سوی امور غیر باطنی و به دور از معنویت سوق پیدا کند خصوصا دولت انگلیس که شدیدا در مقابل هر نوع باطنی گرایی و خصوصا مضامین اسلامی و شیعی می ایستد.


شمایل نگاری، سنتی هنری است که به اشتباه به دست  فراموش سپرده  شده است.
اما در اواخر حکومت قاجار و در دوره ناصرالدین شاه مضامین دینی به جای موضوعات عرفانی بار دیگر مجال ارائه پیدا می کند . مردم که زمام امور معنوی را  از دست رفته می بینند احساس مسئولیت کرده و خود به فعالیت و تبلیغ امور دینی می پردازند. این فعالیت ها از یک  سو توسط روحانیون در مساجد و از سوی دیگر توسط مداحان (که از زمان صفویه فعال شده بودند ) و روضه خوانان( که پس از نوشته شدن  روضه الشهدا و ترجمه و در درسترس قرار گیری آن به زبان ترکی و فارسی سبب رواج روضه خوانی شد) انجام می پذیرفت. روضه خوانی  را  بایدجدااز منابر  دانست زیرا کار ایشان بیان وقایع عاشورا با استفاده از موسیقی آوازی ایران برای همنوایی با مصیبت های امام حسین (ع) بوده است. سمت دیگر این دین محوری نیز نقاشان مردمی قرار داشتند .
 در قهوه ها خانه ها  و در کنار موضوعات پهلوانی ، مسائل ساده زندگی مردم که سنت های گوناگونی همانندعروسی , عزا یا پیشواز حجاج را در بر می گرفت ، مطرح می شدند. اما در موضوعات مذهبی به غیر از نگاره های عاشوریی و داستاهای اسلامی نوع خاص دیگری از نقاشی به وجود آمد که  شمایل نگاری نام گرفت و به طور مستقل، موضوعیت داشت . بیشترین شمایل مربوط به حضرت علی (ع) بود اما شمایل ائمه دیگر خصوصا خانواده امام حسین (ع) ،خود ایشان و پیامبر  (ص) نیز مطرح می شده است . اما  به صورت  مستقل بیشتر با شمایل حضرت علی (ع) روبرو می شویم . موارد دیگر این آثار بیشتر در متن داستان به تصویر کشیده می شدند.
بعد ها نقاشان دیگر غیر قهوه خانه ای نیز از این کار استفاده کردند که از آن میان می توان به  مرحوم والی اشاره کرد .وی از شاگردان کمال الملک بود و نمونه بسیار عالی از شمایل نگاری وی اکنون در موزه آستان قدس رضوی قرار دارد.اما بهترین  شمایل ها مربوط به مرحوم نصیری است. اثری بسیار ارزشمند از این هنرمند در خانقاه صفی علی شاه قابل مشاهده است. اما این سنت به علت آثار ناشایستی که توسط عده ای از نقاشان گمنان خلق شد و ضمن آن به خلق آثاری توهین آمیز و مغایر با شان ائمه و اولیا الهی می پرداختند به فراموشی سپرده شد. برخی از این آثار در موزه های غربی نگهداری می شود . نمونه ای از آن، تصویری ات که امیرالمومنین (ع) به صورت پهلوانی زمخت با هیبتی عجیب و پوششی نامناسب با شان و مقام معنوی  ایشان نشان داده می شود.

نظر: 0 /

عدم نمایش نظرات

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |