خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

مقدمه‌ای بر هنر اسلامی

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده ـ نویسنده: رباح سعود - ترجمه سمیرا ملك پور 1396 .20 آبان

هنرمندان اسلامی خلاقیتشان را در جهت زنده کردن باورهای درونی خویش و ایجاد مجموعه‌ای از تجسمات و آثار هنری منحصر به فرد سوق دادند.

هنرمندان اسلامی خلاقیتشان را در جهت زنده کردن باورهای درونی خویش و ایجاد مجموعه ای از تجسمات و آثار هنری منحصر به فرد سوق دادند.عدم پذیرش توصیف تصاویر موجودات زنده در دین اسلام باعث شد تا هنرمندان اسلامی به تدریج روش جدیدی را تعریف کنند و به این ترتیب از هنر رومیها و بیزانسی ها ی زمان خودشان فاصله بگیرند. به عقیده هنرمندان اسلامی، آثار هنری آثاری هستند که بیشتر به انتقال پیام دین اسلام می پردازند. این مقاله به طور خلاصه مفاهیم و ماهیت هنر اسلامی را بررسی می کند و درباره آثار هنری، اشکال تزیینی منقش به گل، اشکال هندسی و هنر خوشنویسی تحقیق می کند. در پایان، این مقاله تاثیر هنر اسلامی بر دیگر فرهنگها به خصوص فرهنگ اروپاییان را مورد  بررسی قرار می دهد.
 

مقدمه
هنر اسلامی توجه بسیاری از دانشمندان غربی1 را که سابقه خوبی در جهت مطالعه و تبلیغ هنر اسلامی داشته اند، جلب کرده است. با وجود این جنبه مثبت، زمانی که به طور مکرر هنر اسلامی را با الگو و معیارهای هنر غربی مورد ارزیابی قرار دادند مطالعه و تبلیغ هنر اسلامی توسط دانشمندان غربی، عامل تضعیف هنر اسلامی شد. دانشمندان غربی، در کنار مطالعه و تبلیغشان در ارتباط با هنرهای جامعه اسلامی، معتقدند که دین اسلام خلاقیت های هنری را محدود و کوچک شمرده است. از نظر دانشمندان غربی، دین اسلام بازدارنده و محدود کننده  استعدادهای هنری است و عجز و ناتوانی این هنر را می توان از آثار هنری در قالب مناظر برجسته طبیعی و تصاویر و اشکال هندسی و تزیینی قضاوت کرد. اینچنین مباحثی موضوع عدم درک و فهم جدی اسلام و نگرش آن نسبت به هنر را نشان می دهد.اغلب استادان دانشكده های شرق شناسی اتهاماتی را به اسلام روا می دارند مبنی بر اینکه اسلام  زندگی ساده لوحانه و سختگیرانه را تقویت می كند و مانع پیشرفت و رفاه و آسایش است. این ادعاهای نادرست از طریق قران و احادیث پیامبر رد شده است. به عنوان مثال قرآن زندگی آرامی را به مومنین وعده می دهد.:  "بگو ای پیامبر، چه كسی زینت های  خدا را كه برای بندگان خود آفریده حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكیزه منع كرده؟" (سوره اعراف - آیه32) این پیام درآیه دیگری از قرآن نیز تأکید شده است:                                                            
"ای کسانی که ایمان آورده‌اید، حرام مكنید طعام های پاكیزه‌ای را كه خدا برای شما حلال نموده و ستم و تعدی به یكدیگر مكنید كه خدا ستمكاران را دوست نمی دارد." (سوره مائده-آیه 87)
البخاری (Al-Boukhari) روایت موثقی از حضرت محمد(ص) نقل می کند که:"خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد."شاید این روایت قابل درک ترین پیام از دیدگاه اسلام نسبت به هنر باشد. زیبایی، در اسلام ، جلوه ای از صفات الهی می باشد. غزالی(1058-1128 Al-Ghazali) دانشمند بزرگ اسلام، زیبایی را بر اساس دو معیار اصلی که در  برگیرندة تناسب عالی و هارمونی مناسب است، تعریف می کند که عبارتند از قسمتهای درونی و بیرونی اشیاء،حیوانات و انسانها.از دیگر عوامل تعیین کننده در ارتباط با تاثیر دانشمندان غربی بر هنر اسلامی، شباهت به هنر یونانی است که انسان را مبنای ابداعات هنری خود قرار می‌دهد. بنابراین، تصاویر و مجسمه های انسانی و مجسمه سازان انسان به عنوان شاهکارهای هنری تلقی می شوند. طبق این نظریه، انسان باشکوه ترین و زیباترین موجود طبیعی است که باید آغاز و پایان تمام تلاش های هنرمندان باشد.آثار هنری موفق آثاری هستند که اعماق درون و ظاهر فیزیکی انسان را به تصویر می کشند. شاید عالیترین جایگاه برای انسان، درهنر اسلامی، زمانی است که انسان مظهر ذات الهی است ، یا زمانی که نشانگر تصویر الهی است. هنراسلامی،درهرصورت، دارای بینش کاملآ متفاوتی است. در هنر اسلامی، انسان به عنوان یک موجود الهی تلقی می شود که آفریده ی یک قدرت مطلق، به نام الله است.
 
هنر اسلامی و بیزانسی
هنر بیزانسی اساسآ بر پایه تلفیق موضوعات مسیحی  با انسان گرایی و طبیعت گرایی یونان باستان شکل گرفته است.انسان گرایی و طبیعت گرایی، هر دو نشانگر و مظهر ربانیت است. انسان و طبیعت تصویری از ذات الهی دانسته شده اند.هنر فیگوراتیو جدید در پی فلسفه زیباشناسی صرف نیست، آنچنان كه در سنت یونان مرسوم بود، بلكه تلاش می کند تا مفاهیمی مانند رستگاری و ایثار را در اعتقادات مسیحیت تفسیر کند. دانشمندان غربی از زمان فعالیتشان در زمینه های مختلف هنری، در اغلب موارد ریشه و بنیان هنر اسلامی را به یونان باستان و بیزانسی ها ربط می دهند، با این ادعا که مسلمانان از هنر این دو فرهنگ فقط تقلید کرده اند یا به عاریه گرفته اند و هنر اسلامی را با طرح های منقش به گل و گیاه، نقاشی طوماری در هم پیچیده و هنر خوشنویسی مزین نموده اند. منبع الهام بخش هنری بیزانیسی ها در اوایل خلافت مسلمین آغاز شد، زمانی که خلیفه امویان عبدالملك2 (Abd-al-Malik) و ولید اول3 (Al-Walid I) هنرمندان بیزانسی را برای تزئین قبة الصخره (691-92) مسجد بزرگ دمشق متعلق به امویان (705-714) فرا خواندند.تأثیر هنر بیزانسی را می توان در طرح های تمثال سازی و شمایل سازی موجود در قبة الصخره، به خصوص در هنر معرق کاری تاج ها و جواهرات این مسجد دید، لذا گرابر(Grabar1973) معتقد است که مظاهر قدرت بیزانسی قابل تقلید است. این تزیینات نشان دهنده تقدس، قدرت و استقلال هنر بیزانس است. به دنبال این موضوع، گرابر می گوید : "به عبارت دیگر، تزیینات قبة الصخره  گواه بر استفاده  آگاهانه  در ساخت دکوراسیون داخلی این مکان مقدس در ارایه نشانه های هنر بیزانس است که مورد تسلط و فعالیت دشمنان اسلام بود." گرابر بعدا تصدیق می کند که عرب ها، قبل و بعد اسلام، عادت داشتند که اموال و دارایی های گرانبها و ارزشمند خود  مانند تاج های زینتی را به خانه کعبه پیشکش کنند و در آنجا آویزان نمایند4.
 علاوه بر نمایش تصاویر گیاهان، از نظر گرابر، به نظر می رسد بار دیگر هنرمندان اسلامی زمانیکه هیچ دانشی برای توصیف ادبی درباره خدا نداشتند در توصیف و تصویرگری خدا از بیزانسی ها  چیزهایی را به عاریه گرفته اند، او مدعی است كه هنر بیزانسی  آنقدر عالی و برجسته بود که هنرمندان اسلامی مجبور بودند از آن تقلید كنند. او در مواجهه با این پرسش كه چرا مسلمانان هنر فیگوراتیو را نمی پذیرند، می گوید برای این که مسلمانان یارای رقابت با برتری و ارجحیت هنر بیزانس را نداشتند و باید تسلیم می شدند و نباید با آنها رقابت می کردند.او می گوید که:("امویان به سختی توانستند مهارت پیچیده هنر شكل نما را که مختص هنر بیزانسی بود، فرا بگیرند. در این شرایط سخت که تلاش مسلمانان برای کسب هنرغیرمتعارف شكل نمای بیزانسی بی نتیجه ماند، آن را کنار گذاشتند و همانگونه كه می دانیم تكنیك  هنر بیزانس را بدون  اخذ فرم های آن اقتباس كردند.")   گرابر آشکارا مخالفت اسلام با فیگوراتیو (شكل نما) را نادیده گرفته و با چند مثال از احادیث پیامبر توضیح می دهد(در زیر می بینید).
ون گراندوم (Von Grandaum1955) نظریه های جامع و بسیاری در مورد عدم وجود تصویرگری به علت جایگاه انسان در دین اسلام تهیه کرده است. یک بعد مهم خداشناسی در دین اسلام، اهمیت صفت بارز یکتا بودن خدا، به عنوان آفریدگار، و انسان به عنوان آفریده محبوب او است. انسان بوسیله خداوند راهنمایی می شود و تابع تقدیر خداوند است، بنابراین نمی تواند به جایگاه خداوند دست پیدا کند ،در حالیکه مذاهب دیگر می گویند انسان می تواند به جایگاه خداوند نایل شود.اصول بنیادی هنر اسلامی این حقیقت را رسمأ اعلام می کند که "هیچ خدایی غیر از خداوند وجود ندارد " و "هیچ چیز شبیه او نیست. "هیچ خدایی غیر از الله! نیست، ماهیت هستی وجودش از خودش است، ابدی و ازلی است. خدایی که بلند مرتبه است و بالاترین و برترین قدرت ها از آن اوست (ستایش و حمد مخصوص اوست). (سوره ال عمران-آیه 255).
 شاید این تنها اختلاف نظر و شکاف اصلی در فلسفه و تکنیک های هنری بین مسلمانان و غیر مسلمانان باشد. با این راهکار ،هنر اسلامی نیازی به ارایه مفاهیم فیگوراتیو ندارد. چگونه می توان خدایی را توصیف کرد که نه می توان او را دید و هیچ چیز شبیه او نیست؟ هر نوع اظهارات هنری، چه در مورد تصاویری از طبیعت، چه انسان باعث تحلیل و بررسی معانی و ماهیت اعتقاد اسلامی است.متعاقبأ، هنرمندان اسلامی سرگرم تأیید درستی این سیستم پیچیده از طریق اشکال هندسی، آثار هنری منقش به گیاهان و الگوهای هنر خوشنویسی می باشند (الفاروقی 1973Al-Faruqi). اسلام تنها دینی است که برای اثبات مفاهیم اعتقادی نیازی به هنر تجسمی و تصویرگری ندارد(ون گراندوم ،1955).
                                                                                        
منشأ هنر اسلامی
مانند دیگر ابعاد فرهنگ اسلامی، هنر اسلامی علاوه براینکه از هنر بیزانسی نیز الهاماتی گرفته است، نتیجه افزایش دانش محیطی5 ،اجتماعی و تلفیقی از سنتهای قوم عرب، پارس، خاور میانه و آفریقا است. دانش و پیشرفت هنری منحصر بفرد اسلام از سه عنصر اصلی  تشکیل شده است، قرآن به عنوان اولین کار هنری در اسلام به شمار می آید که یک شاهکار هنری به نظر می رسد(الفاروقی،1973).نتیجه نهایی از تجربیات بیان شده در قرآن این است که خواننده در هنگام خواندن شرح وقایع در قرآن حضور خداوند را احساس می کند: "زمانیکه این آیات نیکو بر آنها خوانده می شود،آنها در حمد و ستایش خداوند بزرگ درمانده می شوند و اشکها سرازیر می گردد"(سوره مریم–آیه 58)                                                                                                    
هنرمندان اسلامی در هنر و دانش الگوی خود را از تجربیات قرآنی اقتباس کرده اند و شیوه جدیدی را برای ایجاد هنر اسلامی از طریق عوامل تعیین کننده مستقل و غیر مستقل آیات قرآنی شروع كردند.در هنر اسلامی بر حضور و نشانه خداوند خالق نسبت به مخلوقاتش،مانند انسان تأکید شده است. عامل دوم که اقتباس گرفته از آیات  قرآنی است و شاعران را مورد انتقاد قرا  می دهد، به شرح زیر است:"و شاعران (یاوه سرای کفار مانند عالمان بی عمل و مدعیان باطل )را مردم جاهل و گمراه پیروی می کنند. آیا ندیده اید که آنها به هر وادی سرگردان گشته اند؟ و آنها بسیار سخن می گویند و یکی از آنها را انجام نمی دهند؟(سورة شعراء–آیه 26و244 ). این قاعده باعث قانون مندی آثار هنرمندان، نویسندگان و متخصصین اسلامی می شود.اسلام تنها این قاعده را طبق آیه زیر اثبات می کند: "ای کسانی که ایمان آورده اید، کار نیکو انجام دهید، و زمانی که سرگرم کارهای خود هستید خداوند را بسیار یاد کنید"(سورة شعراء– آیه 227)
 آثار هنری مسلمانان با این قاعده (طبق آیه بالا) هماهنگ می شود و همیشه یاد خداوند در آثار هنری مانند سفال سازی، نساجی ،چرم یا آهن یا تزیینات روی دیوار مشاهده می شود. در آثار هنری مسلمانان از خداوند بسیار زیاد یاد شده است. هنرمندان مسلمان با مواد مختلف بسیاری کار کرده اند از سفال تا آهن و اشکال هندسی زیادی را مانند طرح های آرابسك، اشکال هندسی و هنر خوشنویسی خلق کرده اند. سومین عامل مهمی که باعث تحکیم ماهیت هنر اسلامی شد حكم مذهبی ای در دین اسلام است که با نقاشی تصاویر انسانی و حیوانی6 مخالفت می کند. علت وجود این قانون در اسلام برای این است که مردم به پرستش بتها و اشکال مصور برنگردند، عملی که در دین اسلام به شدت نهی شده است. در صدر اسلام، مجسمه ها و تصاویری مشاهده شدند که یاد‌آور بت پرستی مسلمانان در دوران جاهلیت بود. امروزه، اکثریت مسلمانان، به این قانون احترام می گذارند و دیدگاه آنها به انزجار از دنیای غربی که هنوز شیوه  افراطی "بت پرستی " در آن وجود دارد گسترش پیدا كرده است. پس از آن می توان دید که رواج مجدد پوشش اسلامی در بین زنان تحصیل کرده مسلمان و دوری آنها از استفاده بیش از حد آرایش و خود آرایی به وجود آمد.
افزون براین، اسلام از مباحث ماوراء طبیعی مانند مباحث مربوط به تثلیث(پدر، پسر، روح القدوس)، ماهیت پاک حضرت عیسی، روح القدوس که در دین مسیحیت وجود دارد، مبراست. در نتیجه به طراحی مسجد مانند کلیساها با طرح صلیب ،سرداب ها و تصاویر و تمثال قدیسان وشهیدان و فرشتگان که قسمت برجسته ای از هنر اخلاقی در کلیساهای مسیحیت است، نیازی نیست.کشفیات به دست آمده در کاخ قصر عمره، که به دستور خلیفه امویان، ولید اول ساخته شده (705-715)تصویرگری های بزرگی از صحنه های شکار، تمرینات ژیمناستیک و تصاویر سمبلیک در صحرای اردن را نشان می دهد. مهمترین این تصاویر مربوط به توصیف دشمنان اسلام از جمله سزار(امپراطور بیزانس- روم شرقی)، رودریک(Roderick)، پادشاه ویسگوت در اسپانیا و خسرو (پادشاه ایران) می باشد.همچنین تصویری از نجاشی، پادشاه حبشه وجود دارد، کسی که به مسلمانان زمانی که در روزهای ابتدایی اسلام7 در مکه تحت تعقیب بودند پناه داد (کرس ول، 1958Creswell). در ارتباط با تصویرگری، نمونه های زیادی از تصاویر حیوانات نیز وجود دارد. تصاویری از شیرها و عقاب ها در تصویرگری مناظر شکار و ضیافت ها که بر روی مجسمه ها و تمثال های کنده کاری شده است. این نمادها توسط مبارزان اروپایی درزمان جنگ صلیبی به طور گسترده ای تقلید شد و گسترش پیدا رد.
 
ماهیت و شکل هنر اسلامی
هنر اسلامی  از هنر دیگر فرهنگ ها چه در شکل و تصویر، عناصر و عوامل تشکیل دهنده و حتی در موضوع و مفهوم نیز متفاوت است. به عنوان مثال فیلیپس(Philips 1915) معتقد است که هنر اسلامی درکل و اساسا به مقوله  رنگ توجه دارد برخلاف هنر غرب كه علاقه بیشتری به شکل و تصویر دارد. او توضیح می دهد که هنر شرق دارای ویژگی‌های زنانه، احساسی است و تقریبا مقوله رنگ در آثار هنری اسلامی اهمیت خاصی دارد، در حالی که هنر غرب دارای ویژگی‌های مردانه، عقلانی می باشد و بر اساس طرح های انعطاف پذیر و شکل پذیر و بی اعتنا به رنگ ایجاد می شود. البته نظرات فیلیپس انعکاس تعصبات فرهنگی و هنری است. هنر اسلامی هرگز فقدان استدلال و اندیشه را حتی در ساده ترین طرح های هنری نیز شاهد نبوده است. در همه اشکال هنر اسلامی پیام های آشکار و نهان بسیاری یافت می شود که دعوت به مشاهده و یادگیری می کند. بورگویین(Bourgoin1879) به عبارت دیگر اشکال و تصاویر هنر یونان باستان، ژاپن و مسلمانان را مقایسه می کند و آنها را به ترتیب به سه مقوله شامل حیوانات، گیاهان و کانی ها تقسیم می کند. از نظر او، هنر یونان بر اشکال و تصاویر متناسب و انعطاف پذیر و بر ساختار بدن انسان و حیوانات تاکید می کند. به عبارت دیگر، هنر ژاپنی ها، بر عناصر گیاهی تاكید دارد كه به اصل رشد و زیبایی برگها و شاخه ها اشاره دارد. اما ویژگی هنر اسلامی تشابه میان طراحی هندسی و فرم های كریستال است. تفاوت اساسی بین هنر اسلامی و هنر دیگر فرهنگ ها اینست كه بر اشکال و تصاویر نابی که در مقابل اشیاء طبیعی قرار دارند، تمركز می كند. این تصاویر اشکال و الگوهای متنوعی را ایجاد می کند.پریس(Prisse1878) هنر اسلامی را به سه دسته، منقش به گل، اشکال هندسی و هنر خوشنویسی طبقه بندی کرده است. بورگویین (1873) طبقه بندی دیگری را پیشنهاد کرده است که شامل استالاکتیت های تزیینی، آرابسك و دیگر اشکال می باشد. در ارتباط با  تزیینات مورد علاقه ما، متمرکز می شویم به سه نوع تزیین که به وسیلة پریس پیشنهاد می شود ،که یکی یا تنها یا هردو، به طور کلی، مانند سفال سازی، کوزه گری، گچ بری یا نساجی است.
 
هنر منقش به گل و گیاه
گرچه، رشد هنر اسلامی  جدا از تاثیرات طبیعت و محیط نبوده است، با این همه تصویرگریهای این هنر بر خلاف هنر غربی كه تصاویری واقع گرایانه دارد، بیشتر تصاویری انتزاعی بوده است. در تصاویر منقش به گیاهان جایی که شاخه ها و برگها و گلها در هم بافته و کنار هم قرار گرفته اند می توان تفاوت را از خطوط هندسی اطراف آنها در طراحی آرابسك احساس کرد. استفاده از تصاویر منقش به گیاهان در هنر اسلامی، تا حدودی به تقلید از تصویرگری موجودات زنده مقید است. به هر حال این ممنوعیت اسلامی به طور طبیعی به واسطه منع تصویرگری انسان و حیوان، موجب کاهش آن شده است. منتقدین هنری تصاویر و تزیینات منقش به گل در هنر اسلامی را كه فاقد آثار رشد و زندگی هستند، امری اعتقادی می دانند(دابری،1920Dobrre). از نظر آنها، علت عدم رشد در هنر منقش به گل به خاطر محیط طبیعی کشورهای اسلامی بوده است، جایی که تجربه بهار، فصل رویش گیاهان، به ندرت اتفاق می افتد. به هر حال این ممنوعیت که در بالا بیان شد علت اصلی عدم حضور آثار زندگی در بسیاری از کارهای هنری منقش به گل در هنر اسلامی است.
در قبة الصخره و مسجد امویان در دمشق  كه اولین طرح های منقش به گیاهان را در خود جای داده است، تصاویری واقعی از گیاهان و درختان را می یابیم، اما همانطور که قبلا گفته شد این آثار هنری واقع گرا به دست هنرمندان بیزانسی و با حمایت امویان انجام شده است. تزیینات منقش به گیاهان در مسجد سامرا(عراق) نشان می دهد که چطور هنرمندان مسلمان، در مقایسه، به طور آگاهانه‌ای تصاویری از برگها و شاخه های درختان مو را با طرح برگها و نقوش طوماری به تصویر کشیده اند. با این وجود، در قرن 13روش های هنری واقع گرایی به تدریج در کشورهای اسلامی ایران و ترکیه ایجاد شد که بعدها چینی ها و مغول ها از آن تاثیر گرفتند(الاولفی-1969).                                 
هنرمندان مسلمان طراحی شاخ و برگ را با ظرافت بسیاری به خصوص در اطراف مناره ها و پنجره ها به تصویركشیده اند. هنر گچ بری بر روی حاشیه های دیوار در آرامگاه سلطان قلاوون واقع در قاهره- مصر در سالهای 1284-85 منقش به جوانه ها و برگهای منظم در یک طرح طوماری ادامه دارو بلند مشاهده می شود. در این آرامگاه همچنین نمونه هایی از تصاویر منقش به گل با قاب های تزیینی مدور و مستطیلی وجود دارد که در قرن 15 از شهرت خاصی برخوردار شد(پاوول، 1886Poole). استفاده از این هنر برای اشیاء تزیینی مانند کوزه گری، کنده کاری بر روی چوب و چرم و به همان اندازه بر روی کاشی های رنگارنگ گسترش پیدا کرد.
                                                                          
هنر هندسی
عنصر دوم هنر اسلامی شامل الگوها و اشکال هندسی است. هنرمندان مسلمان به دو دلیل هنر هندسی را استفاده و گسترش دادند: دلیل اول این بود كه جایگزینی را برای تصاویر ممنوع موجودات زنده فراهم می آورد. اشکال  هندسی انتزاعی بویژه در مساجد مورد استفاده قرار گرفت. زیرا آنها را به تفكر روحانی تشویق می كرد، برخلاف تصاویر موجودات زنده كه توجه را بیشتر به تمایلات موجودات سوق می داد تا خواست خداوند. بنابراین هندسه اساس هنر مسلمانان شد و به هنرمندان اجازه می داد كه تخیل و خلاقیتشان را آزادانه به كار بگیرند.بنابراین فرم جدیدی از هنر به وجود آمد که بر اساس اشکال و تصاویر ریاضی مانند دایره، مربع و مثلث شکل گرفت.  دلیل  دوم برای توسعه و گسترش هنر هندسی پیشرفت و جایگاه علم هندسه در دنیای اسلام بود.کشفیات اخیر در مورد طومارهای موزه توپ کاپی8 (Top Kape)، که به قرن 15 برمی گردد نشانگر استفاده ی سیستماتیک اشکال هندسی توسط هنرمندان و معماران اسلامی است. آنها نشان دادند که صنعت کاران مبتدی مسلمان، قوانین نظری بسیاری برای استفاده از اشکال هندسی در زیباشناسی ابداع کردند و ادعاهای بسیاری از شرق شناسان را مبنی بر اینکه پیشرفت هنر هندسی مسلمانان تصادفی بوده، رد کردند(اچ.سالادین،1899e.g.H.Saladin).هنر هندسی اسلامی بیشتر مربوط به مفهوم و هنر آرابسك است كه اینگونه تعریف می شود: "آثار هنری تزیینی‌ای كه برای سطوح صاف مناسبند و شامل طرح های هندسی متقاطع چند ضلعی، مدور و خطوط در هم پیچیده و منحنی" می باشند. ( دیكشنری علم وتكنولوژی چمبرز،1991)
 الگوی آرابسك شامل اجزا و عناصر زیاد به هم پیوسته و متقاطع می باشد. هر جز اگرچه مستقل و کامل است اما بخشی از كل را تشكیل می دهد. رایج ترین استفاده از هنر آرابسك، از یک الگوی دو بعدی تشكیل شده است که سطح را می پوشاند، مانند تزیینات سقفها، دیوارها، فرش ها. بورگویین (1879) با مطالعه 200 نمونه، به این نتیجه رسیده است که این روش هنری به دانشی قابل ملاحظه از هندسه عملی نیاز دارد که استادان این هنر باید بدانند. از نظر او طراحی آرابسك از یک سیستم رسا و مدور و کاملا توانا تشکیل شده است تا نهایتا به یکی از عناصر نه ضلعی ساده تقلیل یافته است. این طرح ممکن است از خطوط راست، خطوط منحنی، و یا ترکیبی از هر دو خطوط ایجاد شود. گفته شده است كه لیوناردو داوینچی هنر آرابسك را مجذوب کننده یافته و زمانهای بسیار زیادی را برای کار کردن بر روی این طرح های پیچیده صرف کرده است(بریگس1924، Briggs)طرح های آرابسك می توانسته با گل تزیین شود، با استفاده از ساقه، برگ، یا گل در حد یک کار هنری متوسط یا تلفیقی از هنر منقش به گل و اشکال هندسی باشد.اشکال در هم پیچیده و حرکات منسجم و یکپارچه و مجذوب کننده حاکی از بی نهایت بودن احساس اندیشمندانه و متفکرانه است که تماشاگر را به اعماق حضور خداوند سوق می دهد(الاولفی1969 Al-Alfi). دابری (1920 Dobree) تاثیرعمیق هنر آرابسك را اینگونه بیان می کند: طرح آرابسك نه تنها توجه افراد را به  موضوعی معین معطوف می دارد، بلكه به استعداد های ذهنی خدادادی روح و جان می بخشد. آرابسك یك نوع اثر تخیلی و حتی نوعی خود هیپنوتیزم است بطوری كه شیفتگان را به سوی  مكه رهنمون می سازد. بدین طریق این افراد زمانی كه با آن مواجه می شوند، غرق در افكارشان شده و مبهوت طرح های منظم بكار رفته در این مكان مقدس می گردند و ذهنشان را از تعلقات مادی آزاد می كنند كاملا آشكار است كه هنر هندسی توسعه، گسترش و شهرت خود را مدیون هنرمندان مسلمان بوده است، اگرچه هنوز منشا پیدایش این هنر جای بحث و گفتگو و تعمق دارد. ادعاهایی وجود دارد مبنی بر اینکه تزیینات اشکال هندسی ابتدایی در مصر باستان، بین النهرین، فارس، سوریه و هند دیده شده است. برای مثال ،طرح برجسته هنر هندسی، به طور گسترده ای توسط قبطی ها(از نژاد مصر باستان) طراحی شده اما مسلمانان در تمام دوران در این هنراستاد و ماهر بودند(گایت،1893 Gayet) .
 
هنر خوشنویسی
سومین شکل تزیینی هنر که توسط مسلمانان گسترش پیدا کرد هنر خوشنویسی بود که از حروف نوشتاری به صورت تزیینی استفاده كرد. این هنر گاهی با اشکال هندسی و طبیعی تلفیق می شد.مانند دیگر هنرهای اسلامی، محققان غربی تلا ش کردند تا هنر خوشنویسی مسلمانان را به هنر خطاطی دیگر فرهنگها ربط دهند.استفاده تزیینی از حروف (خوشنویسی)در ژاپن و چین حوزه‌ای مورد علاقه برای آنها بود. طبق این نظریه ها، این گونه ادعا می شود که عامل پیشرفت هنر خوشنویسی اسلامی، چینی ها هستند. اما طبق یافته های آثار هنری کوزه گری در قاهره باستان(الفوستات، Al-Fustat) این نظریه کاملا بی معنی و نا معقول است(کریستی-Christic,1922). علی رغم فقدان هرگونه دلیل اثبات شده در این مورد،شواهد مشخصی وجود دارد مبنی بر تفاوت گسترده ای که بین دو زبان در شیوه و حوزه نوشتاری آنها وجود دارد. طرح هر نوع ارتباطی میان هنر خوشنویسی اسلامی و فرهنگ های باستانی دور از تصور است. درست است که خوشنویسان مصر باستان بطور گسترده ای از اشکال خطی بر روی دیوارها نقاشی می کردند اما این خوشنویسی تصویری جنبه تزیینی نداشته است(بریگس،1924).
گسترش هنر خوشنویسی به عنوان یک هنر تزیینی به چند عامل بستگی دارد. اولین عامل که مهمترین است مربوط می شود به کتاب مقدس مسلمانان، قرآن که در آن خداوند یاری الهی را به کسانی که قرآن بخوانند و آن را ثبت کنند وعده می دهد. طبق آیه زیر، قلم، به عنوان سمبلی از دانش، اهمیت خاصی دارد: "بخوان! و بدان که پروردگار تو کریم ترین کریمان عالم است، آن خدایی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت، و به آدمی آنچه را که نمی دانست تعلیم داد"(سوره فلق – آیات 3 تا 5)
این نشان می دهد كه هنر خوشنویسی اسلامی صرفا برای تزیین نیست بلکه همچنین یاد آوری و پرستش  و ذكرخداوند(الله) است. آیات قرآنی اساسا بر محور پرستش9 خدا و شامل تضرع است و یا تعدادی از صفات خداوند وپیامبرش را توصیف می کند. عامل دوم که هنر خوشنویسی عربی را پر رنگ جلوه می دهد، اهمیت زبان عربی در اسلام است. استفاده از زبان عربی برای نمازگزاران الزامی ست و عربی هم زبان قرآن است و هم زبان بهشت(رایس،1979Rice).به‌علاوه عربها همیشه علاقه زیادی به نوشتن داشتند، که این علاقه از ارزشی كه برای ادبیات و شعر قائلند ناشی می شود. روایتی از پیامبر اسلام نقل شده مبنی بر اینکه: "در پی نوشتار زیبا باش زیرا كه یکی از اسباب معیشت است". و خلیفه  چهارم (حضرت علی (ع))،در مورد خوشنویسی اینگونه نظر داد: " خط زیبا وضوحِ تقوا و پارسایی را تقویت می کند" (راوی هر دو روایت از جابری،1974)  افزون بر این، به بعضی از حروف، اسماء و جملات، قدرتی رمزآلود نسبت داده شده است كه می تواند انسان را در مقابل شیطان محافظت كند.این امر نیز موجب گسترش خوشنویسی گشته است. هنر خوشنویسی در زبان عربی اساساً به دو شیوه نوشته می شود10. اولین روش خط کوفی می باشد که این اسم از شهر کوفه گرفته شده است، شهری که این شیوه در آنجا ابداع شد توسط کاتبانی که سرگرم رونوشت از مجموعه  کتاب قرآن بودند11. حروف خط کوفی طرحی مستطیلی شکل است که با سبک معماری تناسب دارد.
دیگر روش خوشنویسی به خط عربی، هنر خوشنویسی نسخ است.این روش قدیمی تر از خط کوفی است با این حال، شبیه خطوطی است كه در نوشتار و چاپ عربی مدرن از آنها استفاده می شود.ویژگی این خط اشکال دَوَرانی و خطوط شکسته آن است. خط نسخ از کوفی مشهورتر است و اساسا به وسیله  عثمانی ها گسترش پیدا کرد(جابری،1974).
                                                              
تاثیر هنر اسلامی بر هنر اروپا
به طور کلی نفوذ و اشاعه عناصر هنر اسلامی به اروپا و بقیه دنیا به سه روش اتفاق افتاده است. اولین آنها تقلید مستقیم از طریق بازتولید موضوعات هنری مشابه و فرم های مشابه است.به عنوان مثال، تقلید از یک موضوع هنری مانند هنر سفال در اسلام که در هنر اروپایی از ان نسخه برداری شده است.البته موارد بسیاری از این تقلیدهای هنری وجود دارد. شاید یکی از موثق ترین این تقلیدها به طور گسترده مربوط به نسخه برداری از خط کوفی در دوران رنسانس و قرون وسطی  در هنر اروپایی باشد. طبق نظر کریستی(Ghristic,1922) نسخ خط کوفی در مسجد ابن تالون، ساخته شده در قاهره- مصر در سال 879،یکبار دیگر در سبک معماری گوتیک برای اولین بار در فرانسه ایجاد شد، و بعد در بقیه اروپا گسترش پیدا کرد. پروفسور لتابی(1904 Lethaby) طرح های کنده کاری شده بر روی درب های چوبی در کلیسای جامع لِ پوی(Le puy) در فرانسه و دیگر دربهای کنده کاری شده کلیسای لا ویوت شیلاک (La Vavte Chillac) در آن نزدیکی، که توسط استاد کنده کاری "گن فردوس"(Gan Fredus)به همان ترتیب در مسجد ابن تولون ایجاد شده است را به هم نسبت می دهند.این ارتباط به ارتباط خاص شهر آمالفی(Amalfi) كه در آن زمان با قاهره دوران فاطمی داشته است، نسبت داده می شود. این طور استنباط می شود که دیدار تاجران آمالفی از قاهره خود عامل انتقال نقش و نگارهای هنری و تزیینی اسلامی به اروپا بوده است.
آثار و نشانه هایی از هنر اسلامی در بسیاری از ساختمانهای مذهبی در جنوب فرانسه، در منطقه‌ای معروف به نام میدی(Midi) یافته شده است. فهرستی از طرح های تزیینی از این ساختمانها که مال (Male,1928) جمع آوری کرده است شامل گنبدهای نعلی شکل و چند لایه‌ا ی و چند رنگی است. مال معتعقد است که آنها از آثار هنری اندونزی نسخه برداری شده‌اند. رد پای تاثیر هنر اسلامی نیز در وست مینستر در انگلستان نیز دیده شده است و نیز گروهی از اشکال تزیینی به صورت پنجره های شیشه ای رنگی ابتدایی ساخته شده است(لتابی1904 ,Lethabl). چیزهای دیگری نیز وجود دارد، طرح های تزیینی مانند هشت ستاره ی برجسته، استالاکتیت، طرح های منقش با گل‌های عثمانی (گل لاله و میخک)و اشکال هندسی کاخ الحمرا همه اینگونه?اند، اما لیست كوچكی از عناوینی را فراهم می آورند كه اروپایی ترین آثار هنر را ایجاد كرده‌اند(بنگرید به فكری،?1934).12 افزون بر این اعتقاد رایجی وجود دارد مبنی بر اینكه قاب بندی های تزیینی هندسی در هنر گوتیك خاستگاهی اسلامی دارد (Marcais1945). دومین راه تاثیر آثار هنری اسلامی بر هنر اروپا از طریق شبکه ی حمل و نقل و ارتباطات جمعی بوده است.در این مورد، موضوعی از هنر اسلامی به صورت خاص در اروپا به روش متفاوتی کپی برداری  شده است. برای مثال، موضوعی که از کارهای هنری اسلامی در اروپا تقلید شده است هنر سرامیک(کاشی کاری) است که می توان در نساجی و مجسمه سازی اروپایی به وضوح دید. البته مثالهای زیادی از این نوع انتقال و تقلید که بسیار فراگیر و جامع است وجود دارد که نمی توانیم در اینجا و در این مختصر بیان کنیم. بیان نمونه ای ازتقلید طرح های آرابسك می‌بایست در این مورد کافی باشد. طبق نظر وارد (Ward 1967)غنای آثار تزیینی اروپا، در دوران رنسانس مدیون سبك آرابسك است. سبك آرابسك و دیگر طرح های اشکال هندسی اسلامی، هنر های به کار رفته در سالن ها، اتاق های پذیرایی و سالن اجتماعات اروپایی را پر كرده بود.
توضیح نوع سوم انتقال هنر اسلامی به اروپا بسیار مشکل می باشد. در این نوع، آثار تزیینی اسلامی نه کپی شده است و نه تقلید، بلكه به تدریج پیشرفت روش خاصی از هنر نو را القا می كرد. شواهد بسیاری وجود دارد دال بر اینکه هنر اسلامی، بخصوص طرح های آرابسك، الهام بخش دو سبک اروپایی روکوکو و باروک(نوعی سبک دکوراسیون که در قرن 18 در اروپا رایج بود) بوده است، سبك هایی که بین قرن های 16 و 18 مشهور شدند(جابرازبهوی،Jairazbhoy,1965). سبک معماری روکوکو شامل تزیینات خطوط منحنی زیبا و مجلل ترکیبی از خطوط پر پیچ و خم ذهنی شبیه طومارها ،خطوط متقاطع و طرح های آرابسك است. این سبک معماری در قرن 18 در فرانسه گسترش و بعد به آلمان و اتریش رسید. منشا این سبک در کاخ اسلامی جعفریه(معروف به کاخ حدید) می‌باشدکه در شمال اسپانیا در قرن 11 ساخته شده است، با طاق های سر پوشیده به روشی شبیه به سبک تزیینی روکوکو (جابرازبهوی). مثال های دیگری از این سبک"روکوکو به روش هنر اسلامی "در مسجد بزرگ تلمسان در الجزایر كه در سال 1136 ساخته شده است، دیده می شود. همچنین در معماری باروک می توان رد پایی از هنر اسلامی را مشاهده کرد. مطابق بعضی منابع (برای مثال، جابرازبهوی،1965)کلمه "باروک"مشتق از کلمه عربی بورقا، به معنی "سطح ناهموار" است که اصل کلمه باروکو در زبان پرتقالی نیز می باشد كه به معنی "مروارید شکل گرفته نا منظم"می باشد. مسلمانان از نقش و نگارهای تزیینی?ای استفاده می كردند كه ویژگی سبک معماری باروک در اوایل قرن 12 بوده است. این نقش و نگارهای تزیینی در دوره زمامداری حاكمان مرابطون (Al-moravid) که بر آفریقای شمالی و اندلس در سالهای 1062 و 1150 حکومت می‌کردند، از شهرت خاصی برخوردار شدند. علاوه بر آنچه در بالا مطرح شد، بسیاری از روش های تزیینی پیچیده، شامل تلفیقی از طاق های متقاطع با پوشش آینه جیوه ای، شبیه پنجره ی توری مشبک وجود دارد که در کاخ جعفریه و به همین ترتیب در مسجد تلمسان(1136)، و دانشگاه القرویین، در مراكش بین سال های 1135 و 1143، دیده می شود.از دیگر نمونه ها می توان مسجد بزرگ و بیمارستان دیوریگی  را در ترکیه نام برد که بنای آن در سال 1229 کامل شد. در این بیمارستان به معماری باروک از لحاظ دکوراسیون و تزیینات شباهت قابل ملاحظه ای وجود دارد به طوری كه تصور می شود حتی قدمت آن به 400 صد سال پیش برمی گردد.                              
 
نتیجه
هدف اصلی از این مقاله، تاکید بر ویژگی خاص هنر اسلامی است که بر اساس باورها، اعتقادات مذهبی و ارزش های فرهنگی، به تصویر كشیدن موجودات زنده و انسان را حرام دانسته است. مهمترین ویژگی دیگر اینست كه دین اسلام تصاویر مذهبی را ممنوع ساخته است. در اسلام پرستش تنها از آن خداوند است که بسیاری از فرهنگ ها از این موضوع پیروی می کنند، اگرچه در روش ها متفاوت هستند. منتقدان هنری بی طرفی هنر اسلام را مطرح می کنند که این بیطرفی سازگاری هنر اسلامی را با دیگر فرهنگ ها آسان می سازد. شاید هیچ فرهنگی به اندازه  فرهنگ اروپا، به خاطر نزدیکی جغرافیایی و "زمینه های مشترک" مذهبی در معرض تاثیر موضوعات هنری و نقش و نگارهای تزیینی هنر اسلامی نبوده است. با وجود تفاوت ها، اسلام و مسیحیت در بسیاری از عقاید و باورهای بنیادین شریكند و بر وجود یک خدا اعتقاد دارند و  برای خاستگاه وحی منشایی یكسان قائلند و گاهی پیام های اخلاقی مشابهی دارند. جای تعجب نیست که آثار و نشانه های هنر اسلامی به طور مکرر در آثار هنری بزرگ اروپا دیده می شود، حقیقتی كه اهمیت هنر اسلامی را در توسعه و رشد هنر اروپا در طول تاریخ  نشان می دهد.

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |