خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

شکار در هنرهای اسلامی

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده ـ نویسنده: سمیه رمضان ماهی 1396 .14 مرداد

تصویرپردازی از صحنه های شکار سابقه ای دیرینه در عربستان پیش از اسلام، آسیای غربی ، ایران و مصر دارد. حکاکی‌های عربی از تیراندازها و طعمه آن ها، نقوش برجسته سنگی شکار پادشاهان آشوری از ارابه‌های شکار و دیوارنگاره‌های مصری که نشان دهنده مردان درحال شکار پرندگان است همگی به اهمیت واقعی و نمادین شکار اشاره دارند.

اما الگوی نخستین و بی واسطه ای برای این موضوع را - که بعدا همچون نشانه های شکار در اوایل دوره اسلامی در می آیند-  باید در هنر ایران باستان جستجو کرد. در نقش برجسته ای روی طاق بستان ، مربوط به دوره ساسانیان، این موارد تصویر شده اند:

نفوذ تصویرگری های ساسانی بعد از شروع دوره اسلامی همچنان برجا ماند؛ مثلا تا قرن نهم میلادی/ سوم هجری، تصاویر قوش بازان سوار بر اسب ، دیوارهای بناهای نیشابور در ایران را زینت بخشیده ، و یا شکار شیر روی دیوار تالار بارعام در سامرا نقاشی شده بود.

طی قرن های اولیه اسلام ، سوارکارانی که روی سفال ها نقش شده اند، بیش از این که شکارچی باشند، جنگجو بوده اند و عموما صحنه های وسیع از شکار وجود ندارند.

با ظهور خلفای شیعه فاطمی در شمال افریقا و مصر از سال 297-567هـ.ق به عنوان یک رقیب، تصویر قوش بازان سوارکار روی سفال هایی با لعاب شفاف نمایان شد. در زمان سلطنت ایوبیان ، جانشینان فاطمیان و اتابکان موصل، نقش شکارچیان بر پشت اسبان جزء طرح های معمول تصاویر سلطنتی شد.

این نقش به ویژه در فلزکاری های مرصع ، شیشه های میناکاری شده و قاب های چوبی کنده کاری شده یافت می شد. این تصاویر گرچه گاه طرح هایی کلی هستند، اما پرداخت های نمایش شکارچیان در واقع نشانگر طیفی از روش ها و گونه های شکار هستند.

مثلا در بیشتر موارد برای شکار از تیر و کمان استفاده می شد، اما شکارچیان از نیزه و شمشیر نیز استفاده می کرده اند و در بعضی از تصاویر نیز پسربچه ها برای شکار پرندگان با نی، ریگ پرتاب می کنند.

درباریان و کسانی که می توانستند هزینه بالای نگهداری قوش ها را بپردازند با قوش به شکار می رفتند. این قوش ها بسته به گونه و اندازه شان می توانستند هم پرندگانی مانند درناها را که در اوج پرواز می کردند و هم پستانداران را شکار کنند.

طی قرن های اولیه اسلام ، سوارکارانی که روی سفال ها نقش شده اند، بیش از این که شکارچی باشند، جنگجو بوده اند و عموما صحنه های وسیع از شکار وجود ندارند.

صعلوک (سگ های تازی در بین اعراب و ایرانیان) - تنها سگ هایی که نگهداری شان در اسلام مجاز است- گوزن و گونه های شاخدار مشابه را تعقیب می کردند. تمامی این موارد با توجه به نقش های تجسم شده درظروف آن دوران مشخص می شود.

گران ترین و ارزشمند ترین حیوانی که در شکار استفاده می شد، چیتا بود. یک چیتای رام می توانست پشت اسب شکارچی بنشیند و برای تعقیب شکار فرستاده شود. چیتا طوری تربیت می شد که شکار را نمی خورد ، چون اگر از شکار می خورد، گوشت شکار حرام می شد. این مورد نیز در  نقشها به وفور دیده می شود.

در نگاره های نسخ خطی ایرانی صحنه های شکار فراوانی دیده می شود. این نگاره ها یا تصویر شکارچیان پهلوانی مانند بهرام گور یا  رستم بود یا تک چهره شاهان و شاهزادگانی بودند که در صفحه اول تصویر می شدند و در واقع کسانی بودند که آن نسخ خطی را سفارش داده بودند و از شکار لذت می بردند و ترجیح می دادند در حالت شکار تصویر شوند.

این احتمال وجود دارد که طی قرن های سیزدهم تا پانزدهم میلادی/ هفتم تا نهم هجری، صحنه های شکارهای گروهی بزرگ بر دیوارهای قصرها و شکارگاه ها، نقاشی شده باشد. اما هیچ اثری از آن ها باقی نمانده است.

چنین تصاویری در قرن نهم هجری، در نقاشی کتاب ها ظاهر شدند، و برای اولین بار در سال 1430م/834ق. در شاهنامه ای که برای شاهزاده بایسنقر ، یکی از نوادگان تیمور، تولید شده بود و پس از آن در دهه 1460م/865ق دیده شد که در آن در یک صحنه دوصفحه ای، حاکم ترکمن قراقویونلو، اوزون حسن، تصویر شده بود که همراه درباریان از شیب تند دره پایین می آید و گونه های مختلفی از شکار را تعقیب می کند.

جزئیاتی از نگاره "کوزه زائر" ، سوریه، 762-741ق. مطلا و شیشه میناکاری/ بر بالای شیشه ، یک شکارچی سوارکار ، گرگی را با نیزه ای شکار می کند و خرگوشی در حال فرار است.

وجود چنین صفحاتی در اول کتاب ، که هیچ ربطی به داستان کتاب ندارد، این ایده را به ذهن می رساند که سفارش دهنده کتاب آرزو داشته که به این صورت دیده شود. قدرت و نیرومندی اوزون حسن شکارچی شاید بازتابی از مهارت او در میدان نبرد باشد – حتی اگر به صورت عملی چنین نباشد و این امر تنها در تئوری مصداق داشته باشد.

درحالی که در ایران صحنه هایی از شکارهای گسترده واقعی در قرن شانزده با تصاویر موجود ترکیب شد و نقش و نگارهایی با حالات واقعی را خلق کرد، نقاشان مغول به سوی بازتولید همه جزئیات شکارهایی که در خاطرات یا تاریخ امپراتوری هایشان ذکر شده بود حرکت کردند.

جزئیاتی از ابریق بلاکاس، چیتای دست آموز در حالی که بر پشت اسب نشسته سوار شکارچی را همراهی می نماید. تربیت و نگهداری چیتاها که از قدیم برای شکار به کار گرفته می شدند، هزینه بالایی داشت و صبر و حوصله فراوان می طلبید.درحالی که سگ شکارچی کوچک به دنبال اسب می دود و چیتا آماده است تا بر پشت گوزن در حال حرکت بپرد.

نقاشی هایی از اکبرنامه، نوعی شکار رَم دادن را نشان می دهد که در آن حصارها دور قلمروهای گسترده نصب شده اند تا کشتن شکاری را که روزهای متعددی ادامه می یافت مشخص کنند.

با این حال حتی در اواخر قرن هفدهم میلادی/ یازدهم هجری، در تجسم تاریخی حادثه ای که در طی آن جهانگیر یک شیر را که به یکی از ملازمین او حمله کرده بود، کشت ، از تصویرپردازی واقع نما پرهیز می شود و در عوض تصویری شمایل نگارانه ای ساخته می شود که در آن امپراتور بر سلطان حیوانات غلبه کرده بود؛ یعنی پیروی از نمادی که متعلق به هزاران سال پیش بود.
----------------------------------
نویسنده:سمیه رمضان ماهی

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |