خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

آثار دوره‌ی امویان؛ دوره‌ی هشام

بخش اول: قصر الحیر غربی

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده 1396 .16 مهر

هشام بن عبدالملک (۷۲–۱۲۵ هجری/ ۶۹۱ – ۶ فوریه ۷۴۳) زاده شده در دمشق، دهمین خلیفه از خلفای اموی بود که از ۱۰۵ تا ۱۲۵ هـ. (۷۲۴–۷۴۳ م.) حکومت کرد؛ او جانشین برادرش یزید بن عبدالملک گردید و نوزده سال و هفت ماه بر سرزمین‌های اسلامی فرمان راند.
هشام بر اثر بیماری خناق (دیفتری) در ششم ربیع‌الآخر ۱۲۵ در رُصافه – که جزو ولایت قنسرین و مجاور صحرا بود – درگذشت. پسرش، مسلمه، بر او نماز گزارد و او را در رُصافه به خاک سپرد. او هنگام فوت ۵۳ سال داشت.  هنگام درگذشت او، ولید ‌بن یزید حضور نداشت. وی به عیاض بن مسلم دستور داد همۀ خزاین را مُهر نهد تا جایی که حتی نتوانستند برای هشام کفنی بیابند. از این‌رو، سه روز منتظر آمدن ولید شدند. حتی گفته‌اند عیاض اجازه نداد از آب گرم خزانه برای غسل او استفاده کنند و ناگزیر از دیگران آب عاریه گرفتند. او همچنین به عباس بن ولید بن عبدالملک، پسرعموی خود، دستور داد تا در رصافه تمامی اموال هشام را مصادره کند.
بنا بر وصیت یزید ‌بن عبدالملک، پس از هشام، ولید ‌بن یزید به خلافت می‌رسید. هشام نیز وقتی به خلافت رسید، او را گرامی داشت، اما ولید از همان زمان هشام چنان غرق عیش و نوش بود، که هشام، به علت شراب‌خواری و بی‌پروایی و بی‌بندوباری وی، می‌خواست حتی با زور و تهدید، جانشینی را از او بگیرد وبه پسر خود، مسلمه، منتقل کند.  به همین سب از ولید خواست خود را خلع کند، اما ولید نپذیرفت. هشام نیز از ناسزاگویی و خرده‌گیری بر ولید بازنمی‌ایستاد.  ولید که مناسباتش با خلیفه به تیرگی گراییده بود، از دمشق بیرون رفت، اما منشی خود، عیاض بن مسلم، را در شهر گذاشت تا رویدادها را برای او بنویسد، اما هشام عیاض را به زندان افکند. عیاض تا مرگ هشام در زندان بود.

قصرالحیر غربی، 105 – 109 ق

شناسایی و تاریخ گذاری بنا
آنچه در متون درباره این مجموعه آمده به ترتیب تاریخی چنین است:
تئوفانس (ف202ق) نوشته است: «پس او [هشام] در شهر و بیابان کاخ ها و باغ ها و کشت زارها و نهرها برپا کرد».
بلاذری (254ق) نوشته است: «رصافه هشام را هشام بن عبدالملک ساخت و پیش از آن به زیتونه بود».
طبری نوشته است: «هشام در رصافه منزل داشت... خلیفه و فرزندانش از طاغن گریخته بودند و دور از مردم در میان بادیه بودند. پس آنگاه که هشام بر آن شد تا به رصافه رود، کسی او را گفت نرو، که طاعون را با خلیفه کاری نیست و ندیده اند که خلیفه ای به طاعون گرفتار آمده باشد. هشام او را گرفت:‌خواهی که این گفته بیازمایم؟ پس به رصافه شد در میان بادیه و دو قصر ساخت. رصافه خود شهری بود به روزگاری رومیان و کرده ایشان بود.»
صاحبِ کتاب العیون (قرن پنجم) آورده است که «هشام به رصافه رفت که در میان بادیه بود این رصافه شهری بود ساخته رمیان با مصنعه ها(آب انبارها) قنات ها که از راه های دوری در دل بادیه بودند. پس به ویرانی افتاده بود تا هشام دیگر بار آبادش کرد و در آن دو قصر ساخت».
یاقوت گفته است: «زیتونه... قصری است در بادیه شام. هشام در این قصر بود پیش از آنکه به رصافه رود».
این گفته ها دو دسته است: نوشته طبری و نویسنده کتاب العیون که می گوید هشام در صافه بود و آنجا دو قصر ساخت ذهن را به سوی قصر الحیر شرقی و رصافه می برد.
از نوشته بلاذری که «هشام پیش از ساختنِ رصافه هشام در زیتونه بود» (مطلبی که یاقوت هم آن را نقل کرده است) بر می آید که زیتونه همان قصر الحیر غربی است.

ریشه های معماری قصر الحیر غربی
کلیت طرح
سر حداتِ اموی در سرزمین هایی بسیار دور از شام بود: در فرارود و سِند. پس چرا کاخ های اموی ظاهری چنین قلعه مانند یافته اند؟ نخست باید گفت سپاه فاتح عرب در رسیدن به شام از مجموعه ای پر شمار از قلعه های مرزیِ رومی گذشته بود که در خطی از خلیج عقبه تا دمشق و از دمشق تا تدمر همه جا به چشم می آمد. از این گذشته، امیرانِ اموی بعضی از این قلعه ها را اقامتگاهِ خود ساخته بودند؛ نمونه اش ولید دوم که در ازرق زندگی می کرد. این آشنایی دو نتیجه داشت. یکی اینکه امویان دانش لازم برای ساختن قلعه هایی در سرحداتِ بیزانس را به دست آوردند و دوم اینکه این آشنایی بر طرح کاخ های اموی اثر گذاشت. کاخ های ولید در منیه و جبل سیس و کاخ های هشام در قصرالحیر شرقی و قصرالحیر غربی و خربة المفجر و کاخ های ولید دوم (مُشتّا و قصرالطوبه) همه از بیرون به قلعه های نظامی می ماند؛ چار دیواری هایی سنگی با برج های گردی بر دیوارها. چرا چنین نمایی را ضروری پنداشتند؟ به نظرِ من، همان سکونت در قلعه های رومی سبب شد تا امویان برج و بارو را جزء لاینفک اقامتگاه امیر بپندارند؛ بدون اینها کاخ خلیفه چیزی کم داشت.

«بیت»ها
در خربة المنیه و اُسَیس و قصر الحیر غربی و شرقی و خربة المفجر، حیاطی در میانِ بناست و مجموعه ای از اطاق ها و رواقی ستون دار در دوطبقه بر گردِ آن. چه جای دیگر می توان این الگو را یافت؟ درست همین الگو را در کاخِ فرماندارِ رومی بصر هم می بینیم؛ بنایی که تاکنون دربررسی ریشه های طرح کاخ های اموی و «بیت» هایآن یکسره نادیده مانده است. جالب اینجاست که این بنا بیتی تمام و کمال هم دارد:‌تالاری میانی با دو جفت اتاق در دو سو. البته اتاق های کناریِ این تالار ا مانند مُشتّا و قصر الطوبه با دیوار از هم جدا نکرده اند؛ در بُصری در میانِ دو اتاق، یک دهان قوس است؛ مانند بخش جنوبی کاخ ولید در منیه: کهن ترینِ کاخ اموی.

قصر الحَیر غربی در 60 کیلومتری غربِ تَدمُر (پالمیرا) است. آثارِ پیرامون این محوطه از این قرار است:
الف. در شانزده کیلومتری جنوب قصر الحیر، در کوهستان، سدی است از دوره رومیان، سد حریقه.
ب. چهار بنا در دشت قصر الحیر است:
1. چاردیواریِ بزرگی به ابعادِ 1050 در 442 متر. این دیوار را بر گرد زمینی کشیده اند که آن را میتوان آبیاری کرد.
2. بندی با دیوارهای موازی برای گرد آوردن و هدایتِ آب
3. «خان» (کاروانسرا)
4. قصر و حکام مجاورش
 ج. در میان حربقه و قصر الحیر:
1. جویی که بیشتر زیر زمین جریان دارد و آب را از سد به قصر می رساند.
2. یک توقفگاه
همه بناهای اصلی این مجموعه را در سال های 1315-17ش 1936-38م پاک سازی و حفاری کرده اند.
چار دیواری بزرگ دیوار نختسن خشتی بوده است با شالوده ای سنگی. پشت بندهایی نیم گرد، یک در میان، یکی بر لبه بیورنی و یکی بر لبه درونی، دیوار را مقاوم تر می کرده است. ورودیِ اصلی در گوشه شرقی است و شامل یک درگاه و یک هشتی است. در شرق ورودی اتاقی است که گویا اتاقِ دربان بوده است. شیوه ساختِ دیوار و ورودی مانندِ قصر الحیر شرقی است.

خان
خان یا کاروانسرا را نخست از خشت ساخته بودند بر شاولده ای سنگی. چارگوشی است در شرق 75/55 و در شمال 10/54 و در غرب 90/55 و در جنوب 10/55 متر.
حیاطِ میانی 5/22 در 23 متر است و بر گردِ آن رواقی است ب پهنای 5/2 متر. این رواق چهار پایة L ـ شکل در گوشه ها دارد و پاستون هایی سنگی که گویا ستون هایی از چوب بر آن بوده است. در پسِ رواق، در شمال و غرب و جنوب، سه اتاقِ دراز است (48 در 8/4 متر). در دو سوی ورودی [در شرق] شش اتاق است با ندازه های گوناگون. به حطای که وارد شویم، در جانبِ راست، به توده ای از مسالح بر میخوریم که روزگاری پلکانی بوده که به بام می رسیده است. از شرقِ بنا، در گوشه ها، دو بالِ 18 متری خارج شده است. آن که در جنوب است مسجد است و محرابی دارد و آن که در شمال است رواقی با سه ستون (شاید چوبی) که در پس آن آبشخوری است. تاریخ بنا را در کتیبه ای بر یکی از نعل درگاه های نوشته اند. شاید این شگفت انگیز ترین کتیبه اسلامی باشد. گاهی روماین چنین می کردند و به جای آنکه کتیبه را بر سنگ یا سطحی گچی بتراشند حروف را از برنز می ساختند و با شاخکی در پشت به سنگ می بستند. گویا این کتیبه نیز چنین بوده است. البته حروف از بین رفته و فقط جای شاخک ها و شیارهای کم عمق حروف بر سنگ پیداست. بنا بر این کتیبه، این بنا را هشام در رجب سال 109ق ساخته است. این نمونه ای یگانه از تداوم حیات شیوه ای کهن در روزگار نخستِ اسلامی است.

کاخ
ابعادِ کاخ، بدونِ برج ها، چنین است: در شرق 45/71 و در شمال 45/70 و در غرب 03/73 و در جنوب 05/71متر. ورودی در میانه بدنه شرقی است و دو برج نیم گرد در دو سو دارد. در سه گوشه کاخ سه بجر گرد است. گوشه چهارم را برج صموعه ای گرفته است که در هنگام ساختن کاخ حفظش کرده اند. سه برج هم بر میانه بدنه هاست. دیوارهای بیرونی بنا 2 متر ستبرا دارد. نمای 2مترِ پایینی دیوارها از سنگ صیقلی است با هسته ای از قلوه سنگ. بالای این 2متر، آجر است و بالای آجر، خشت.
در پس رواق، مجموعه ای از 59 اتاق است به پهنای 11 متر. از این اتاق ها، پنج اتاق مستقل است و یک راست به رواق راه دارد. بقیه بقیه اتاق ها را به شش دستگاه جداگانه بخش کدره اند. هر دستگاه یک تلارِ میانی دارد که به رواق پیوسته است.
راه ورودی به بقیه اتاق ها از همین تالارِ میانی میانی است. برای هر دستگاه یک آبریزِ جداگانه در نظر گرفته اند که نشانه استقلالِ بیشتر دستگاه هاست. اتاقِ میانی این دستگاه ها یا «بیت» ها را، با قوسی عرضی سوار بر دو لغازِ کناری، دو بخش کرده اند. در هر بخش از سه تالارِ جنوبی دو در به اتاق های کنار باز می شود؛ درست روبروی هم بقیه درها هم در هم راستاست و در محورِ درگاه ها. میتوان از میان این درگاه های پی در پی،‌از یک سوی هر بیت تا سوی دیگرش را دید.
روشن نیست چگونه به اتاقهای کناری دیوار پیرامونی نور می رسانده اند. گویای اتاق های کنار حیاط پنجره هایی به رواق داشته است. تالارهای میانی از نورگیری مشبک بالای درگاه نور می گرفته و نوری هم از اتاق های کناری مجاور رواق به آن می رسیده است.

تزیینات
شلومبرگر تزییناتِ گچی سر در را به ظرافت بازسازی کرده است. پهنه گچ کاری 4متر بالاتر از کف آغاز می شود افرزی دارد با نقش برگ های بادخورده کنگر. بالای این نوار، بر هر برج،‌سه قاب کشیده است به بلندی 25/3متر. بر هر یک از این قاب ها طرحی ویژ کار کرده اند وطرح دو برج قرینه است. نواری از مهرهای کوچک و ابزاری شب دار این قابها را از هفت قابِ بالایی جدا می کند.
این قاب ها یک در میان مربع و مستطیل است و در بالا به افریزی با نقش های برگ نخل می رسد. بالای افریز، ردیفی از ستونک هاست که در میان دو سرشان در بالا، یک در میان قابی سنتوری و قابی صدفی است. در میان هر دو ستونک تندیس زنی است. بالای هر برج کنگره ای پنج پله است و بر هر کنگره تیرکشی.
بخشهایی از نقش برجسته ای از امیری هم به دست آمده است. پیکر امی در اندازه ای نزدیک به اندازه واقعی است، نشسته، پاشنه های نزدکی به هم و زانوها با فاصله، کم و بیش مانند یکی از نقش های پادشاهانِ ساسانی؛ البته در دست امیر شمشیری نیست(ت82). بسیار محتمل است که جای این نقش برجسته سینه قوس بالای سر در باشد.
باید گفت این اولین بار بار است که در معماری دوره اسلامی گچ بری می بینیم. دیوارهای اتاقهای طبقه پایین را نقاشی کرده اند؛ یا با نوارهای افقی رنگارنگ یا نقش هایی رگه های سنگِ مرمر یا با نقشِ گل های درشت و نقش های هندسی. در یک جا هم نقشی ویژه است از عقابی با تنه است.

نقاشی‌ها
نخستین پرده از این نقاشی ها را سه بخش کرده اند؛‌بخش های افقی نابرابر. در بش بالایی دو نوازنده در زی دو قوس نعل اسبی نشسته اند. ستون ها و سر ستونهای زیر این قوس ها بسیار خام و زمخت است. در بخش دوم سوارِ جوانی است با ریش انبوه به شکار غزال. اسب سیاه است و دمش را حنا گذاشته اند و گره ای بسیا زیبا بر آن زده اند. سم های اسب را هم حنا گذاشته اند. مرد بر زینی سفید نشسته و مویی سیاه و مجعد دارد با سربندی رها در باد. بندهایی بادخورده هم به کمر او بسته است؛ همه به اسلوب ساسانی. کفش اخرایی و شلوار سبز او در زیر بالاپوشِ بلندش پیداست. از همه جالب تر اینکه پای او در «رکاب» است. این یکی از نخستین جاهاست که در نقشی «رکاب» می بینیم. تیر سوار از کمان سه قوسی اش رها شده و بر تن غزال نشسته است. بالای قاب پایینی بسیار مخدوش شده است اما هنوز میتوان بر آن نقش سگی شکاری دید که در پی خرگوشی است. در پایین این بخش، نقش مردی است با کلیدی بزرگ بسته به بندی که حیوانی شاخ دار را به سویی مب رد ـ‌گویا برده ای است که حیوانی به دام افتاده را به «حیر» یا زمین بازی می برد.
دومین پرده قابی دارد از شاخه مواج تاک با خوشه های انگور. دراین قاب نقش حلقه ای است به قط 80/1 متر که در میانش تصویر نیم تنه زنی است بر زمینه ای از نقش های گیاهی، بر گردن او، گردن آویزی است از مروارید وپایین آن، ماری سرخ رنگ. در دستان او سبدی است پر از میوه. میتوان این تصیور انتازعی را همتای نقش گایا[الهه زمین در یونان باستان] در انطاکیه دانست. در پایین، نقش دو هیولای دریایی است، بیش و کم شبیه لاپیت ها[مردمانی خیالی در یونان]، هر یک بازوبینی در دستِ راست. از بخش پایانی این پرده فقط صورت محوی از یک روباه و یک ماهی خوار و چند جانور دیگر پیداست.

منابع:
گذری بر معماری متقدم مسلمانان؛ کی. اِی. سی. کرسوِل؛ بازنگری: جیمز آلن؛ ترجمه: مهدی گلچین عارفی؛ نشر آثار هنری «متن»
مقاله معماری مدنی، پاپا دوپولو، ترجمه آرزو اقبالی، پایگاه مجلات تخصصی نورمگز.
تقریر أولی عن موسم الحفریات الأول فی قصر الحیر الشرقی، نویسنده: الیغ غرابار، مترجم: الأسعد خالد، المجلد السادس عشر، 1966 - الجزء 1 (8 صفحه - از 115 تا 12).
 حفریات قصر الحیر الغربی: «بادیة» امویة فی سهل تدمر، نویسنده: دانیال شلومبرجیه.

1396 .16 مهر / نویسنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |