خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

دین در فیلم‌های مستقل(بخش پایانی)

1390 .25 فروردین

آن‌چه در پی خواهد آمد گزارشی بلند است كه توسط دو تن از منتقدین و گزارشگران ژورنال مذهب و فیلم، ویلیام بلیزك(William L. Blizek) و روبی رامجی (Ruby Ramji) به مناسبت برگزاری جشنوارۀ فیلم ساندنس تهیه شده است.
آن‌چه در پی خواهد آمد گزارشی بلند است كه توسط دو تن از منتقدین و گزارشگران ژورنال مذهب و فیلم، ویلیام بلیزك(William L. Blizek) و روبی رامجی (Ruby Ramji) به مناسبت برگزاری جشنوارۀ فیلم ساندنس تهیه شده است. این جشنواره از تاریخ 17 تا 27 ژانویۀ سال 2008 در پارك سیتی شهر یوتای آمریكا برگزار شد. نظر به اهمیت این جشنواره و فیلم‌های عمدتا مهجوری كه در آن به نمایش درآمده‌اند ـ كه حتی این گزارش می‌تواند مدیران تامین برنامه‌های شبكه‌های مختلف رسانۀ ملی را ترغیب به خرید و نمایش برخی از آن‌ها نماید ـ و هم‌چنین آشنایی خوانندگان ماه‌نامۀ رواق هنر و اندیشه با برداشت‌ها و تعاریف منتقدین و ریویونویس‌های غربی از حضور دین در سینما، این گزارش بلند بالا در چهار شمارۀ پیاپی به چاپ رسید.

و اما بعد...

شام با رئیس جمهوری: سفر یك ملت[1]

1. ژنرال ارتشی پرویز مشرف در سال 1999 كودتایی نظامی در پاكستان به راه انداخت و در سال 2001 رییس‌جمهور پاكستان شد. از آن زمان به بعد او را به عنوان دیكتاتوری نظامی و رهبری ترقی‌خواه تلقی می‌كنند ولی مشرف به طور دموكراتیك انتخاب نشد.

2. سابیها سومار[2] و ساچیتاناندام ساتانانتان[3] كارگردانان این مستند، شبی را در منزل پرویز مشرف به ضیافت شام و ملاقات خصوصی گذراندند. مشرف، مشتاق به بحث دربارۀ آوردن دموكراسی به پاكستان و نقش خودش به عنوان یك رهبر نظامی در كشوری دموكراتیك و مدرن است.

3. این مستند سپس شروع به سفر در سراسر پاكستان می‌كند تا به كاركرد دموكراسی در یك كشور اسلامی بپردازد. فیلم‌سازان به مناطق دوردست می‌روند و با ملاهای[4] مسئول قبایل در استان‌های مرزی شمال غربی صحبت می‌كنند. ملاها خواستار دولتی دین‌سالار[5] هستند و پیمان مشرف با ایالات متحده را دوست ندارند. آن‌ها سپس با مردمان محلی صحبت می‌كنند. محلی‌ها می‌گویند ما به حزب اسلامی[6] رأی می‌دهیم؛ زیرا هم‌قبلیه هستند. با این حال با تحمیلات حزب موافق نیستند. می‌گویند كه ملاها قصد ممنوعیت موسیقی، رادیو و تلویزیون را دارند و به زنانشان اجازه نمی‌دهند به خیابان یا مدرسه بروند. سپس كارگردانان، ما را به دیگر سوی پاكستان می‌برند؛ منطقه‌ای ساحلی كه ساكنانش جوانانی روشنفكر و ثروتمندند. آن‌ها از مشرف حمایت می‌كنند؛ زیرا او مخالف ملاهاست.

4. فیلم‌سازان با افراد مختلفی مصاحبه می‌كنند؛ از كارگران تا روشنفكران از اعضای حزب‌ها و روزنامه‌نگاران تا دست‌فروش‌های خیابانی تا به معنای دموكراسی از منظر آن‌ها پی ببرند. در این‌جا متوجه می‌شویم كه كشور به دو دسته تقسیم شده است؛ باسواد مرفه و فقیرِ تحت كنترل قبیله و قوانین اسلام. مشرف ادعای دفاع از كشور در برابر افراط‌گرایی را دارد ولی می‌بینیم كه چگونه حزب دینی در سال‌های گذشته قدرت را به دست گرفته است.

5. این مستند به مشكلات گوناگون مشرف برای حكم‌رانی بر پاكستان نیز می‌پردازد؛ موانعی مانند افراطی‌ها مذهبی، نظامی‌گری و جنگ‌ آمریكا علیه ترور. هدف مشرف از برقراری دموكراسی در پاكستان زمانی مورد امتحان قرار می‌گیرد كه بوتو بعد از تبعیدی خود‌خواسته به مدت هشت سال به پاكستان باز می‌گردد تا حزب مردم را رهبری كند. مشرف مدعی است كه قدرت‌ دموكراسی، بوتو را در انتخابات آتی شكست خواهد داد ولی با اعلام اوضاع اضطراری در كشور، حرف‌های گذشتۀ خود را زیر پا می‌گذارد و ادعا می‌كند كه قصد حمایت از دموكراسی‌ای را دارد كه هشت سال پیش پایه گذاشته است. متأسفانه مستند با استفعای مشرف از ریاست ارتش پاكستان در نوامبر سال 2007 پایان می‌یابد و ما حادثۀ غم‌انگیز ترور بوتو را در فیلم نداریم. به هر حال به معنای واقعی دموكراسی و عواقب آن در پاكستان در حال رأی پی نمی‌بریم.

فوئب در سرزمین عجایب[7]

1. دَنیل بارنز،[8] کارگردان و فیلم‌نامه‌نویسِ فیلمی جذاب دربارۀ خانواده، اخلاق و بلوغ است. این فیلم، متشکل از ستارگانی چون فلیسیتی هافمن،[9] بیل پولمن[10] و پاتریشیا کلارکسون[11] دربارۀ دختر جوانی با نام فوئب است که متفاوت، مستعد، خیال‌پرداز و تا اندازه‌ای مشکل‌ساز برای والدین و معلمانش است. فوئب به دنیای خیال به ویژه دنیای آلیس در سرزمین عجایب، پناه می‌برد تا با مشکلاتش کنار آید. فوئب، پزشک خود را از علاقه­اش به خیال مطلع می‌کند؛ زیرا در سرزمین عجایب هیچ چیز سر جای خودش نیست.

2. مادر فوئب، فردی دانشگاهی است ولی احساس ناامیدی می­کند؛ زیرا نمی­تواند پایان‌نامه‌اش را به پایان رسانده و با دخترش ارتباط برقرار کند. مادر فوئب برای پروراندن تخیلات دخترش هر گونه مانعی را از سر راهش برمی­دارد و از این طریق او را به حالت طبیعی خسته‌کننده­ای باز می‌گرداند. از طرف دیگر پدر فوئب قوانین سنگین‌تری را وضع می‌کند تا دخترش از او تبعیت کند. معلّم مستعد تئاتر فوئب، دوشیزه داجر، استعداد و ظرفیت فوئب را برای یادگیری می­پروراند. به هر حال فیلم آکنده از ناامیدی است و این دانش‌آموز مستعد روز‌به‌روز از واقعیت دور می­شود.

3. عدم توانایی فوئب برای سازگاری با محیط اطرافش پرسش‌هایی دربارۀ اخلاقیات و تبعیت کودکان از عُرف در ذهنش ایجاد می­کند. در لحظه­ای شهودی، فوئب نظاره­گر پرنسسی در ناتکراکر[12] است و آرزو می­کند که اگر لباسی شبیه او و به اندازۀ کافی بلند داشت وقتی یک روز صبح از خواب بلند شود، پرنسس شده است. این‌که در بزرگ‌سالی ما چه شکلی هستیم در این­جا زیر سؤال می­رود. آیا سازگاری با ارزش­های سنتی ما را آن‌چه هستیم بار می­آورد یا ما تنها مقلد ارزش­ها و ایده­آل­هایی هستیم که از کودکی بر ما تحمیل شده­اند؟

4. فوئب با وارد شدن به دنیای تئاتر و در جریان نمایش مدرسه­ای آلیس در سرزمین عجایب با پسر جوان جسوری با نام جَمی آشنا می­شود. جمی به او کمک می­کند تا برای رسیدن به آرزوهایش مسیر درست را در این دنیای قانون‌محور پیدا کند. جَمی برای فوئب توضیح می‌دهد که توانایی او در گرفتن نقش در نمایش به دلیل دعا کردن و یا نفرت از چیزی است و خداوند آن را به تو نیز خواهد داد. با این‌که هیچ‌کدام از این دو نفر به خدا اعتقاد ندارند، پسر جوان دعا کردن برای نقش دلخواهش ـ ملکه در نمایش آلیس در سرزمین عجایب ـ را می­پذیرد. جمی شخصیتی است که با قوانین خود بازی می‌کند. متأسفانه فوئب برای گرفتن نقش به اصراری وسواس‌گونه دچار می­شود و حتی پس از پذیرفتن نقش، بدون هراس از اخراج شدن این رفتار را ادامه می­دهد. این رفتارِ مادرش را بیش از پیش آزار می­دهد.

5. فوئب در سرزمین عجایب با اجرای نمایش به پایان می­رسد و فوئب نقش آلیس را بازی می­کند. دوشیزه داجر که در طول فیلم، نقش راهنمای فوئب را داشته است در شب اوّل نمایش با آلیسِ خیالی ظاهر گشته و به یك‌باره ناپدید می‌شود تا بیننده متوجه شود كه فوئب به جایگاه خود در این دنیای آکنده از قوانین و ارزش­ها پی برده است. او آزاد است تا هر که می­خواهد باشد. فوئب ما را با این مسیر تنها می­گذارد. شما؟ شما که هستید؟ او ما را وادار به تفکر دربارۀ لباس‌ها و رفتارمان مطابق با اخلاقیات، ایده‌آل­ها و ارزش­هایی می­کند که از دوران کودکی همراهمان بوده­اند.

کَلّه‌حوله­ای[13]

1. نیاز به عشق می­تواند انسان را به جاهای خطرناکی بکشاند. یک دختر سیزده‌ساله گیر افتاده بین والدینی مغرور که بویی از عشق نبرده­اند به دنبال عشق در جاهای دیگر می­گردد و این‌جاست که عشق خطرناک است.

2. کله‌حوله­ای، به کارگردانی اَلِن بال[14] بر اساس اوّلین رمان آلیسیا اِریان[15] ساخته شده است. فیلم در طول جنگ خلیج اوّل و در حال و هوایی ضدّ عرب کلید خورد. جَسیرا، دختر جوان جذاب و زیبایی است که همراه با مادر ایرلندی ـ آمریکایی­اش در سیرِکوز[16] زندگی می­کند. مادرش گِیل، به دلیل علاقۀ دوست‌پسرش بَری به جَسیرا، جَسیرا را تنبیه می­کند. به همین خاطر مادر، دخترش را به هیوستون می­فرستد تا در آن‌جا با پدر مسیحیِ لبنانی­اش، ریفات زندگی کند. ریفات رفتاری متزلزل دارد. از یک طرف به مسیح اعتقاد راسخ دارد و از طرف دیگر دخترش را به دلیل بی­اخلاقی و تبعیت نکردن از دستورات تنبیه می­کند. مفهوم اخلاقیات در این فیلم شبیه نقطه‌نظرات نیچه با نام تبار‌شناسی اخلاقیات[17] است. نیچه، اخلاق بردگان را شبیه اخلاق مسیحیت می­داند؛ انتقام‌گیر، زننده و ناتوان در تمایز بین تفاوت­ها. وی معتقد است که هر چه خیر نیست، شر است. با این‌که این فیلم دربارۀ دین نیست ولی مفهوم بنیادی اخلاقیات از جامعۀ مسیحی‌ ـ یهودی‌ای نشات می­گیرد که ما در آن زندگی می­کنیم و اوضاع سیاسی­اش ما را احاطه کرده است.

3. کله‌حوله­ای پر از نقش­های جنسی، سیاسی، نژادی و قومی است. با بلوغ جنسی جسیرا پی می­بریم که مردان اطراف او با این مسئله در تعارض­اند. پدرش دوست ندارد دیگران بفهمند دخترش بزرگ شده و به بلوغ جنسی رسیده است. همسایه­اش آقای ووسو از آسیب‌ پذیری جسیرا سوء استفاده می­کند. دوست‌پسرش توماس او را مجبور به داشتن رابطۀ جنسی می­کند و می‌خواهد جسیرا دربارۀ این موضوع چیزی به کسی نگوید.

4. بی­ارادگی جسیرا در طول فیلم مشهود است؛ زیرا اجازه می­دهد تا اطرافیانش خوب و بد و اخلاق مناسب را برایش تشخیص دهند. مادرش او را به دلیل داشتن دوست‌پسر، بی­اخلاق می‌داند. پدرش اجازۀ دیدن پسری سیاه‌پوست را به او نمی­دهد؛ چون معتقد است مردم دیگر به او احترام نمی­گذارند. همسایه­اش از او می­خواهد که هیچ‌وقت بزرگ نشود و همبازی‌اش بماند؛ زیرا مردم او را بی­بند و بار فرض خواهند کرد. دوست پسرش توماس او را سیاه‌زنگی[18] صدا می­زند ولی به او هشدار می­­دهد نگذارد مردم اسم رویش بگذارند. همۀ مردان بالغ اطرافش خویشتن­دار و مغرورند ولی همزمان می­خواهند عوامل بیرونی را که قصد وارد شدن به زندگی­شان دارند، سرکوب کنند. پدر از توماس و سیاه بودنش بدش می­آید. آقای ووسو از همسایه­اش که تفکرات جنگ‌طلبانه علیه آمریکا دارد، متنفر است و...

5. یكی دیگر از عناصر اخلاق برده‌وار نیچه‌ای فیلم، مفهوم مرد پاک[19] است. او مردی است که خود را می­شوید، بعضی غذاها را که باعث بیماری‌های پوستی می­شوند، نمی­خورد، با زنان طبقۀ پایین هم‌خوابگی ندارد و از خون می­ترسد. این ترس از ناپاکی در سراسر فیلم موج می­زند. سرانجام جسیرا پی می­برد که باید صدای درونش را فریاد زند، كه دیگر نمی­خواهد کتک بخورد یا استثمار بشود. می­خواهد همان‌طور که هست، قبولش کنند و می­خواهد دوستش داشته باشند.

6. کله‌حوله­ای، فیلمی لطیف[20] نیست. شما را ناراحت می­کند. هم‌چنین در ذهن شما این پرسش را ایجاد می­کند که چه کسی تعیین می­کند اخلاق خوب چیست و در این محیط متناقض در حومۀ آمریکا که کودکانمان بزرگ می­شوند، چه کسی می­فهمد که اخلاق خوب و بد چیست؟ به ویژه هنگامی که با بقیه تفاوت دارید؟

یاسوكونی[21]

یك شمشیر به دو میلیون و چهل و شش هزار روح تجسد می‌بخشد.[22]

1. فیلم با شمشیر‌سازی نود‌ساله با نام نائوهارو كاریا[23] شروع می‌شود؛ تنها شمشیر‌ساز بازماندۀ صنف آهنگران ژاپن كه شمشیرهای فولادی جنگجویان ژاپنی را می‌ساخت.

2. معبد یاسوكونی در سال 1896 ساخته شد و مفتخر به پذیرفتن مقبره‌های دو میلیون و چهل و شش هزار جنجگویی است كه برای ژاپن كشته شدند. برخی از این كشته‌شدگان اكنون به عنوان مجرم جنگی تلقی می‌شوند. عبادت‌كنندگان معبد، معتقدند كه شمشیرها زنده كنندۀ یاد آن كشته‌شدگان هستند. این مستند به كارگردانی لی یینگ[24] از چین به بحث‌های پیرامون مبعد و شمشیرهایی كه برای كشتن چینی‌ها در نبرد عظیم شرق[25] در شصت‌سال پیش استفاده شدند، می‌پردازد. معبد یاسوكونی به عنوان نیرویی متحد‌كننده برای احقاق حق ژاپنی‌ها و هم به عنوان نماد وحشتناك گذشتۀ زشت ژاپن شناخته می‌شود.

3. مستند با استفاده از علامت روی شمشیر كه بدن شینتو[26] خوانده می‌شود، سعی در بررسی تاریخ گذشتۀ ژاپن از جمله قتل‌عام نانجینگ[27] به سال 1937 و مسابقۀ دو افسر نظامی در بریدن سر 100 نفر را دارد. این دو افسر بعدها به عنوان مجرم جنگی اعدام شدند. اسامی این مجرمان اكنون در میان مقبره‌های معبد است و عامل مخالفت‌های بین‌المللی بر علیه این مكان شده است.

4. مستند یاسوكونی، هم‌چنین به بررسی دیدار سالانۀ بحث‌برانگیز نخست‌وزیر سابق ژاپن جونیچیو كوییزومی[28] از معبد، همزمان با درخواست خانواده‌های كره‌ای و تایوانی كشته‌شدگان كه خواستار حذف اسامی مجرمین جنگی از معبد هستند، می‌پردازد. در این مخالفت‌ها شاهد اعتقادات مذهبی نیز هستیم. آن‌هایی كه به شینتوییسم اعتقاد ندارند و مجبور به جنگ برای ژاپن شده‌اند خواستار بازگشت ارواح اجدادشان هستند تا خانواده‌هایشان بتوانند مردگانشان را با آداب و رسوم مذهبی خود زیارت كنند. دیگر مخالفان، معبد را نقض‌كنندۀ قانون مذهب و دولت[29] می‌‌‌دانند؛ زیرا معبد یاسوكونی مكان مذهبی خصوصی است. صومعه‌ای كه معبد، تحت نظارتش است اسامی مردگان را حذف نمی‌كند؛ زیرا آن‌ها را شهدایی[30] تلقی می‌كند كه تعلق به حكومت دارند.

5. كاریای شمشیرساز در این مستند، همانند پلی است تا به نقش شمشیر در تاریخ آشفتۀ ژاپن پی‌ ببریم. با این‌كه كاریا از خطاكاری و جنایات تاریخی ژاپن آگاه است ولی خود را جدای از جفاهایی می‌داند كه با شمشیرهای ساخت او بر مردم رفته است. او بیشتر بر جنبۀ هنری كار خود نظر دارد. این فیلم، هم‌چنین مردمانی را نشان می‌دهد كه منكر تجاوز نانجینگ‌ها و بریدن سر زندانیان برای تفریح می‌‌شوند. آن‌ها این مخالفت‌ها را ناشی از نوعی دستكاری تاریخ در رابطه با معبد می‌دانند. لی‌ یینگ تا پایان مستندش، شمشیر و صحنه‌های جرم و جنایت را با خود دارد.

6. با این‌كه مستند بعضی وقت‌ها ناآرام و ناپیوسته است ولی می‌توانست با توجه به وقت طولانی‌اش (123 دقیقه) تدوین شود. این فیلم تا اندازه‌ای داوری نیز می‌كند. این مستند، فیلمی آموزشی نه تنها دربارۀ تاریخ ژاپن بلكه دربارۀ فهم نقش دین در به یادآوری ژاپن است.

·  این مقاله از شمارۀ آوریل سال 2008 مجلۀ اینترنتی دین و فیلم به نشانی زیر برداشت و ترجمه شده است:

http://www.unomaha.edu/jrf

 

 

برگردان: روح‌الله عطایی

به‌كوشش: سیدحمیدرضا قادری

منبع:ماهنامه رواق هنرواندیشه،شماره بیست وچهارم

Ps147

 

 

 

 

1.Dinner with the President: A Nation’s Journey

2. Sabiha Sumar

3. Sachithanandam Sathananthan

4. Mullahs

5. theocratic state

6. Islamic Party

7. Phoebe in Wonderland

8. Daniel Barnz

9. Felicity Huffman

10. Bill Pullman

11. Patricia Clarkson

12. Nutcracker

13. Towelhead

14. Alan Ball

15. Alicia Erian

16. Syracuse: city in central New York.

17. Genealogy of Morals

18. sand nigger

19. clean man

20. subtle movie

21. Yasukuni

22. "One sword embodies 2.46 million souls"

23. Naoharu Kariya

24. Li Ying

25. Great East War

 

26. body of Shinto

27. Nanjing Massacre

28. Junichiro Koizumi

29. church and state

30. martyrs
1390 .25 فروردین / نویسنده: / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |