خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها
ابوطالب مظفری عنوان کرد: ادبیات و شعر آیینی در افغانستان به هیچ وجه جریان ساز نیست چنانکه می توان گفت این مقوله از ادبیات حول و حوش برخی از آیین ها و شخصیت های خاص و مورد توجه می چرخد.

ابوطالب مظفری :شاعران افغان گرایش کمتری به ادبیات آیینی دارند

سيد ابوطالب مظفری متولد سال ۱۳۴۴ خورشيدی است. او شاعر و نقاد توانايست. دير سالي ست که در شهر مشهد ايران بسر مي برد و يکی از بنياد گذاران مرکز فرهنگی دُر دری در ايران است. چند سالي ست که سردبيری مجله وزين ( دُر دری )ارگان نشریاتی مرکز فرهنگی نويسنده گان افغانستان را به عهده دارد درباره وضعیت فرهنگی افغانستان و شعر این خطه فارسی زبان به گفتگو با وی پرداخته ایم.

  چندی پیش برای فعال کردن دفتر شعر در دری به افغانستان سفر کرده بودید استقبال از این نهاد فرهنگی در آنجا چگونه بود و لطفا بفرمایید وضعیت آموزشهای فرهنگی در افغانستان چگونه است ؟

     در حال حاضر دفتر در دری را در افغانستان فعال کرده ایم  و شاهد این نکته بوده ایم که استقبال مخاطبان افغان از این نهاد ادبی و فرهنگی  بسیار خوب بوده است  در واقع قشر جوان و تحصیل کرده افغان به این نهاد توجه خاصی نشان می دهند و از افتتاح آن در افغانستان بسیار خرسند هستند  در مورد بحثهای آموزشی در افغانستان که یک کشور فارسی زبان است  باید گفت که علاقه مندی بالاست و استقبال خوب است اما یک مشکل عمده در فعالیتهای  آموزشی در  افغانستان وجود دارد و آن این است که در این کشور جنگ زده همه  چیز از مهد کودک تا دانشگاه غیر انتفاعی است و امکانات دولتی بسیار محدود است و از آنجایی که مردم از مشکلات اقتصادی رنج می برند  استفاده از امکانات  خصوصی برای آنها دشوار است واز طرفی دیگر در حوزه امکانات آموزشی مدیریت و برنامه ریزی کافی وجود ندارد بنا براین به جای اینجوهای و نهادی خصوصی  جای فعالیتهای آموزشی  رایگان دولتی در حوزه فرهنگی خالی است .

       این روزها گفته می شود که توجه زبان فارسی در افغانستان  کم شده است و مردم و به ویژه قشر تحصیل کرده گرایش خاصی به یادگیری زبان انگلیسی پیدا کرده اند  به نظر شما آیا این مطلب صحت دارد و اصلا وضعیت زبان فارسی در افغانستان چگونه است ؟

     در شرایطی که وضعیت اقتصادی مردم به شدت بد است و از طرفی آموزش خصوصی و در این کشور جنگ زده و فقیر رواج دارد افراد برای اینکه در آمد و شغل خوبی داشته باشند ناگزیر به فرا گیری زبان انگلیسی هستند  از این رو در افغانستان که یک کشور فارسی زبان است خطر نابودی زبان فارسی به شدت احساس می شود  دلیلش نیز همین مدارس غیر انتفاعی و وضعیت اشتغال است  که از پایه افراد را تشویق به یاد گیری زبانی غیر از زبان مادری می کنند  از طرفی یادگیری زبان اردو نیز اجباری است و از این رو توجه به زبان فارسی ضعیف شده است البته در مقابل افرادی هستند که به زبان فارسی توجه بیشتری نشان می دهند  اما اگر وضعیت به این صورت ادامه یابد  در دراز مدت  زبان فارسی به شدت دچار مشکل می شود  چرا که  معاش قشر تحصیل کرده افغانستان به یادگیری زبان انگلیسی بستگی دارد   در این جامعه اگر کسی فارسی نداند  زندگیش در خطر نمی افتد  اما با فرا گیری زبان انگلیسی از بسیاری جهات برای فرد امنیت  اقتصادی و معیشتی به وجود می آید  اگر چه هنوز هم در این کشور رسانه ها و روزنامه ها  و صدا و سیما به زبان فارسی است  و این خود کمک بزرگی به زبان فارسی اما با وضعیت پیش آمده آینده زبان فارسی در افغانستان در خطر است .

     نقش  ایران را به عنوان مهم ترین کشور فارسی زبان  در توسعه زبان فارسی در افغانستان  چگونه می بیند و این کشور چگونه می تواند نقش مهم تر و بیشتری را در این زمینه ایفا نماید ؟

     

     ایران  از لحاظ فرهنگی نقش آرام و پنهانی را بازی می کند  البته تا حدی احیای این نقش بدون برنامه ریزی است  در حال حاضر بسیاری از مهاجرانی که قبلا در ایران حضور داشتند در حال حاضر در  افغانستان   در شغل های دولتی و غیر دولتی مشغول به فعالیت هستند  و این خود نشان از نقش پنهان ایران در این کشور و تاثیر گذاریش در توسعه  وحفظ زبان فارسی دارد . همچنین کتابهایی که در ایران چاپ می شود نیز  بسیار می تواند مفید واقع شود   البته برای اینکه  ایران به عنوان بزرگترین  کشور فارسی زبان در این باره تاثیرات و نقش بیشتری را ایفا کند باید فعالیتهای برنامه ریزی شده ای داشته باشد  که البته در این زمینه  کارهایی چشمگیری تا کنون صورت نگرفته است است  و معمولا کارها به صورت طبیعی صورت می گیرد و اصلا معلوم نیست که داد و ستد فرهنگی و زبانی  بین ایران افغانستان که دو قطب بزرگ فارسی زبان را تشکیل می دهند  تا چه اندازه آگاهانه و برنامه ریزی شده است  که البته در این  زمینه تجهیز کتابخانه های عمومی در  افغانستان نیز می تواند موثرباشد .

    به نظر شما شاعران ونویسندگان  افغانی از شاعران و نویسندگان  ایرانی تاثیر پذیرفته اند ارتباطات این افراد  از چه طریقی فراهم می شود؟

     

     تاثیر شاعران

تابهایی که در ایران چاپ می شود نیز بسیار می تواند مفید واقع شود البته برای اینکه ایران به عنوان بزرگترین کشور فارسی زبان در این باره تاثیر

و نویسندگان ایرانی بر روی شاعران و نویسندگان افغان تاثیری روشن و واضح است  چرا که امروز در دور ترین نقاط دنیا نیز اینترنت رایج است و برخلاف گذشته که ارتباط فرهنگ تنها منوط به کتاب و نشریه  بود امروز ارتباطات بسی راحتر از گذشته است  از این رو شاعران و نویسندگان این دو سرزمین که روزگاری یک سرزمین واحد  بودند به راحتی و با بهرگیری از اینترنت می توانند از ادبیات روز هم  آگاه شوند تا آنجا که حتی جوان ترین شاعران و نویسندگان ایران شاعران و نویسندگان افغانی را می شناسند  و با آنها ارتباط دارند  این افراد از این طریق اینترنت و وبلاگهای ادبی با یکدیگر تبادل اطلاعات می کنند  و همین امکان فضای مجازی  ارتباط بین شاعران و نویسندگان را بسیار جدی و قوی تر کرده است  وآنها را به هم نزدیکتر کرده است  از این می توان گفت امروز ادبیات افغانستان از ادبیات ایران تاثیر گرفته است و شاعران خطه افغانستان  اشعار و آثار ادبی شاعران و نویسندگان ایرانی را مورد مطالعه قرار می دهند  و بزرگان شعر معاصر ایران را به خوبی می شناسند .

     گرایش به ادبیات آیینی در بین اهالی فرهنگ و هنر و به ویژه شعر در افغانستان چگونه است ؟

     گرایش به ادبیات آیینی  در بین شاعران افغانستان که در حال حاضر در این کشور فعالیت می کنند کم رنگ است  چرا که بیشترهنرمندان این خطه اهل تسنن هستند  و دوم اینکه اغلب شاعران و نویسندگانی که در این کشور فعالیت می کنند و یا به نوعی سکاندار ادبیات فارسی در افغانستان هستند شاعران و نویسندگان روشنفکر می باشند  این شاعران به دلیل اینکه سالها  از طریق سنت و ایدئولوژی  خاص و خشونت آمیز به شدت آسیب دیده اند بسیاری از باورهای آنها دستخوش تغییر شده است  از این رو این افراد  از هر گونه ایدئولوژی  بیزار و گریزانند از طرفی  حال و هوایی که در حوزه ادبیات آیینی در ایران رواج دارد و شناخت و معرفتی را که شاعران  ایران به این باور دارند  در  بین اکثریت  قشر هنرمند  در افغانستان  وجود ندارد  اما در این باره می توان گفت که شعر عام دینی و معنوی در افغانستان هنوز هم توسط بسیاری از شاعران سروده می شود و به نوعی مطرح است  اما نمی توان گفت که  توجه به ادبیات آیینی  در افغانستان مشابه ایران است  در واقع شعر آیینی در افغانستان حول و حوش برخی از آیین ها و شخصیت های  خاص و مورد توجه می چرخد و البته گاه گاهی کارهای خوبی نیز در این زمینه ها خلق شده است  اما ادبیات آیینی  افغانستان به هیچ وجه ادبیاتی جریان ساز نیست بلکه جسته و گریخته به این مسئله پرداخته شده است.

     گرایش به داستان نویسی در بین هنرمندان افغان را در مقابل شعر چگونه می بینید ؟

     

     داستان نویسی در افغانستان جریان تازه در مقابل  شعر و بسیاری از قالبهای ادبی است که در افغانستان جریانی پر طرفدار است اما با این وجود در حال حاضر آثار ادبی داستانی خوبی توسط  نویسندگان افغانی تولید و خلق شده است و کارهایی مطرحی  به وجود آمده است کارهایی که کم کم جای پایی در ادبیات جهانی نیز یافته اند این نویسندگان چه در افغانستان و چه خارج از مرزهای افغانستان به فعالیتهایی خود ادامه می دهند با این وجود باید گفت جریان ادبیات داستانی در افغانستان جریانی نوظهور است  و داستان نویسی در افغانستان هنوز راه طولانی را برای رسیدن به قله ها در پیش دارد  درباره  سوژه ها  و درونمایه های ادبیات داستانی در افغانستان نیز بایدگفت :که سوژه ها با یکدیگر متفاوت است اگر چه بسیاری از سوژه ها موضوعاتی که پیرامون خود افغانستان و مشکلات آن  است  اما اخیرا زبانها و لهجه های محلی به ادبیات داستانی افغانستان غنایی بیشتری بخشیده است .

     در پایان چه آرزویی برای برای زبان فارسی و علاقه مندان به این زبان دارید؟

     آرزوی من در حوزه ادبیات فارسی این است که روزی فرا رسد که ایران و افغانستان و تاجیکستان  با یکدیگر داد و ستد فرهنگی و برنامه ریزی شده ای داشته باشند  و روزی فرا رسد  که شمارگان کتاب  در ایران از هزار نسخه بالا تر رود  و با بالا رفتن این شمارگان  بحران مخاطب  نیز حل شود  و زبان فارسی نیز گستره بیشتری پیدا کند  که البته تمام این آرزوها با یک مدیریت فرهنگی منسجم  و کارآمد میسر می شود و در این زمینه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز می تواند نقش موثر و به سزا و تعیین کننده ای داشته باشد .

نظر: 0 /

عدم نمایش نظرات

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |