خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

كارشناسی مذهبی

پدیدآورنده: سیدحمید مشكات 1390 .24 اردیبهشت

به كار گیری كارشناس، اصولاً بر غنای وجه پیامی برنامه می افزاید و پرداختن بدان كه به نوعی از مباحث پژوهش برنامه ای به شمار می آید، امری در خور توجه و اعتناست.

كارشناسی مذهبی                                            

در برخی تولیدات سیما كه در ساختارهای برنامه ای گوناگون صورت می گیرد از كارشناس یا كارشناسانی بهره برده می شود؛ كارشناسانی با عناوین كارشناس پزشكی، كارشناس حقوقی، كارشناس نظامی، كارشناس سیاسی، كارشناس مذهبی و...

به كار گیری كارشناس، اصولاً بر غنای وجه پیامی برنامه می افزاید و پرداختن بدان كه به نوعی از مباحث پژوهش برنامه ای به شمار می آید، امری در خور توجه و اعتناست. این امر در برنامه های نمایشی كه از ساختار دراماتیك برخوردارند و در القای پیام، معانی تصریحی، تلویحی و ضمنیِ را همراه با یكدیگر در بردارند، از پیچیدگی هایی برخوردار است. آنچه در این نوشته موضوع بحث است، كارشناس مذهبی در ساختار برنامه های نمایشی است.

چند سالی است كه سیما در برخی از برنامه های نمایشی ـ به طور عمده مجموعه ها و سریالهای نمایشی ـ كه مضامین دینی دارند، رویكرد بهره بردن از كارشناس مذهبی را در كنار دیگر عوامل سازندۀ برنامه اتخاذ كرده است. پیشتر این رویكرد به نوعی در برخی سریالهای تاریخی و مذهبی با نام كارشناس تاریخ اسلام، وجود داشت.

آنچه پس از از این تجربه های چند ساله ـ كه به واقع تجربه هایی ارزشمند، بی بدیل و مختص به فرهنگ اسلامی این سرزمین است ـ  ضرورت دارد، بررسی این ساز و كار و ترمیم و تكمیل آن است. این بررسی می تواند دست كم به عنوان بخشی از مدیریت پیام مطرح باشد. برای تكمیل و كارآمدتر كردن روند كارشناسی مذهبی و نظارت بر تولید پیام و هدایت آن نكاتی لازم به یاداوری است:

1. كارشناس مذهبی در برنامه­های نمایشی، باید به لحاظ اطلاعات دینی، در سطحی قابل قبول باشد؛ به گونه­ای كه بتوان نظر او را به منزلة نظری صائب، دربارة مضمون برنامه دانست. روشن است كه چنین امری لزوماً به معنای فعلیت داشتن اطلاعاتی با گستره و عمق لازم برای برنامه‌ای با مضمون یا مضامین خاص نیست؛ بلكه لازم است كارشناس دارای قدرت علمی و توان پژوهش سریع و در عین حال، با عمق لازم و رجوع به منابع اولیه و معتبر باشد. گذاشتن شرایط سختگیرانۀ علمی در این باره و كمال طلبی مفرط، دایرۀ گزینش را محدود و تنگ می كند. افراد در نظر گرفته شده با چنین شرایطی به دلیل اشتغالات متعدد علمی، یا از پذیرفتن كار كارشناسی سرباز می زنند یا حضور آنها موثر و كارآمد نیست و در مواردی تنها نامی از آنها در تیتراژ خواهد بود.

یك نمونه از این آسیب، شورای تاریخ سریال ولایت عشق بود كه اساتید طراز اول تاریخ اسلام در آن عضویت داشتند كه اساساً حضور افرادی در این سطح و با این تعداد برای نظارت بر مسائل تاریخی فیلم نامۀ نوشته شده ضرورتی نداشت. این امر گاه تا آنجا پیش رفت كه سراغ برخی مراجع نیز رفته بودند. آیت الله العضمی جعفر سبحانی (حفظه الله) در پاسخ به درخواست عوامل تولید یك سریال تاریخی به مزاح گفته بودند كه من دارم رسالۀ توضیح المسائل می نویسم و حالا شما از من می خواهید كه در فیلم بازی كنم!

علاوه بر این چه بسا كار كارشناسی، تحقیقات تكمیلی ای را با توجه به مضمون و ساختار برنامۀ نمایشی بطلبد كه از حوصله و وقت افراد پژوهشگرِ طراز اول خارج باشد. نهایت این كه كارشناس خبره، خود در صورت لزوم می تواند از راه نوشته جات اساتید طراز اول یا از راه گفت و گو با آنان، نیازها و كاستی های تحقیق خود را جبران كند.

2. در كنار اطلاعات دینی، كارشناس باید خود اهل معنا باشد و ایمان و سلوك وجودی وی نیز مورد نظر باشد. زیرا مفاهیم و مضامین دینی ـ اگر فراتر از احكام فقهی برویم كه برای نمونه آیا خوردن گوشت خرگوش جایز است یا خیر ـ دارای باطن و مغزی هستند كه آن را می توان با ایمان و سلوك وجودی به دست آورد و اساسا از دایرۀ مفاهیم صرف خارج هستند. این مفاهیم به اصطلاح باید درونی شده و وجدان شده باشند تاحقیقت خود را نشان دهند وگرنه به گفتۀ شاعر، دست غیب در این مقولات بر سینۀ نامحرم می زنند.

كار كارشناسی مذهبی در حقیقت به نوعی انتقال این تجربۀ درونی ـ به مفهومی كه گذشت ـ در وهلۀ نخست به فیلم نامه نویس و در وهلۀ نهایی به كارگردان است یا به تعبیر بهتر هم افق شدن كارشناس با دو عامل موثر در پیدایش داستان است: فیلم نویس در متن مكتوب و كارگردان در متن تصویری.

آنچه در فیلمی با مضمون دینی باید اتفاق بیفتد، درونی شدن مفاهیم یا مضامین دینی ای ـ كه فیلم می خواهد بدان ها بپردازد ـ در به وجود آورندگان اثر یعنی فیلم نامه نویس و كارگردان است. به بیانی دیگر آنچه در خالق یا خالقان برنامه درونی می شود و جذب می گردد در یك تولید خلاقانه در جهانی ساختگی و مصنوع با رویدادها و شخصیت های مصنوع و با زمان و مكان تخیلی باز تولید می شود. اول و آخر، این روند باید در هنرمند شكل بگیرد و كارِ كارشناس ـ اگر در كار خود توفیق یابد ـ كمك به تجربۀ درونی و وجدان آن ها توسط هنرمند و خَلق لحظه های ناب است. روشن است اگر این تجربه و سلوك درونی در كارشناس وجود داشته باشد در این انتقال موفق خواهد بود.

3. كارشناس مذهبی باید با درام و اقتضائات آن و با زبان تصویر آشنا باشد. بیشتر آسیب­هایی كه در كارشناسی مذهبیِ برنامه­های نمایشی سیما وجود دارد، از همین ناحیه بوده است. عدم آشنایی كارشناس با قواعد درام، گاه موجب شده كه با عنوان شدن اقتضائات درام، برنامه از مؤلفه­های محتوایی كه در دین ترسیم شده، فاصله بگیرد. بدین سان، اصل مفاهیم و مضامین، دستخوش تحول گردیده و در نتیجه، تأثیر مورد نظر در مخاطب، دچار آسیب شده است. یك نمونه از این آسیب در سریال اغما دیده می‌شود. در نظر كارشناسی این سریال، شیطان می­تواند به صورت انسان، تمثل و گاه تجسّد یابد. به این مطلب، در روایات و شاید برخی از آیات ـ البته آیات بر چیزهای دیگری نیز قابل حمل هستند ـ اشاره شده است. این موارد خاص است و ویژۀ اولیای خاص الهی ـ برخی پیامبران ـ یا شرایط خطیر و ویژه، مانند سقیفه بوده است. به هر روی، بر اساس تفكر اسلامی، حضور و عملكرد شیطان در برابر انسان­ها، بدون تمثّل و تجسد، از راه وسوسه، اغوا، تزیین و غرور است. سازندگان سریال به این بهانه كه اثر آنها درام است، صرف وجود مواردی از تمثل را در فرهنگ اسلامی، دلیلی بر تعمیم آن و حضور تمثل­گونۀ شیطان در جای‌جای داستان قلمداد كردند؛ به گونه­ای كه شیطان یا جنود او برای افرادی مانند یك قاچاقچی یا دختری معتاد نیز تمثل می­یابند و این تمثل‌ها در هیئت فردی با گریم‌های متفاوت صورت می‌گیرد كه امكان حضور همزمان در چند جا را ندارد. از آنجا كه فیلم به عینیت و ابژكتیویته گرایش دارد، عینیت یافتن شیطان برای فیلم­ساز، جذاب و اغواكننده است؛ در حالی كه بر اساس تفكر اسلامی، اساساً نقطة اتكای عمل شیطان درون انسان و نفس اوست و انسان به وسیلة وسوسه و اغوای شیطان، دچار كشمكشی درونی می­شود. به هر روی، جهانی كه در سریال تصویر می­شود، جهانی است كه در آن، شیطان حضور دارد و نظام علیتی میان او و شخصیت‌های سریال، از جهانی كه خداوند تصویر كرده، فاصله می­گیرد و به دنیای فانتزی نزدیك می­شود.

ولی تأثیر این امر بر مخاطب ـ بر اساس تفاوت دو طیف مخاطب ـ متفاوت خواهد بود و به نظر می­رسد این تأثیر در هر دو طیف، مطلوب مدیران و سازندگان برنامه نیست. طیف نخست كه به مضمون شیطان و شیوة حضور و عملكرد او آگاهی دارند و تخیلی بودن جهان سریال را درك می­كنند، آن را امری فانتزی و نه حقیقی و واقعی در نظر می­گیرند. قرار نیست شیطانِ جهانِ سریال در جهان خارج نیز به همان­گونه حضور داشته باشد و عمل كند. این فاصله میان حقیقت و فانتزی، تأثیر سریال را بر چنین مخاطبانی كم می­كند و در طیف دوم كه به موضوع شیطان و نحوۀ حضور و عملكرد او آگاهی ندارند، آموزه­های جهان سریال را به منزلة حقیقت می­پندارند و از این طریق، آموزش نادرست می­بینند. به نظر می­رسد گستردگی طیف دوم مخاطبان، قابل توجه و نگران‌كننده است. ناگفته نماند كه این آسیب­، اختصاصی به این سریال ندارد و در سریال او یك فرشته بود نیز به چشم می­خورد.

این مقدمة طولانی بدین هدف بود كه بحث درام و ساختار دراماتیك و ارتباط آن با محتوا، بحثی فنی و دقیق است كه باید در تعامل سازنده و با سعة صدر كارشناس مذهبی با عوامل سازندة برنامة نمایشی مدنظر باشد. این امر جز با آشنایی كارشناس مذهبی با مباحث درام تحقق نمی­یابد.

به هر روی، در هم تنیدگی ساختار با محتوا و استلزامات هر یك و تأثیر متقابل آنها بر یكدیگر، امری جدی و قابل تأمل است. هر ساختار، محتوای متناسب با خود را افاده می­كند و محتوا نیز ساختار متناسب با خود را می‌طلبد. به همین دلیل، نظرات كارشناس مذهبی، بر خلاف كارشناس پزشكی، در نظام علّی روایت ـ علل و معلول­ها و سیر رویدادها ـ در ویژگی­های شخصیت‌ها تأثیر می­گذارد و گاه منجر به حذف یا پیدایش شخصیت­های جدید می­شود؛ اموری كه اصطلاحاً ساختاری به شمار می‌آیند. به عبارت دیگر، بر خلاف نظرات كارشناس پزشكی یا كارشناس نظامی كه تغییر چندانی در ساختار داستان ایجاد نمی‌كند و تغییرات، بیشتر مكانیكی به نظر می‌رسند، كارشناسی مذهبی و اصولاً كارشناسی در زمینۀ علوم انسانی ـ تعلیم و تربیت، جامعه‌شناسی و... ـ ساختار داستان را متحول می‌كند و تغییرات، ارگانیكی خواهند بود. این امر حتی می­تواند در كارگردانی و اجرای تصویری و صوتی فیلم­نامه نیز تأثیر بگذارد و برای نمونه منطق نورپردازی در سریال او یك فرشته بود یا استفاده از نماهای ذهنی[1] در سریال اغما را دچار تغییر كند.

آشنایی كارشناس مذهبی با مباحث درام، افزون بر اینكه محتوا را با توجه به اقتضائات و استلزامات درام در نظر می­گیرد ـ و به همین دلیل، كار كارشناسی او برای عوامل سازندة برنامه، راهگشا خواهد بود و تعاملی مؤثر و سازنده روی خواهد داد ـ برنامه را از جدا شدن از ویژگی­ها و مختصات مفاهیم و مضامین دینی، به بهانة اقتضائات درام خواهد رهانید. در بسیاری موارد، برای اقتضائات درام مطرح، بدیل دراماتیك وجود دارد.

4. می­توان در برنامه­ های نمایشی با مضامین دینی، برای كارشناس مذهبی ـ چه در سریال­های مناسبتی و چه در سریال­های تاریخی مذهبی و... ـ شورای كارشناسی در نظر گرفت كه برخی از اعضا، شرایط ذكر شده را دارا باشند. پس از بررسی كارشناسی كلی شورا، می­توان یك كارشناس دارندۀ شرایط مذكور را ناظر و كارشناس مذهبی قرار داد كه تا پایان روند تولید، با برنامه همراه باشد.

5. كارشناسی مذهبی و ملحق شدن كارشناس به عوامل سازندة برنامه، یكی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین عوامل است. نظرات كارشناسی پس از نوشته شدن فیلم­نامه، عاملی بر هم زننده و اخلالگر جلوه می­كند. اِعمال این نظرات، گاه به از بین رفتن انسجام اثر می­انجامد و به همین دلیل، به طور طبیعی، با رغبت و استقبال سازندگان برنامه روبه‌رو نمی­شود. پس طبیعی خواهد بود كه كارشناس با اغماض برخورد كند و در مواردی، از اِعمال نظرات خود توسط سازندگان برنامه صرف­نظر كند؛ اگرچه بازنویسی مكرر فیلم­نامه امری معمول و متداول است.

آن­گونه كه در مباحث فیلم­نامه‌نویسی ذكر شده، پژوهش فیلم­نامه­ای پس از ایدة اولیه صورت می­گیرد؛ یعنی جایی كه فیلم­نامه‌نویس می­تواند یا باید با كارشناس، به منزلة یار و كمك­كار ارتباط پیدا كند. اگر در این مرحله، این امر اتفاق نیفتد، در مرحلة طرح، باید كار كارشناسی صورت گیرد. اگر در این مرحله نیز این اتفاق نیفتد، در مرحلة سیناپس باید رخ دهد؛ وگرنه در نهایت، بر روی فیلم­نامه باید این كار انجام گردد.

روند كارشناسی مذهبی هر چه به مرحلة آغاز نوشتن فیلم­نامه ـ ایدة اولیه ـ نزدیك­تر باشد، در اتقان آن مؤثرتر خواهد بود و چنان­كه گفته شد، كارشناسی را از عاملی مزاحم و مخلّ جدا خواهد ساخت. در این صورت، اِعمال نظرات سهل­تر خواهد گردید و زمان و انرژی كمتری در مرحلة نوشتن فیلم‌نامه و سپس در مرحلة تولید صرف خواهد شد.

در هر صورت، برای نوشتن فیلم‌نامه‌ای با مضمون دینی و تحقق پیام‌های والا و اتقان آن، باید به كار گروهی و روند گفت‌وگو، تفاهم و البته مدارا و درك متقابل تن داد و آن را به روش و سنت تولید فیلم‌هایی با مضمون دینی تبدیل ساخت.

با این امید كه سیمای جمهوری اسلامی ایران در انجام وظیفة خود در گسترش و تعمیق هر چه بیشتر، بهتر و كامل­تر فرهنگ اسلامی، به توفیق دست یابد.

 

نویسنده: سیدحمید مشكات

منبع:ماهنامه رواق هنرواندیشه،شماره شانزدهم

1390 .24 اردیبهشت / نویسنده: سیدحمید مشكات / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |